حسین ابراهیمی، کارشناس میراثفرهنگی و مدرس دانشگاه در یادداشتی نوشت: فردریش ویلهلم نیچه (فیلسوف آلمانی قرن نوزدهم) در کتاب مختصر، اما عمیق و قابل تأملِ «سودمندی و ناسودمندی تاریخ» ضمن طرح و شرح گفتاری نغز، هشداری صریح و متین در باب کارکرد تاریخ و مطالعه آن بیان میکند: «ما تاریخ را برای زندگی و فعالیت مشحون از نشاط میخواهیم نه به خاطر فرار نخوت بار از زندگی ...»
در این عبارت انذاری، دو دیدگاه شاخص در حوزه کارکرد تاریخ مطرح شده است. در نخستین دیدگاه که ظاهراً مورد تأیید و توصیه نیچه نیز هست، تاریخ و مطالعه تاریخ، ابزاری است برای کمک به بهبود شرایط زندگی بشر. اما در دومین دیدگاه، تاریخ به جای اینکه ابزاری در خدمت زندگی بهتر بشر باشد، تبدیل به افیونی برای تسکین درد ناشی از شکستها و ناکامیها میشود.
بسط و شرح و یا نقد و تعریض به این دو دیدگاه نیازمند مجالی گسترده و محفلی تخصصیتر است که به هیچ روی منظور و احتمالاً در صلاحیت نگارنده این سطور نیست؛ اما در یک بررسی سطحی و گذرا میتوان گواهیهای بسیاری را برشمرد که حاکی از غلبه دیدگاه دوم در عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران امروز است.
در حوزه سیاست نیز بهرهای که از تاریخ برده میشود، عبارت است از استفاده مناسبتی و مقطعی از رخدادها و پیشینه تاریخی در جهت حصول به اهداف کوتاهمدت و حتی در برخی موارد با هدف تهییج و تحریک افکار عمومی در راستای مورد انتظار سیاستمداران.
به عنوان نمونه میتوان از شیوه آموزش تاریخ در مراکز آموزشی به ویژه در دوره دانشآموزی و حتی دانشجویی (تحصیلات عالی) یاد کرد. در این شیوه «درس تاریخ» عبارت است از مبحثی حفظی و در زمره دروس عمومی که دانشآموز/ دانشجو باید مطالبی را به خاطر سپرده و در موعد آزمون ارائه داده و نمره قبولی دریافت کند. بدیهی است که پس از اخذ نمره و اصطلاحا پاس شدن درس، لزومی برای نگهداری آن محفوظات در حافظه دانشآموز/ دانشجو نیست زیرا مراد (نمره) حاصل شده است. همچنین در این شیوه آموزشی، تأکید میشود که کارکرد تاریخ عبارت است از «آینه عبرت» بودن! حال آنکه به تعبیر روانشاد عبدالحسین زرینکوب: «تاریخ نه آینه عبرت است و نه کارنامه جهل و جنایت. کسانی که با آن چنین شوخیها کردهاند در حقیقت خواستهاند بعضی از کسانی را که در تاریخ، نام و آوازه یافتهاند دست بیندازند یا ستایش و نکوهش کنند.
تاریخ راستین، سرگذشت زندگی انسان است. سرگذشت انسانهاست که زندگی کردهاند و حتی در راه آن مردهاند.
بنابراین نمیتوان از دانشآموزانی که با چنین شیوهای پرورش مییابند، انتظار داشت که از مطالعه تاریخ، انرژی و انگیزه برای رشد و تعالی دریافت کرده و در مسیر توسعه فردی و اجتماعی از آن بهره برند.
تاریخ میتواند کارکردهای مناسبی داشته باشد که اگر چه مناسبتی است اما درست و بجاست.
باید اذعان کرد که تاریخ و مطالعه تاریخ در عرصهاجتماعی نیز وضعیت نامطلوبی دارد. بهگونهای که رخدادهای تاریخی و نتایج و بازیگران آن به هیچروی در جهت ایجاد انرژی و انگیزه «برای زندگی و فعالیت مشحون از نشاط» و یا اصلاح اشتباهات و پند و اندرز گرفتن در مسیر زندگی روزمره جامعه، بازخوانی، تعبیر و تفسیر نشدهاند.
در مقابل، هرگاه جامعه و افکار عمومی با دشواری و چالشی روبرو میگردد، به جای اینکه تاریخ را «چراغ راه آینده» سازند، از آن چون افیونی برای تَسکین دردهای امروز بهره میبرند.
اکنون باید از هشدارهای دلسوزان و دغدغهمندان درس گرفت و از سنت رایج «دمغنیمتی و بهرهبرداری صرفاً مناسبتی و کوتاهمدت» خارج شد، کار اصولی و آیندهنگرانه، انجام داد و در رویکردهای پیشین که بعضاً تبدیل به سنت شدهاند بازنگری کرد، اکنون زمان اصلاح رویههای غلط، برنامهریزی صحیح و بلندمدت، تلاش تا سرحد مجاهدت و بهرهگیری از همه ظرفیتهای موجود است. به ویژه نظرات اندیشمندان و فرهیختگانی که در این مسیر، پیشکسوت و پیشرو بودهاند، حتی اگر با ما و مرام ما همراه و همنظر نیستند.
بیتردید نخستین گام اصلاح رویه «بهرهبرداری صرفاً مناسبتی» است. چرا که این شیوه، موجب بروز آفات بسیار زیادی از جمله شکلگیری موضعگیریهای غلط از سوی گروههای مختلف اجتماعی در غالب موافقت و مخالفتهای برخاسته از احساس و هیجان است. بدون تعارف باید بپذیریم که به دلایلی چند، سیاست بر همه ارکان فرهنگی و اجتماعی، بسیار تأثیرگذار است و تقریباً هرگونه اصلاحی، نقطه آغازی در حوزه سیاست خواهد داشت.
گام دوم را باید در حوزه آموزش و با هدف فرهنگسازی برای نسل آینده پیگیری کرد. البته به شرط آنکه بپذیریم تاریخ و مطالعه تاریخ، نقشی سترگ در شکلدهی به اذهان آیندهسازان این مرز و بوم دارد.
انتهای پیام/

نظر شما