رضا نظریارشد در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، اظهار کرد: دور دوم کاوشهای باستانشناسی تپه هگمتانه از آبان ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷ طی چهار فصل، تحت عنوان «کاوشهای لایهشناختی» بهسرپرستی شادروان مسعود آذرنوش آغاز شد.
مدیر پایگاه میراثجهانی هگمتانه افزود: هدف اصلی این دور از کاوشها، آشکارساختن توالی لایهشناختی، رفع ابهام در گاهنگاری تپه هگمتانه و دستیابی به گاهنگاری و دورهبندی پدیدهها و آثار باستانی این تپه بود. در واقع برخلاف دور اول کاوشها که رویکرد میدانی کاوشگران، کاوش افقی بود، در این دور، تمرکز کاوشگران بر کاوش عمودی قرار گرفت و مقایسه ابعاد کاوشها در دور اول (حدود ۳ هزار متر مربع) و دور دوم (حداکثر ۳۰۰ متر مربع) خود بیانگر این موضوع است
او ادامه داد: کاوشهای دور دوم در سه فصل پیگیری شد، طی دو فصل دوازدهم در سال ۱۳۸۳ و فصل سیزدهم ۱۳۸۴ تمام تلاشهای گروه به کاوش لایهشناختی در مساحتی حدود ۱۲۰ متر مربع محدود شد. هدف، نه بازیابی سطوح وسیعتری از لایههای باستانی قبلا کشف شده، بلکه تنها دستیابی به بخش کوچکی از آن لایه و در صورت امکان لایههای زیرین آن بود.
نظریارشد اضافه کرد: این امیدواری وجود داشت که محدودیت قلمرو کاوش، دقت کاوشها را فزونی بخشد و با اتکا به این دقت بتوان دوره پیدایش این آثار را دریافت و لایههای زیرین احتمالی را نیز شناسایی کرد. طی دو فصل نخست این برنامه پژوهشی، هیئت به تمامی اهداف فوقالذکر دست یافت.
این باستانشناس عنوان کرد: فصل سوم در سال ۱۳۸۵ و فصل چهاردهم کاوشهای دور دوم به آزمودن نتایج دو فصل پیشین در سایر نقاط تپه اختصاص یافت، طی این فصل قلمرو پژوهش به لایهنگاری مقاطع حاشیه نقاطی که قبلا کاوش شده بود و بهویژه نقاطی که بر اثر تخریبهای عمدی و با فرسایش به شکل دیوارههایی عمودی درآمده بود، محدود شد.
او با اشاره به اینکه پیشنهاد محل احداث موزه همدان در بخش شمالی تپه و گمانهزنی برای تعیین حریم تپه نیز همان زمان مطرح شد، گفت: آذرنوش در فصل چهارم از دور دوم در سال ۱۳۸۷ و فصل پانزدهم بهمنظور مشخصکردن بافت تاریخی شهر خشتی مکشوف، کاوشهایش را ادامه داد و شوربختانه در حین انجام مأموریت، دار فانی را وداع گفت.
مدیر پایگاه میراثجهانی هگمتانه ادامه داد: نتایج مطالعات آذرنوش در طی چهار فصل کاوش به طور خلاصه شامل کاوش با هدف لایهنگاری در ابعاد حدود ۱۲۰ متر مربع در دو فصل، آزمون نتایج حاصل از دو فصل اول با ایجاد گمانه در تمامی نقاط محوطه، تعیین قدیمیترین مرحله استقرار در محوطه و منسوب کردن سازههای معماری آشکارشده به دوره اشکانی، شناسایی، تسطیح و زیرسازی محوطه در دوره اشکانی و وجود بیش از دو متر نهشته مربوط به عهد اشکانی و احتمالا سلوکی در زیر ساختارهای معماری کاوش شده است.
نظریارشد افزود: از دیگر اقدامات آذرنوش میتوان به انجام تحقیقات ژئوفیزیک در تپه هگمتانه اشاره کرد. کریستف بنِش از مرکز تحقیقات علمی فرانسه به پیشنهاد آذرنوش (رئیس وقت پژوهشکده باستانشناسی) از ۲۸ آذر تا ۲ دیماه۱۳۸۰، تحقیقات ژئوفیزیک هگمتانه را به انجام رساند. او در گزارش خود ذکر کردهاند «بهرغم پیچیدگیهای علمی ـ فرهنگی محوطه هگمتانه، امکان اخذ نتایج مثبت از بررسی ژئوفیزیک وجود دارد».
