میراثآریا: در هیاهوی دنیای مدرن، جایی که برجهای بلند و دنیای مجازی سایه بر اصالتهای دیرین افکندهاند، در پهنه کویری خراسان جنوبی، هنوز صدای تپش قلبی به گوش میرسد که ریشه در خاک هزارساله دارد. این قلب، همان «میراث معنوی» است؛ میراثی که نه در خشت و گل بناها، بلکه در حافظه تاریخی مردم، در طعم گس یک نان محلی و در نجوای دعای یک پیرزن پای منبر عاشورا نهفته است. اما آیا این میراث در برابر طوفان تغییرات دوام میآورد؟ برای یافتن پاسخ این پرسش، به سراغ کسی رفتیم که سالهاست نبض این آیینها را در دست دارد. «فریبا کاهنی»، کارشناس ارشد مردمشناسی و مسئول ثبت میراث معنوی ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خراسان جنوبی، معتقد است میراث ما نمیمیرد، بلکه تنها «لباس نو» به تن میکند؛ هرچند در این میان، برخی واژهها در حال رنگ باختن هستند.
آیینها؛ از پستوی خانهها تا پهنه خیابان
فریبا کاهنی با نگاهی واقعبینانه به وضعیت آیینهای استان آغاز میکند و معتقد است برخلاف تصور عموم، ما آیین مدفونشده یا از یاد رفتهای نداریم.
کارشناس ارشد مردمشناسی و مسئول ثبت میراث معنوی خراسان جنوبی بیان میکند: ما آیین و آداب و رسومی نداریم که بهطور کامل در معرض خطر یا فراموشی مطلق باشد. واقعیت این است که فرهنگ، موجودی زنده است و به مرور زمان تغییر شکل میدهد. شاید برخی آیینها دستخوش دگرگونی شده باشند، اما روح آنها همچنان در کالبد جامعه جریان دارد.
او برای ملموستر شدن این ادعا، به آیین «هفتمنبر» اشاره میکند که یکی از نمادهای عزاداری در بیرجند است: رسم هفتمنبر که در غروب تاسوعا و شب عاشورا برپا میشود، قدمتی بیش از ۱۵۰ سال دارد. در قدیم، این مراسم کاملاً زنانه بود؛ بانوانی که نذری داشتند، در سکوت به هفت مکان مذهبی میرفتند و شمع روشن میکردند. اما امروز با گسترش شهر و دشواری رفتوآمد، آقایان نیز خانوادههایشان را همراهی میکنند و عملاً این آیین از یک فضای اختصاصاً زنانه، به یک مراسم خانوادگی تبدیل شده است. این یک تغییر شکلی است، نه فراموشی.
کاهنی تأکید میکند که این تغییرات لزوماً منفی نیستند: اگرچه شاید بخشی از آن خلوت قدیمی از دست رفته باشد، اما حضور نسل جوان و حتی گردشگران و خبرنگاران در این مراسم، باعث معرفی بیشتر و ماندگاری آن شده است. میراثی که دیده نشود، میمیرد و امروز هفتمنبر بیش از هر زمان دیگری دیده میشود.
۹۷ سند افتخار در بایگانی ملی
ثبت یک اثر معنوی، مسیری طولانی و پرفراز و نشیب است. کارشناس ارشد مردمشناسی و مسئول ثبت میراث معنوی خراسان جنوبی با افتخار از ۹۷ پروندهای سخن میگوید که حکم ثبت ملیشان را دریافت کردهاند.
او توضیح میدهد: ما سالانه پروندههای متعددی را آماده میکنیم. از آیینهای مذهبی گرفته تا نانها، شیرینیها، غذاهای بومی و صنایعدستی. تا به امروز ۹۷ مورد از این گنجینهها را به ثبت رساندهایم. امسال نیز ۱۰ پرونده جدید از جمله گویش بیرجندی و چند آیین محلی را پس از تأیید در شورای ثبت استان به تهران فرستادیم.
