مژگان اسماعیلی عضو هیئت علمی پژوهشکده زبان شناسی، کتیبه ها و متون در یادداشتی نوشت: از دوران باستان تا به امروز، خلیج فارس نقش بیبدیلی در شکلگیری هویت ملی، تأمین امنیت، رونق اقتصادی و پیشبرد اهداف سیاسی و نظامی ایران ایفا کرده است.
موقعیت جغرافیایی استراتژیک خلیج فارس، عاملی کلیدی در تعیین اهمیت تاریخی و ژئوپلیتیکی آن است. خلیج فارس در جنوب غربی ایران واقع شده، از شمال با ایران، از شرق با عمان و امارات متحده عربی، از غرب با عربستان سعودی و عراق و از جنوب با قطر و بحرین هممرز است. این موقعیت، آن را به گذرگاهی طبیعی برای دسترسی به آبهای آزاد جهانی (از طریق تنگه هرمز و دریای عمان) تبدیل کرده است.
تاریخ ایران پیوندی ناگسستنی با خلیج فارس دارد. از دوران باستان، این منطقه شاهراه ارتباطی، تجاری و نظامی ایران با جهان خارج بوده است.
دوران باستان (هخامنشیان، ساسانیان):
هخامنشیان: داریوش بزرگ، امپراتوری هخامنشی را به دریای پارس (خلیج فارس) متصل ساخت و آن را به عنوان شاهراهی برای ارتباط با مصر، هند و مناطق دورتر گسترش داد. ایجاد ناوگان دریایی قدرتمند و توسعه بندرهایی چون بوشهر، هرمز (در جزیره هرمز کنونی و یا جزایر اطراف آن)، و سیراف، نشاندهنده اهمیت راهبردی این خلیج برای امپراتوری پارس بود. لشکرکشیهای دریایی و ارتباطات تجاری گسترده، از طریق خلیج فارس صورت میگرفت.
ساسانیان: امپراتوری ساسانی نیز بر اهمیت خلیج فارس واقف بود. در دوران باستان نقطه اوج نقش خلیج فارس دراین دوره بود. بندر سیراف مرکز تجارت جهانی امپراتوری ساسانی بهشمار میرفت. کشتیهای بزرگ سیرافی مسیرهایی تا هند، چین، سریلانکا، سوماترا و حتی سواحل شرق آفریقا را طی میکردند. آنان از این منطقه برای گسترش نفوذ خود استفاده میکردند. ساخت بندرها و استحکامات نظامی در سواحل خلیج فارس، بیانگر تلاش برای حفظ امنیت و برتری دریایی در این منطقه بود.
دوران اسلامی:
با ورود اسلام، خلیج فارس همچنان مسیر تجاری مهمی باقی ماند. بندرهایی چون بصره (که در حاشیه شمالی خلیج فارس قرار دارد و از منظر تاریخی به ایران نزدیک است)، سیراف، هرمز، کیش و قشم، مراکز پررونق تجاری و فرهنگی بودند. از سده نخست هجری تا قرون میانه، خلیج فارس عرصه اصلی تجارت دریایی ایرانیان بود. بازرگانان ایرانی در رونق اقتصاد منطقه نقش اساسی داشتند و حتی در شکلگیری فرهنگ دریایی اقیانوس هند تأثیرگذار بودند.
در دوران آلبویه، سلطه کامل ایران بر خلیج فارس برقرار شد و امنیتمسیرهای تجاری تضمین گردید. بعدها در عصر سلجوقیان و ایلخانیان، تجارت دریایی همچنان رونق داشت.
در دوران صفویه، با ظهور قدرتهای اروپایی (پرتغالیها، هلندیها، انگلیسیها) در منطقه، رقابت برای کنترل و دسترسی به تجارت دریایی در خلیج فارس شدت گرفت. شاه عباس اول صفوی، ناوگان دریایی منظم تأسیس کرد و تلاشهای زیادی برای بیرون راندن پرتغالیها و قدرتهای خارجی از جزایر هرمز و دیگر مناطق خلیج فارس انجام داد و در نهایت با موفقیت به این منازعات پایان داد شد. در دوره صفوی، اهمیت خلیج فارس بهاوج رسید.
در دوره افشاریه نادرشاه، ناوگان قدرتمند دریایی ایجاد شد و کنترل ایران بر خلیج فارس افزایش یافت.
پس از نادرشاه، ضعف دولت مرکزی ایران فرصت دخالت برای قدرتهای اروپایی، بهویژه انگلیس و سپس پرتغال، را فراهم کرد.
در دوره زندیه کریم خان زند سیاست خود را بر ثبات داخلی و رونق اقتصادی متمرکز کرده بود،و به دو جهت اهمیت خلیج فارس را درک می کرد :
1- راه ارتباطی جنوب وتجارت ایران با اقیانوس هند
2- اهمیت اقتصادی بنادر سیراف ،بوشهر ،بندر عباس و صید مروارید
به همین دلیل تلاش کرد امنیت مسیرهای جنوب را حفظ و تجارت دریایی را تقویت کند.
