میراثآریا: عطار یکی از عارفان و شاعران نامدار ادبیات فارسی است که شهرت جهانی دارد و گنجینهای پر افتخار برای ملت ایران محسوب میشود.
عطار نیشابوری را میتوان یکی از بزرگان درجه اول عرفان به حساب آورد که همیشه سادگی در کلام را سرلوحه تمامی آثارش قرار داد و همین مسئله موجب شده است که محبوبیت خاصی در میان مردم همه دورانها پیدا کند.
تولد عطار
فریدالدین عطار نیشابوری در سال ۵۴۰ هجری قمری در روستای کدکن نیشابور چشم به جهان گشود؛ البته برخی تولد او را سال ۵۳۷ هجری قمری نقل کردهاند.
در کدکن که محل تولد شیخ عطار نیشابوری است، زیارتگاهی به نام «پیر زِرَوَند» وجود دارد که برای اهالی آن منطقه بسیار قابل احترام است و گفته میشود که این مزار مربوط به پدر عطار است.
کدکن که در آن جا به دنیا آمد اکنون یکی از بخشهای شهرستان تربت حیدریه امروزی محسوب میشود. او از همان دوران کودکی به مدارس علمیه شهر رفت و به تحصیل مقدمات علوم زمان خود مشغول شد. عطار کودکی بسیار سخت و دردناکی را تجربه کرد و شش یا هفت ساله بود که درگیر ماجرای طغیان غزها شد. این فاجعه آنقدر عظیم و دردناک بود که در ذهن عطار برای همیشه نقش بست و او را به شدت تحتتاثیر قرار داد.
او چند سال پس از فروکش فتنه غز، در مکتب مشغول آموختن شد.
از جزئیات کودکی و زندگی این شاعر اطلاعات دقیقی در دست نیست؛ جز اینکه پدرش یک عطار ماهر بود و بعد از وفات او، عطار کار پدر را ادامه میدهد و به شغل عطاری مشغول میشود.
روایتی از مواجهه عطار با یک درویش و تغییر مسیر زندگی
در روایات آمده است که یک روز فریدالدین در دکان خود مشغول کار بود که درویشی وارد مغازهاش میشود و از او میپرسد که آیا چیزی برای رضای خدا به من میدهی؟ درویش این جمله را چند بار تکرار میکند، اما عطار به او اهمیت نمیدهد و چون درویش بیتفاوتی او را میبیند، از عطار میپرسد که تو چطور میخواهی از دنیا بروی؟
عطار در پاسخ به درویش میگوید: همان طور که تو از دنیا میروی!
درویش میگوید: آیا تو میتوانی مانند من بمیری؟
عطار در جواب میگوید: بله.
درویش زمانی که با پاسخ مثبت عطار روبهرو میشود، بلافاصله دراز میکشد و کاسه چوبی که در دست داشت، زیر سر خود میگذارد و میمیرد.
عطار پس از این رویداد، بسیار متحول میشود و مسیر زندگی خود را بهطور کل تغییر داد و به عرفان روی آورد.
سفرهای عطار
شیخ نیشابوری پس از این ماجرا، برای کسب علم و دانش، به هند، عراق، شام، مصر و مکه سفر کرد و حج خود را هم به جا آورد. سپس به شهر خود یعنی نیشابور بازگشت و در آنجا ماندگار شد. فریدالدین عطار نیشابوری، مرید شیخ مجدالدین بغدادی بوده است.
آثار عطار
عطار نیشابوری یکی از پرکارترین و فعالترین شاعران ایرانی به شمار میرود و بنا به روایات بیش از ۱۸۰ اثر گوناگون از خود بهجای گذاشته که حدود ۴۰ عدد از آنها به شعر و نثر است. این شاعر بزرگ دارای تالیفات و تصنیفهای بسیاری بوده که بیشتر آنها منظوم هستند. پس از کشته شدن عطار نیشابور به دست مغولها، تمام آثار او سوزانده شد و آثاری که امروزه از وی در دست داریم، آثاری است که قبل از حمله مغول به سایر شهرها منتقل شده بودند.
در میان کتابهای بسیار منسوب به او، آثاری بدون تردید از عطار است که خود شیخ عطار در خسرونامه از آنها نام برده است.
بنابراین آثار مسلّم شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری عبارتند از: ۱- مصیبت نامه ۲- الهی نامه ۳- مختارنامه ۴- اسرارنامه ۵- منطق الطیر ۶- خسرونامه ۷- دیوان غزلیات و قصاید ۸- تذکره الاولیاء.