او مطرح کرد: دور سوم مطالعات باستانشناسی هیئتهای ایرانی در تپهی هگمتانه و فصل شانزدهم بهسرپرستی یعقوب محمدیفر در سال ۱۳۸۸به مدت پنج ماه در بخش غربی محوطه انجام یافت، محمدیفر با ایجاد چهار ترانشه به ابعاد ۱۰ در ۱۰ متر در نزدیک ترانشه مرکزی که پیشتر توسط صراف ایجاد شده بود و نیز دو ترانشهی ۱۰ در ۱۰ متر در بخش غربی محوطه که کاوش آموزشی دانشجویان باستانشناسی دانشگاه بوعلی در آن صورت گرفت، این فصل را به پایان برد.
مدیر پایگاه میراثجهانی هگمتانه اضافه کرد: کاوش فصل مذکور با دو هدف اصلی آغاز شد، هدف اول، بررسی نتایج تعیین قدمت ارائهشده بهوسیله آذرنوش در مقیاسی گستردهتر بود. بهدلیل آنکه انتساب معماری موجود در محوطه به دوره اشکانی توسط هیأت آذرنوش حاصل کاوش در مقیاسهای کوچک بود، آزمایش صحت این انتساب در یک کاوش بزرگمقیاس ضروری بهنظر میرسید.
نظریارشد تصریح کرد: هدف دوم دور اخیر کاوشها از یکسو آزمایش صحت پلانهای ارائه شده برای ساختارهای معماری محوطه توسط هیئت صراف و از سوی دیگر تعیین کاربری احتمالی فضاهای معماری و مجموعه معماری بود. در واقع کاوشهای دور سوم در راستای دستیابی به ساختارهای معماری در مقیاس وسیع صورت پذیرفت تا بتوان در صورت امکان کاربری احتمالی فضاهای گوناگون محوطه را هم بهصورت مجزا و هم بهشکل مجموعهای مشخص کرد.
این باستانشناس عنوان کرد: براساس مطالعات پیش از کاوش تصمیم بر آن شد که بر مبنای پلان ارائه شده صراف ترانشهها بهگونهای در نظر گرفته شوند که حتیالامکان یک تقاطع از معابر شمالشرقی- جنوبغربی و شمالغربی- جنوبشرقی پس از کاوش شناسایی شود. این تصمیم بیشتر در راستای تحقق هدف دوم کاوشها اتفاق افتاد.

نظریارشد افزود: از سوی دیگر با توجه به آنکه بلندترین ساختارهای معماری کاوششده هگمتانه در ترانشه مرکزی صراف شناسایی شده بود، سعی شد که ترانشههای کاوش این فصل در نزدیکی و مجاورت آن ترانشه ایجاد شود. سرپرست کاوش معتقد است براساس دادههای حاصل از کاوش میتوان سه دوره را در محدوده کاوش فصل شانزدهم تپه هگمتانه تشخیص داد. وی قدیمترین دوره شناساییشده براساس دادههای سفالی را به دورهی اشکانی نسبت میدهد، همچنین برمبنای تاریخگذاری مطلق بهعملآمده، برخی آثار معماری خشتی و سنگی را نیز میتوان به دوران تاریخی، اوایل اسلام و دوره معاصر نسبت داد.
او اضافه کرد: فصل هفدهم مطالعات باستانشناسی در تپه هگمتانه بهمنظور بازنگری عرصه و پیشنهاد حرایم محوطه در سال ۱۳۸۹ به انجام رسید. البته باید اشاره کرد که نخستین اقدام بهمنظور تعییین عرصه و پیشنهاد حریم هگمتانه توسط محمدرحیم صراف در فصل چهارم کاوش او به سال ۱۳۶۷ انجام شد و پیرو جلسه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۹ در هشتم تیر ۱۳۷۰ ضوابط حفاظتی عرصه و حریم تپه تاریخی هگمتانه با امضا معاون وقت حفظ و احیای سازمان (محمدحسن محبعلی) و نیز معاون وقت پژوهشی سازمان (محمد ابوذری) مصوب شد.
مدیر پایگاه میراثجهانی هگمتانه گفت: از آنجا که نتایج آن برنامه بهدلیل عدم تدقیق آن با آثار موجود و ضعف ضوابط مربوطه، پاسخگوی نیازهای حفاظتی امروز نبود، مقرر شد فصل جدیدی از برنامه گمانهزنی بهمنظور تعیین عرصه و حریم تپه انجام و نسبت به بازنگری فعالیتهای پیشین اقدام شود. در این پژوهش با کاوش در ۳۵ گمانه به ابعاد ۲ در ۲ و ۱.۵ در ۱.۵ متر مربع در اطراف و جهات مختلف محوطه و خارج از عرصه ظاهری، عرصه واقعی و حریم جدید محوطه مشخص شد.
