مصطفی هادیپور مدیر پایگاه جهانی چهلستون در یادداشتی درباره جلوههای پنهان میراث زاگرس نوشت: در دامنههای مهگرفته زاگرس، میان کوههای بلند و دشتهای خاموش، بناهایی ایستادهاند که سالهاست بیهیاهو حافظ تاریخ این سرزمیناند. سنگها و چوبهایی که دست به دست از نسلهای گذشته مانده، امروز همچون روایتگرانی خاموش از زندگی، آیینها و هنر مردمان چهارمحال و بختیاری سخن میگویند. در سالهای اخیر، توجه بیشتری نیز از سوی متخصصان و مردم محلی به این آثار شده و روند حفاظت از آنها امیدوارکنندهتر شده است.
لغت چالشتر در فرهنگ لغت با تفاسیر مختلفی همچون چالش به معنای چنگ و تر به معنای محل و نیز تعبیر دیگری که در این خصوص وجود دارد چال به معنای چاله و شتر به معنای محلی که شتر نگهداری مینمودند؛ و نیز تعبیر دیگر که از نظر نگارنده صحیحتر به نظر میرسد، چال ایشتار بوده است، یعنی مکانی که الهه ایشتار مورد پرستش بوده است. این قدمت تاریخی و لایههای فرهنگی متعدد، اهمیت حفاظت از این منطقه را دوچندان کرده و خوشبختانه در سالهای اخیر بهخوبی مورد توجه پژوهشگران و میراثبانان قرار گرفته است.
در حاشیه شمالغربی شهرکرد، قلعهای قرار گرفته که در نگاه نخست آرام و ساده به نظر میرسد؛ اما کافی است قدمی به درونش بگذاری تا چشمهایت درگیر سنگتراشیهایی شود که گویی نبض هنرمندان گذشته در آنها مانده. ستونها با نقشهای شکار، طرحهای گیاهی، حیوانات و خطوط اسلیمی چنان دقیق تراش خوردهاند که تصورش سخت است این ظرافت کارِ هنرمندانی محلی بوده باشد، نه کارگاهی در پایتخت.
اهمیت چالشتر فقط به معماریاش محدود نمیشود. هانری رنه دالمانی، سیاح فرانسوی، در کتاب از خراسان تا بختیاری از این بنا یاد میکند و سنگتراشان ماهر منطقه را ستایش میکند. توصیفهای او نشان میدهد که حتی در دوره قاجار نیز این عمارت چهرهای شناخته شده و قابلتوجه بوده است. امروزه نیز با مرمتهای اصولی که در سالهای اخیر انجام شده، شفافیت این نقشبرجستهها بهتر حفظ شده و بازدیدکنندگان میتوانند بخشهای گستردهتری از ظرافت اصیل بنا را ببینند.
چالشهایی که امروز قلعه چالشتر با آن روبهروست، لایهلایه و پیچیدهاند. پیش از هر چیز، طبیعت سخت زاگرس نقش پررنگی دارد؛ زمستانهای طولانی و سرد، یخزدگیهای مکرر، وزش بادهای خشک و رطوبت ناگهانی باعث میشود سنگها ترک بردارند و ترکها با گذشت هر سال بزرگتر شوند.
اما خوشبختانه، تیمهای متخصص مرمت با برنامههای دورهای مراقبت، بخش زیادی از این آسیبها را کنترل کردهاند و اکنون بسیاری از بخشهای قلعه در وضعیت پایدار و قابل قبول قرار دارد. میراث تاریخی بدون پشتوانه مردمی و اجتماعی آرامآرام زیر بار زمان خم میشود، ولی افزایش مشارکت مردمی و گردشگری فرهنگی طی سالهای اخیر به حفظ و دیدهشدن بیشتر قلعه کمک کرده است.
اما بخشی از ماجرا فراتر از این محدوده جغرافیاییست. گاهی اتفاقاتی دورتر، بیآنکه مستقیم آسیبی بزنند، از مسیرهایی غیرمنتظره تأثیر خود را میگذارند. جنگ رمضان؛ رویدادی که زمان زیادی از آغازش نمیگذرد و هنوز تازگیاش در خبرها پیداست. با وجود فاصله بسیار زیاد میدانهای درگیری با چهارمحال و بختیاری، این جنگ هیچ آسیبی مستقیم به قلعه وارد نکرده و از نظر علمی هم نمیتوانسته وارد کند. اما اثرهای غیرمستقیم داستان دیگری است: همین اتفاقهای تازه و پیشبینیناپذیر میتواند نگاه تخصصی به این بناها را جابهجا کند، پروژهها را عقب بیندازد و تأمین مصالح مرمتی را دشوارتر کند.با این حال، مدیریت میراث فرهنگی منطقه با برنامهریزی دقیق توانسته است پروژههای اصلی حفاظت را بدون توقف ادامه دهد و بخش عمدهای از تأخیرهای احتمالی را جبران کند.
به این ترتیب، وضعیت امروز بسیاری از ابنیه تاریخی و فرهنگی نتیجه ترکیبی از چندین فشار همزمان است: طبیعت، فرسودگی، مداخلات غیرموثر گذشته و اثرهای غیرمستقیم رویدادهایی که عمرشان کوتاه است اما موجشان دور میرود. با وجود همه اینها، قلعه چالشتر نمونهای موفق از مدیریت نسبتاً پایدار میراث فرهنگی در منطقه محسوب میشود و بسیاری از گردشگران از سامانیافتگی و نگهداری مناسب آن ابراز رضایت میکنند.
با وجود همه فشارها، قلعه چالشتر هنوز استوار ایستاده است؛ هنوز اگر در حیاطش قدم میزنی و سر را بالا بگیری، میتوانی هنر بیبدیل و نفس گرم ظرافت سنگتراشهای گذشته را احساس کنی. این استواری حاصل سالها تلاش مرمتگران، پژوهشگران و مردم بومی است. اما این ایستادگی بیپایان نیست. اگر توجه لازم، بودجه کافی و مدیریت پیوسته ادامه پیدا نکند، فرسایش طبیعی زاگرس کار خود را خواهد کرد و آنچه امروز در برابر چشم ماست، شاید در سالهای آینده تنها در کتابها و عکسها باقی بماند.
انتهای پیام/
نظر شما