در دوران قاجار، نفوذ قدرتهای اروپایی، به ویژه بریتانیا، در خلیج فارس افزایش یافت. ایران در مواجهه با این چالشها، عمدتاً بر سیاستهای دفاعی و تلاش برای حفظ تمامیت ارضی خود در سواحل جنوبی تمرکز داشت.
بررسی نام و جایگاه «خلیج فارس» در متون تاریخی، سفری است بهدرازای تمدن بشری. این پهنه آبی نه تنها یک آبراه استراتژیک، بلکه یکی ازقدیمیترین و مستندترین نامهای جغرافیایی در جهان است.
مورخانی چون هرودوت، آریان، استرابون و بطلمیوس، همگی از این پهنه با نام «پرسیکوس سینوس» یا «پرسیکون کایتاس» یاد کردهاند. این نشان میدهد که هویت ایرانی خلیج فارس نه پدیدهای جدید، بلکه واقعیتی تاریخی با قدمتی بیش از ۲۵ قرن است.
در سدههای نخستین اسلامی، جغرافیدانان مسلمان (اعم از عرب و ایرانی) همگی از نام «بحر فارس» یا «الخلیج الفارسی» استفادهکردهاند. در این دوران، حتی یک مورد نقشه یا کتاب معتبر یافت نمیشود که نام دیگری به کار برده باشد.
ابن خردادبه (کتاب المسالک و الممالک): او به صراحت از «بحر فارس»یاد میکند.
اصطخری و ابن حوقل: در نقشههای رنگی خود، این پهنه را «بحرفارس» نامیدهاند.
المسعودی (مورخ بزرگ): در کتاب «مروج الذهب» بر نام دریای فارستأکید دارد.
یاقوت حموی (معجمالبلدان): خلیج فارس را شاخهای از دریای بزرگهند میداند و آن را به نام فارس منتسب میکند.
در تمامی قراردادهای میان امپراتوری عثمانی و بریتانیا، و همچنین معاهدات میان شیوخ منطقه با دولتهای استعماری در قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰، نام «خلیج فارس» به کار رفته است.
سازمان ملل متحد ،در چندین نوبت (از جمله در سالهای ۱۹۷۱ و ۱۹۸۴) طی بیانیههای رسمی و دبیرخانهای، بر ضرورت استفاده از نام «خلیج فارس» (Persian Gulf) به عنوان تنها نام معتبر بینالمللی در اسناد و نقشهها تأکید کرده است.
خلیج فارس، بخشی از هویت فرهنگی ایران است. نام «خلیج فارس» خود گواه این پیوند تاریخی و فرهنگی است.
نامگذاری تاریخی: نام “خلیج فارس” سابقه هزاران ساله دارد و در تمامی متون تاریخی، جغرافیایی و علمی باستانی به این نام شناخته میشده است. استفاده از این نام در بسیاری از متون تاریخی و جغرافیایی یونان وروم باستان، اروپایی و عربی تأکیدی بر هویت تاریخی و جغرافیایی این منطقه و ارتباط ناگسستنی آن با ایران است.
تمدنهای باستانی و فرهنگی: سواحل خلیج فارس، مهد تمدنهای کهن ایرانی بوده است. کشفیات باستانشناسی در جزایری چون قشم و هرمز، نشاندهنده قدمت سکونت و شکوفایی فرهنگی در این منطقه از هزارههای پیش از میلاد است.
فرهنگ دریانوردی و تجارت: در طول تاریخ، مردمان سواحل خلیج فارس، به ویژه در استانهای بوشهر، هرمزگان و خوزستان، از دیرباز دریانوردان، تاجران و صیادانی ماهر بودهاند. این فرهنگ دریانوردی، بخشی از هویت منطقهای و ملی ایران را تشکیل میدهد.
هنر، ادبیات و موسیقی: خلیج فارس الهامبخش بسیاری از آثار هنری، ادبی و موسیقی بوده است. ترانهها، اشعار و نقاشیهای متعددی به توصیف زیباییها، تاریخ و اهمیت این خلیج پرداختهاند.
جزایر و تنوع فرهنگی: جزایر خلیج فارس، هرچند کوچک، دارای فرهنگها، گویشها و سنتهای خاص خود هستند که بخشی از تنوع فرهنگی غنی ایران را به نمایش میگذارند.
خلیج فارس در طول هزاران سال نقش محوری در اقتصاد، سیاست،فرهنگ و امنیت کشور داشته و دارد. از مسیرهای تجاری باستانی تا منابع نفت و گاز امروز، از بنادر باستانی تا رقابت قدرتهای جهانی، خلیج فارس همواره یکی از مهمترین عناصر هویت تاریخی و ژئوپلیتیکی ایران بوده است و این اهمیت در آینده نیز ادامه خواهد داشت.
انتهای پیام/

نظر شما