خدابخش صفادل، شاعر نیشابوری در یادداشتی نوشت: دو نسل پیشتر از حیدریغما، گروهی از بادیهنشینان حاشیهی کویر مرکزی ایران، در فرار از یک خشکسالی، یا برای زیارت امام رضا (ع)، از راه خورو بیابانک به خراسان آمدند، کاروانیانی که تنگدست و رنجیده و بیمار بودند. گروهی از این کاروان در بازگشت در نیشابور ماندند و روستای صومعه را برای زندگی برگزیدند، اسماعیل فرزند حیدربیگ، پدر بزرگ حیدر یغمای نیشابوری، یکی از همین گروه مهاجر بود.
حیدر یغمای خشتمال، در ۲۰ دی ۱۳۰۲ در روستای صومعه در شش کیلومتری شمال نیشابور، از پدرو مادری به نام کشور و محمد، زاده شد.
او، در جوانی از روستای صومه به شهر آمد. بیشتر دهقانی، کارگری و خشتمالی میکرد. در ۳۰ سالگی، دختری به نام صفوراً را به همسری گرفت.
میگویند تا میانسالی از خواندن و نوشتن بیبهره بود. در کودکی در محفلهای شاهنامه خوانی و افسانه خوانی روستایی در شبهای زمستان، حاضر میشده است. به گفتهی خودش بیتها و داستانهای حماسی را با یکی دو بار شنیدن به حافظه میسپرده است.
در بزرگسالی فارسی و روخوانی قرآن را میآموزد و خود قاری قرآن میشود و جلسههای قرآنی برگزار میکند.
به گفتهای، فارسی را از کتاب اکابر آغاز کرده بود و تخته سیاهش تابلو مغازهها بود. در فاصله ازدواج تا آغاز شاعریاش، همراه با کار طاقت فرسای خشتمالی، پیوسته به کتابخانه عمومی نیشابور میرفته و با وَلَع و اشتیاق، مطالعه میکرده است.
یغما در ۴۰ سالگی نخستین بیت از شعرهایش را میسراید، درونمایه اصلی شعرهای نخستین او، مطالب دینی، ستایش امامان (ع) و حکایتها و روایتهای مذهبی است. یغما در ۲۴ سال روزگار شاعری خویش، بیش از ۴۰ هزار بیت شعر در قالبهای غزل، قصیده، مثنوی، شعر گویشی و رباعی و... سرود که آخرین شعرش را، سه روز پیش از درگذشتش سروده است.
نخستین گزیده شعر او با عنوان «اشک عاشورا» در سال ۱۳۴۶ چاپ و پخش شد. در سال ۱۳۶۵ گزیده «سیری در غزلیات یغما» در دانشگاه فردوسی مشهد به چاپ رسید. پس از درگذشت او، جواد محقق نیشابوری، در سال ۱۳۷۳ گزیده شعرهای حیدر یغما را گردآوری و با عنوان «شاعر خشتمال» چاپ و پخش کرد. و در سال ۱۳۷۷ «دیوان حیدر یغما» به کوشش زنده یاد سعید کاویانی سردبیر نشریه صبح نیشابور چاپ شد.
در سال ۱۳۸۵ فرزندش ابوالفضل یغما «دیوان حیدر یغما» را با دگرگونیهایی چاپ و پخش کرد. در سال ۱۳۹۲، مهدی نوروز و جواد محقق نیشابوری، دیوان کامل حیدر یغما را به دوستداران فرهنگ و ادب ارائه کردند. یغما نیشابوری، پس از عمری فقر و تنگدستی ولی آزاده و با مَناعت طبع، در دوم اسفند ۱۳۶۶ چشم از جهان فروبست و آرامگاه او، در نیشابور، میان آرامگاه خیام و عطار است.
قطار میرود و من نشستهام به قطار/ ز روی سینه من میرود قطار، انگار
مرا به سوی وطن میبرد سریع، اما/ وطن کجاست در آنجا که نیست خانهی یار؟
چنان ملول تو گشتم که بر فلک برخاست/ ز چرخهای قطارم شرار آتشبار
گرفت جان مرا این ره نشیب و فراز/ اگر چه بیخبران را رود همی هموار
به شهر عشق بیا تا کسی نپرسدمان/ تو از کدام دیاری من از کدام دیار
اگر زمین و زمان ثبت در قباله توست/ در آن دیار که یار تو نیست، پا مگذار
بیا و رشته پیمان ما ببند و برو/ قرار کز دل ما بردهای بیا و بیار
قدم به دیده «یغما» بنه به نیشابور/ پس از زیارت خیام و مرقد عطار!
یغما نیشابور

انتهای پیام/

نظر شما