اما کاهنی از وقفهای ناخواسته در این مسیر گلایه دارد: متأسفانه به دلیل شرایط منطقه و جنگ، فرصتی پیش نیامد تا جلسات دفاع در تهران برگزار شود. ثبت یک اثر معنوی نیازمند دفاع حضوری است. ما باید فیلمهای مستند ۲۰ تا ۳۰ دقیقهای از تمام مراحل یک آیین یا پخت یک نان تهیه کنیم و در حضور اساتید مردمشناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی از اصالت آن دفاع کنیم. این جلسات به صورت مجازی امکانپذیر نیست، چون جزئیات فیزیکی و بصری در ثبت میراث ناملموس حرف اول را میزنند.
هشدار برای «گویش بیرجندی»؛ میراثی که ترجمه میخواهد!
در میان تمام بخشهای میراث معنوی، یک نقطه سرخ و نگرانکننده وجود دارد، زبان؛ کاهنی با لحنی دغدغهمند اظهار میکند: تنها چیزی که واقعاً مرا نگران میکند و معتقدم در خطر جدی قرار دارد، گویش بیرجندی است. متأسفانه نسل جوان ما دیگر با این گویش بیگانه شده است. گاهی وقتی با یک جوان به گویش مادریمان صحبت میکنم، میبینم که متوجه نمیشود و من ناچارم واژهها را به فارسی کتابی برایش ترجمه کنم!
او از برنامه میراثفرهنگی برای نجات این بخش از هویت استان خبر میدهد: ما امسال پرونده ثبت گویش بیرجندی را به عنوان یک میراث معنوی در اولویت قرار دادهایم. قصد داریم با کمک اساتید دانشگاه و پژوهشگران، این گویش را مستندنگاری کنیم. اما ثبت، تنها نیمی از راه است؛ نیم دیگر در خانهها اتفاق میافتد.
مردم باید در جشنهایی مثل شب چله، نوروز و حتی مراسم نامگذاری نوزاد (شب شیش)، آگاهانه از این گویش استفاده کنند و فرزندانشان را در این فضا مشارکت دهند.
سفرههای میراث؛ از نان «نفته» تا عطر «گِروز»
بخش بزرگی از میراث معنوی خراسان جنوبی در مطبخها و سفرههای ساده روستایی نهفته است. کارشناس ارشد مردمشناسی و مسئول ثبت میراث معنوی با جزئیاتی جذاب از نانهای ثبتشده استان تشریح میکند: نان در فرهنگ ما فقط غذا نیست، بلکه تقدس دارد. ما نان “غینیچه” را در بشرویه، نان “خُشک” یا “قُرص” را در طبس و نان (اوزون) را برای ایام نوروز ثبت کردهایم.
او به یکی از جالبترین یافتههای اخیرش اشاره میکند: نان گِروز یکی از شگفتیهای سفرههای ماست. گرز گیاهی است که به صورت خودرو در مزارع سبز زعفران میروید.
مردم معتقدند این گیاه در فصل بهار ویتامین سی بسیار بالایی دارد. زنان روستایی این سبزی را خرد کرده، در روغن تفت میدهند و با خمیر نان مخلوط میکنند. نتیجه، نانی مقوی و شیرین است که یک صبحانه کامل محسوب میشود. ثبت نانهایی مثل نان نفته و پادرازی هم نشاندهنده تنوع بینظیر سفرههای این منطقه است که ریشه در اقلیم و دانش بومی مردم دارد.
بازیهای بومی؛ مدرسهای برای وفاق اجتماعی
کارشناس ارشد مردمشناسی استان، گریزی هم به دنیای کودکان میزند و از تقابل «تبلت» و «هفتسنگ» میگوید: بازیهای بومی محلی مثل جنتبازی (لیلی)، هفتسنگ، طنابکشی و کلاغپر، تنها برای سرگرمی نبودند. این بازیها با کمترین امکانات، بزرگترین درسهای زندگی را به کودک میآموختند. در یک بازی گروهی، کودک وفاق اجتماعی، حرفشنوی از سرگروه و پذیرش شکست را یاد میگرفت. اما امروز بازیهای رایانهای کودکان را منزوی و از نظر جسمی ضعیف کرده است.
