عادل شهرزاد، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هرمزگان در یاداشتی به مناسبت روزجهانی موزه و هفته میراثفرهنگی نوشت: روز جهانی موزهها فرصتی مغتنم برای تأملی دوباره بر جایگاه موزهها در نظام دانایی و حافظه تاریخی جوامع انسانی است. در ادبیات معاصر مطالعات میراث فرهنگی، موزهها دیگر صرفاً فضاهایی برای نگهداری اشیا تلقی نمیشوند، بلکه نهادهایی معرفتزا و میانرشتهای به شمار میآیند که در آنها تاریخ، باستانشناسی، مردمشناسی، هنر، جامعهشناسی و مطالعات فرهنگی به هم میرسند تا روایتهای پیچیدهتری از گذشته انسان ارائه شود. موزهها در این معنا، بایگانیهای زنده تاریخاند؛ مکانهایی که در آنها اشیا نه تنها حفظ میشوند، بلکه خوانده، تفسیر و در چارچوب روایتهای علمی و فرهنگی بازمعنا میگردند.
در این میان، منطقه خلیج فارس جایگاهی ممتاز در مطالعات تاریخی و باستانشناسی دارد. این پهنه آبی از دیرباز یکی از مهمترین کانونهای شکلگیری شبکههای ارتباطی و مبادلات فرهنگی در جهان باستان بوده است. موقعیت جغرافیایی خلیج فارس در پیوند میان فلات ایران، میانرودان، شبهجزیره عربستان و حوزه اقیانوس هند، آن را به گذرگاهی راهبردی برای تعاملات انسانی، تجاری و فرهنگی تبدیل کرده است؛ گذرگاهی که آثار آن را میتوان در مجموعه گستردهای از دادههای باستانشناسی به دست آمده از سواحل و جزایر این منطقه مشاهده کرد.
کاوشها و بررسیهای باستانشناسی در سواحل شمالی خلیج فارس، بهویژه در محدوده استان هرمزگان، طی دهههای اخیر چشماندازهای تازهای از تاریخ دریانوردی، تجارت و سکونتهای انسانی در این منطقه گشوده است. کشف محوطههای بندری، استقرارگاههای ساحلی، بقایای معماری مرتبط با فعالیتهای تجاری، و نیز مجموعهای از سفالینهها، اشیای فلزی، مهرها، سکهها و آثار مرتبط با مبادلات دریایی، نشان میدهد که این منطقه از هزارههای پیش از میلاد بخشی فعال از شبکههای گسترده دادوستد بوده است. شواهد باستانشناسی حاکی از آن است که خلیج فارس نه تنها مسیر عبور کالا، بلکه بستر انتقال اندیشهها، فناوریها و الگوهای فرهنگی میان تمدنهای مختلف بوده است.
از منظر باستانشناسی دریایی، خلیج فارس یکی از حوزههای مهم مطالعه در زمینه تعامل انسان و دریا به شمار میآید. آثار به دست آمده از محوطههای ساحلی و جزیرهای، از جمله ابزارهای مرتبط با دریانوردی، بقایای کشتیها، لنگرهای سنگی و فلزی، و نیز دادههای مرتبط با صنایع وابسته به دریا، نشاندهنده شکلگیری نظامهای پیچیده دریانوردی و تجارت دریایی در این منطقه است. این دادهها گواه آناند که ساکنان سواحل خلیج فارس از دیرباز دانش و مهارتهای قابل توجهی در زمینه ناوبری، کشتیسازی و مدیریت مسیرهای دریایی داشتهاند؛ مهارتهایی که زمینهساز شکلگیری شبکههای ارتباطی گسترده در گستره اقیانوس هند بوده است.
مطالعه یافتههای باستانشناسی این منطقه همچنین نشان میدهد که خلیج فارس در طول تاریخ نه یک مرز جغرافیایی، بلکه یک فضای فرهنگی پویا بوده است. جریان مداوم رفتوآمدهای دریایی سبب شکلگیری نوعی «فرهنگ ساحلی» شده که در آن عناصر گوناگون فرهنگی از مناطق مختلف درهم تنیدهاند. این پویایی فرهنگی را میتوان در الگوهای سفالگری، شیوههای معماری ساحلی، فناوریهای مرتبط با صید و دریانوردی، و حتی در الگوهای زیستی و معیشتی جوامع ساحلنشین مشاهده کرد. چنین شواهدی نشان میدهد که خلیج فارس در طول تاریخ بستر شکلگیری نوعی جهان فرهنگی مشترک بوده که مرزهای جغرافیایی را در مینوردیده است.