نظریارشد ادامه داد: براساس نتایج گمانهزنی، ضلع شمالی تپه بهدلیل عدم برخورد هیچیک از گمانهها با آثار و شواهد دوران تاریخی، همان خطوط عرصه پیشنهادی قبلی بدون تغییر و منطبق با عرصه ظاهری موجود و تحت حفاظت فعلی تعیین شد. این بخش، از نظر توپوگرافی بهصورت محدودهای بهنظر میرسد که از سطح اراضی مجاور مرتفعتر است. عرصه تپه در ضلع جنوبی و شرقی بهدلیل وجود رودخانه بهصورت طبیعی محدود و محصور شده است. در جانب دیگر رودخانه در گمانهزنیها هر چند آثار و شواهد تاریخی مشاهده نشد اما شواهد نشان میدهند در عمق پایینتر از ۲ متر، لایهای از دوران اسلامی در برخی گمانهها مشخص شد که ساختوسازهای دوران معاصر آن را بهشکل لایهای مضطرب و زیر و رو شده، درآورده است.
او افزود: در ضلع جنوبی تپه، در جداره تپه که در اثر اقدامات عمرانی سالهای گذشته تقریبا بهصورت قائم درآمده است، با هماهنگی ادارهکل میراثفرهنگی استان بهمنظور شناسایی توالی لایهها و دورههای تپه، برشی به عرض ۲متر کاوش شد که بلافاصله پس از پاکسازی لایههای سطحی، لایههای تاریخی مربوط به دوره اشکانی پدیدار شد.
نظریارشد اضافه کرد: در ضلع جنوبی تپه ۱۲ گمانه کاوش شد که اغلب در عمقهای متغیر و بدون برخورد با لایههای تاریخی به بستر صخرهای منتهی شدند. لذا عرصه تپه در این بخش نیز بدون تغییر و با همان وضعیت گذشته تثبیت میشود. در ضلع غربی وضعیت با دیگر اضلاع تپه متفاوت است. در این جبهه که بیشترین تعداد گمانهها کاوش شدند، در ۵ گمانه به لایههای تاریخی مربوط به دوره اشکانی برخورد شد که بهمنظور تعیین تکلیف وضعیت تپه در این ناحیه و دستیابی به عرصه واقعی تپه، یک ردیف گمانهزنی با فاصلهی بیشتری از گمانههای کاوششده حاوی آثار انجام شد و منجر به شناسایی عرصهی واقعی تپه در این بخش شد. در پایان و پس از مشخص شدن محدوده عرصه واقعی، خطوط عرصه، حریم استحفاظی و حریم منظری بر روی نقشه ترسیم و ضوابط مربوطه تنظیم شد.
این باستانشناس شرح داد: فصلهای هجدهم، نوزدهم و بیستم کاوش در تپه هگمتانه بهسرپرستی محمدرحیم رنجبران، رئیس وقت پایگاه هگمتانه در سالهای ۱۳۹۱، ۱۳۹۲ و ۱۳۹۴ در این محوطه به انجام رسید. همچنین فصل بیستویکم کاوش در هگمتانه با موضوع خواناسازی بقایای حصار و برج و باروهای شهر باستانی واقع در محدوده شرقی محوطه نیز در سال ۱۳۹۶ بهسرپرستی مشترک رنجبران و ملکزاده دنبال شد. فصل بیستودوم کاوشهای تپه هگمتانه بهوسیلهی ملکزاده در سال ۱۳۹۹ انجام یافت. فصل بیستوسوم مطالعات و کاوشهای باستانشناسی با عنوان بازپیرایی، خواناسازی و پیگردی حصارهای شرقی و شمالی محوطهی تاریخی هگمتانه در پاییز و زمستان ۱۴۰۰ بهوسیله رضا نظریارشد به انجام رسید.
او تصریح کرد: از مهمترین اهداف طرح مطالعاتی مذکور میتوان به خواناسازی و بازپیرایی حصار ضلع شرقی محوطهی هگمتانه، حدفاصل برجهای شرقی و شمالشرقی، خواناسازی و بازپیرایی اطراف برج شمالی محوطه هگمتانه، اطلاعیابی از چگونگی روند و میزان امتداد شالوده یا مصطبه خشتی زیرسازیشده در فضای حدفاصل جبهه شرقی حصار تا کناره نردههای پیرامونی محوطه در همان ضلع، نظارت بر انجام خاکبرداری خاکهای مازاد حاصل از کاوشهای فصول قبل که در قسمتهای مجاور بدنههای تپه و دیوارهای بیرونی حصار و برجها انباشته شده است.
مدیر پایگاه میراثجهانی هگمتانه در پایان گفت: با توجه به ویژگیهای شاخص محوطه باستانی هگمتانه، این محوطه در مرداد ۱۴۰۳ بهعنوان بیستوهشتمین اثر از مجموعه آثار تاریخی و میراثفرهنگی ایران در فهرست آثار میراثجهانی به ثبت رسید.
انتهای پیام/
نظر شما