سه رکن اصلی در آثار او شامل زیبایی، عشق و درد است که از این سه رکن درد را رکن عمده و مایه ابتکار او باید دانست.
از ویژگیهای اشعار این شیخ بزرگ میتوان به شیوایی، سادگی و روان بودن آنها اشاره کرد که به زیبایی در آثار او مشهود است.
هفت شهر عشق عطار
هفت شهر عشق یا هفت وادی در اصطلاح عرفانی، مراحلی است که سالک برای رسیدن به مقصودِ نهایی باید از بیابانهای مخوف و گردنههای مهلک عبور کند. شرح کامل و تعلیم این هفت وادی که در واقع هفت مرحله عشق است، در کتاب «منطقالطیر» و در قالب داستان سفرِ مرغان به رهبری هدهد آمده است.
گفت ما را هفت وادی در ره است
چون گذشتی هفت وادی، درگه است
روایت شیخ عطار از هفت شهر عشق
عطار معناکننده دوباره مفهوم سیمرغ بود. سیمرغ در افسانههای کهن ایران پرندهای ماورایی بود که در مواقع لزوم به کمک والانژادان ایران میآمد؛ به مدد رستم دستان در شاهنامه حکیم فردوسی.
این تعبیری اشرافی از کهنالگوها بود، اما سیمرغ را عطار طور دیگری معنا کرد؛ پرندگان بسیاری به تکاپوی جستجوی شاهنشاهشان میافتند. آنها دنبال منجی خود در میان یکی از والانژادان هستند همانطور که در شاهنامه فردوسی چنین بود. این پرندگان به سمت کوه قاف که مأوای سیمرغ است عزیمت کردند اما در اواسط راه هر کدام به دلیلی از ادامه مسیر منصرف شده و از جمع بریدند. در این میان هدهد راهنما و پیر طریقت مرغان است. او در راه قصه میگوید تا پرندگان را از بریدن و جدا شدن منصرف کند، اما نه قصههایی حماسی از منجیگری و عظمت والانژادان، آنچنان که شاهنامهها میگفتند. هدهد با روایت داستان شیخ صنعان مابقی مرغان را به ادامه راه وامیداشت؛ داستانی با زیرلایهای عرفانی. در انتها تنها سی مرغ باقی میمانند که معلوم میشود (سیمرغ) همینها هستند. سیمرغ خود ماییم اگر کم نیاوریم و تا آخر مسیر بمانیم.
عرفان عطار عزلتگزین و صوفیمنشانه نبود، بلکه در اجتماع و اجماع معنا مییافت. والانژادی و اشرافیت را نمیپذیرفت، بلکه در وجود افراد عادی اما با اراده تجلی پیدا میکرد. این ایده خیلی از زمانهاش جلوتر بود.
مثنوی منطق الطیر را شیخ عطار برای بیان حقیقتِ شناخت پروردگار سروده است و در آفرینش رمز مرغان و زبان و سخن گفتن ایشان و جان دادن همه و زنده مانده سی مرغ تنها یک سخن دارد که: «هر کسی که خود را شناخت، خدا را شناخت.» به حقیقت نیز منطقالطیر عطار دارای اشعاری فوقالعاده زیبا و مضامین عرفانی بلندی است که هر یک از آنها انسان را مدهوش و فریفته خویش میکند، اما حظ و بهره واقعی را تنها کسانی میبرند که اهل معرفتاند.
مرگ عطار
عطار نیشابوری سرانجام در سال ۶۱۸ هجری قمری در نزدیکی دروازه شهر نیشابور به دست سربازان مغول کشته شد. درباره داستان مرگ او اینگونه روایت شده است که به هنگام حمله مغول به خراسان، مورد ضربت یکی از سربازان مغول قرار گرفت و پیش از مرگ، با خون خود این رباعی را روی دیوار نوشت:
در کوی تو رسم سرفرازی این است
مستان تو را کمینه بازی این است
با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت
شاید که تو را بنده نوازی این است
در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران، ۲۵ فروردین به نام عنوان روز ملی عطار نیشابوری نامگذاری شده است و همه ساله مراسم بزرگداشت این شاعر و عارف نامدار برگزار میشود.
آرامگاه عطار در باغی با صفا در شهر نیشابور قرار دارد و روزانه پذیرای گردشگران زیادی از ایران و جهان است.
محمدعلی علینژاد کارشناس روابط عمومی اداره کل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان خراسان رضوی
انتهای پیام/

نظر شما