کاهنی از تفاهمنامهای جدید خبر میدهد: اخیراً با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تفاهمنامهای امضا کردهایم تا از طریق هنر و نقاشی، این آیینها را به بچهها معرفی کنیم. مثلاً از آنها میخواهیم آیینهای نوروزی یا شب چله را نقاشی کنند. این کار باعث میشود کودک بر روی جزئیات سنتها تمرکز کند و آنها را در ذهن خود بازسازی نماید.
میراث فرهنگی، متولی است؛ نه مالک!
یکی از چالشهای بزرگ در حفظ میراث معنوی، انتظار مردم از دولت برای حفظ این آثار است. کاهنی با صراحت در این باره میگوید: میراثفرهنگی متولی ثبت و معرفی است، اما مالک این آیینها مردم هستند. اگر همراهی مردم نباشد، ما به تنهایی قادر به احیای هیچ اثری نیستیم. متأسفانه مشارکت نهادهایی مثل شهرداریها و دهیاریها در بسیاری از مناطق کافی نیست. آنها باید جشنوارههایی برای معرفی نانها یا بازیهای محلی برگزار کنند. سرمایهگذار اصلی در این حوزه، خودِ مردم هستند.
او به یک نمونه موفق از همکاری با بخش خصوصی اشاره میکند: در مورد آیین کوزهشکنی که در چهارشنبهسوری برگزار میشود، توانستیم با همکاری بخش خصوصی یک انیمیشن جذاب تهیه کنیم. در این رسم، مردم سکه (به نشانه برکت)، نمک (برای رفع چشمزخم) و ذغال (به نشانه سیاهی و بدبختی) را در کوزهای کهنه میریختند و از پشتبام به کوچه میانداختند. این کار هم جنبه بهداشتی داشت (تعویض کوزههایی که جلبک میگرفتند) و هم جنبه اقتصادی (رونق بازار کوزهگران). معرفی این ظرایف از طریق ابزارهای نوین مثل انیمیشن، بهترین راه برای جذب نسل جدید است.
فرجام سخن: آیینهایی که «برند» میشوند
کاهنی در پایان این گفتگوی صمیمانه، به کتابش با عنوان «گنجینههای میراث معنوی خراسان جنوبی» اشاره میکند؛ کتابی که حاصل سالها دویدن در روستاهای دورافتاده و گفتگو با پیرمردان و پیرزنانی است که حافظان واقعی این مرز و بوم هستند.
او گفتوگو را با این جملات به پایان میبرد: آیینهای ما مثل علمبندان، بیبیگردی و جشن کاکل، ریشه در فرهنگ ملی و مذهبی ما دارند. اینها برندهای فرهنگی ما هستند که به صورت خودجوش توسط مردم اداره میشوند. وظیفه ما این است که این مشعل را به دست نوجوانان بدهیم. میراث معنوی، هویت ماست و انسانی که هویتش را بشناسد، در طوفانهای جهانیسازی گم نخواهد شد .میراث معنوی خراسان جنوبی، نه یک موضوع تشریفاتی، بلکه شالوده زندگی اجتماعی در این خطه است. اگرچه تغییرات زمانی، برخی آیینها را از شکل سنتی خارج کرده، اما ماندگاری آنها در گروی پیوند میان «دانش بومی» و «آموزش نوین» است. نجات گویش بیرجندی، حمایت نهادهای محلی از جشنوارههای بومی و وارد کردن میراث به کتابهای درسی و فضای مجازی، کلیدهای طلایی هستند که فریبا کاهنی برای حفظ این گنجینه پیشنهاد میدهد. خراسان جنوبی با ۹۷ اثر ثبتشده، ثروتمند است؛ به شرط آنکه قدر این «داراییهای ناملموس» را پیش از آنکه به خاطره تبدیل شوند، بدانیم.
انتهای پیام/

نظر شما