در این چارچوب، موزهها نقشی بنیادین در حفاظت، مستندسازی و تفسیر این میراث ارزشمند ایفا میکنند. اشیای باستانشناسی زمانی میتوانند به منابعی برای فهم گذشته تبدیل شوند که در چارچوب نظامهای علمی حفاظت، طبقهبندی و تحلیل قرار گیرند. موزهها با فراهم آوردن چنین بستری، امکان آن را فراهم میکنند که دادههای مادی گذشته به دانش تاریخی تبدیل شوند. به بیان دیگر، موزهها حلقه واسط میان کاوشهای میدانی باستانشناسی و فهم عمومی از تاریخاند.
از منظر معرفتشناختی، اشیای موزهای را میتوان «متون مادی تاریخ» دانست؛ متونی که خوانش آنها نیازمند روشهای علمی و رویکردهای میانرشتهای است. هر سفالینه، هر قطعه فلز، هر ابزار یا شیء دریانوردی در واقع حامل اطلاعاتی درباره فناوری، اقتصاد، روابط اجتماعی و نظامهای فکری جوامع گذشته است. هنگامی که این اشیا در فضای موزه گردآوری و در چارچوب روایتهای علمی ارائه میشوند، به ابزارهایی برای بازسازی تاریخ فرهنگی و تمدنی یک منطقه تبدیل میگردند.
در جهان امروز، رویکردهای نوین موزهداری نیز بر همین کارکرد دانشی و فرهنگی موزهها تأکید دارند. موزههای معاصر تلاش میکنند با بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال، روایتهای تعاملی و روشهای نوین نمایش، ارتباطی فعالتر میان مخاطبان و میراث فرهنگی برقرار کنند. چنین رویکردی سبب میشود که موزهها از فضاهایی صرفاً نمایشگاهی به مراکزی پویا برای آموزش، پژوهش و گفتوگوی فرهنگی تبدیل شوند. در این فرآیند، مخاطب دیگر صرفاً تماشاگر اشیا نیست، بلکه به مشارکتکنندهای در فهم و بازخوانی تاریخ بدل میشود.
در ارتباط با میراث فرهنگی خلیج فارس، این رویکرد اهمیت دوچندانی مییابد. گستره وسیع دادههای باستانشناسی و تاریخی این منطقه، ظرفیتهای فراوانی برای پژوهشهای میانرشتهای در حوزههایی چون باستانشناسی دریایی، تاریخ تجارت، انسانشناسی فرهنگی و مطالعات دریایی فراهم کرده است. حفاظت و معرفی این میراث نه تنها به تقویت هویت تاریخی مناطق ساحلی کمک میکند، بلکه میتواند در سطحی گستردهتر به فهم بهتر نقش خلیج فارس در تاریخ تمدن جهانی یاری رساند.
در نهایت، روز جهانی موزه یادآور این حقیقت است که میراث فرهنگی تنها یادگار گذشته نیست، بلکه سرمایهای برای آینده نیز به شمار میآید. حفظ و پاسداشت آثار تاریخی و باستانشناسی، در واقع پاسداشت حافظه جمعی و تداوم هویت فرهنگی یک جامعه است. موزهها در این میان، نقش پاسداران این حافظه را بر عهده دارند؛ نهادهایی که با گردآوری، حفاظت و روایت میراث مادی، امکان گفتوگویی مستمر میان گذشته، حال و آینده را فراهم میآورند.
در پرتو چنین نگاهی، توجه به میراث تاریخی خلیج فارس و دادههای ارزشمند باستانشناسی آن، نه تنها یک وظیفه فرهنگی، بلکه ضرورتی علمی و تمدنی است. این میراث گواهی روشن بر سهم مهم این پهنه آبی در تاریخ تعاملات انسانی و شکلگیری شبکههای ارتباطی در جهان باستان است. پاسداشت و معرفی علمی این آثار میتواند به تعمیق شناخت ما از تاریخ منطقه و تقویت پیوندهای فرهنگی میان نسلهای امروز و گذشته یاری رساند.
روز جهانی موزه، فرصتی است برای یادآوری این مسئولیت مشترک؛ مسئولیتی که در آن حفاظت از میراث فرهنگی، صیانت از حافظه تمدنی و انتقال آن به آیندگان، به عنوان یکی از مهمترین رسالتهای فرهنگی جوامع انسانی مطرح میشود.
انتهای پیام/

نظر شما