نادر زینالی، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی البرز در یادداشتی نوشت: گاهی تاریخ، خودش را در سایهسار گنبدهای فیروزهای، در حیاطهای ساده و صمیمی و در عطر اسپندهایی که کنار ضریحها دود میشود، آرام و بیصدا به زندگی امروز ما گره میزند. چهارم اردیبهشتماه، همزمان با پنجم ذیالقعده، روز ملی بزرگداشت امامزادگان، فرصتی است برای مکثی دوباره بر بخشی از هویت این سرزمین که همزمان تاریخ، ایمان، هنر و زندگی مردم را در خود جمع کرده است.
اگر از جادههای البرز عبور کرده باشی، اگر در پیچوخمهای این استان میان کوه و دشت و شهر قدم زده باشی، حتما نام یا نشانی از یکی از امامزادگان را دیدهای. گاهی در دل یک روستای کوچک، گاهی در حاشیه یک شهر پرهیاهو و گاهی در میان باغهایی که در فصل بهار، شکوفههایشان دیوارهای ساده اما باشکوه یک بقعه را در آغوش گرفتهاند. در این استان، حدود ۹۰ امامزاده شناسایی شده است؛ ۹۰ نقطه روشن در نقشهای که فقط جغرافیا نیست، بلکه حافظه جمعی مردم است.
اگر کمی آرامتر نگاه کنیم، اگر به جای عبور، درنگ کنیم، آنوقت میبینیم هر امامزاده یک روایت است. روایتی از کوچ، از غربت، از ایمان، از پناه آوردن انسانهایی که تاریخ، آنها را از وطن اصلیشان جدا کرد و در این خاک نشاند؛ خاکی که بعدها میزبان خاطره و احترام مردم شد.
در یکی از روزهای معمولی سال، پیرزنی را میبینی که آرامآرام از پلههای یک امامزاده در حاشیه کرج بالا میرود. دستش به نردههاست، اما انگار به خاطراتش تکیه کرده است. زیر لب چیزی زمزمه میکند؛ شاید دعا، شاید درد دل، شاید حرفهایی که هیچوقت در خانه گفته نشدهاند. چند قدم آنطرفتر، کودکی روی سنگفرش حیاط میدود و صدای خندهاش در فضای گنبد میپیچد. این تضاد ساده، این همزیستی اندوه و شادی، همان چیزی است که امامزادگان را از یک بنای تاریخی به یک حافظه زنده فرهنگی تبدیل کرده است.
از منظر میراث فرهنگی، امامزادگان موزههای زندهاند. هر کاشی، کتیبه، چوب قدیمی در ورودی، هر ضریح فلزی یا چوبی، بخشی از تاریخ هنر این سرزمین را روایت میکند. معماری امامزادگان در ایران، در مناطق مختلف، ترکیبی از سادگی مردمی و ظرافت هنری است. در البرز، این تنوع بهوضوح دیده میشود؛ از بناهای کوچک و روستایی تا مجموعههایی که در سالهای اخیر توسعه یافتهاند و تلاش شده در آنها پیوندی میان سنت و نیازهای امروز برقرار شود.
اما اهمیت امامزادگان فقط در گذشته آنها نیست. امروز، این اماکن به یکی از مهمترین ظرفیتهای گردشگری مذهبی و فرهنگی کشور تبدیل شدهاند. در بسیاری از کشورهای دنیا، مکانهای مقدس به عنوان قطبهای گردشگری فرهنگی شناخته میشوند. در ایران نیز امامزادگان میتوانند چنین نقشی داشته باشند؛ به شرط آنکه نگاه ما محدود به زیارت نباشد، بلکه آنها را به عنوان بخشی از زنجیره میراث فرهنگی، صنایعدستی و اقتصاد محلی ببینیم. در اطراف بسیاری از امامزادگان البرز، هنوز میتوان ردپای صنایعدستی را دید؛ زنانی که در سایهسار حیاطها گلیم میبافند، مردانی که تسبیح و محصولات چوبی ساده تولید میکنند، یا بازارچههای کوچکی که اگرچه سادهاند، اما حامل بخشی از هویت محلیاند.
تصور کن زائری که از شهری دور آمده است، پس از زیارت، در بازارچهای کوچک کنار امامزاده، یک دستبافته محلی میخرد و تکهای از فرهنگ آن منطقه را با خود میبرد. این همان نقطهای است که میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به هم میرسند و یک چرخه زنده اقتصادی و فرهنگی شکل میگیرد.
اما در پس این تصویرهای زیبا، واقعیتی هم وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود. بسیاری از امامزادگان، بهویژه آنهایی که در مناطق کمتر برخوردار قرار دارند، نیازمند توجه جدیتر در حوزه مرمت، ساماندهی و زیرساخت هستند. گاهی یک بنای ارزشمند، زیر فشار فرسودگی یا توسعه نامتوازن، بخشی از هویت خود را از دست میدهد. اینجاست که نقش مدیریت میراث فرهنگی پررنگتر میشود؛ نقشی که باید میان حفاظت و بهرهبرداری، میان اصالت و نیازهای امروز، تعادل ایجاد کند.
امامزادههای البرز یک شبکه گسترده فرهنگی را تشکیل میدهند. این شبکه اگر بهدرستی دیده شود، میتواند به یک مسیر گردشگری منسجم تبدیل شود؛ مسیری که زائر یا گردشگر مجموعهای از روایتها، معماریها، آیینها و تجربههای انسانی را طی میکند. از امامزادهای در دل کوهستان تا بقعهای در حاشیه شهر، هر کدام میتواند بخشی از این سفر معنوی و فرهنگی باشد.
امامزادهها همچنین نقش مهمی در حفظ آیینها و سنتهای اجتماعی دارند. مراسمهای مذهبی، نذریها، آیینهای محلی و حتی دورهمیهای خانوادگی در این فضاها شکل میگیرد و نسل به نسل منتقل میشود. در واقع، این اماکن حافظ رفتار اجتماعی مردم نیز هستند. اگر از زاویهای دیگر نگاه کنیم، میتوان گفت امامزادگان نوعی حافظه جمعی زنده هستند. حافظهای که در زندگی روزمره مردم جریان دارد. در خنده کودکی که در حیاط میدود، در اشک مادری که کنار ضریح آرام میگیرد، در سکوت مردی که دستش را به چوبهای قدیمی میکشد، تاریخ در حال تکرار شدن نیست، بلکه در حال زندگی کردن است.
روز ملی بزرگداشت امامزادهها، در واقع یادآوری همین حقیقت است؛ اینکه میراث فرهنگی فقط متعلق به گذشته نیست، بلکه بخشی از اکنون ماست. اکنونی که اگر به درستی دیده و حفظ شود، میتواند آیندهای روشنتر برای هویت فرهنگی این سرزمین رقم بزند.
امروز، البرز با ۹۰ امامزاده، فقط ؛ یک نقشه زنده از ایمان، تاریخ و هنر است. نقشهای که اگر با نگاه گردشگری پایدار، حفاظت میراثی و حمایت از صنایعدستی دیده شود، میتواند به یکی از الگوهای موفق پیوند میان فرهنگ و توسعه تبدیل شود و شاید در نهایت، امامزادگان به ما یادآوری میکنند که تاریخ، همیشه در کتابها نیست. گاهی باید آن را در سکوت یک صحن، در نور لرزان شمعی کوچک و در نگاه آرام زائری پیدا کرد که هنوز امید را به مکانهای مقدس گره میزند...
انتهای پیام/
نظر شما