نقش موزه‌ها در بازنمایی و انسجام روایت‌های فرهنگی

موزه‌ها در جهان امروز به‌عنوان نهادهایی فرهنگی و اجتماعی نقشی مؤثر در بازنمایی، بازخوانی و انسجام روایت‌های تاریخی و فرهنگی جوامع ایفا می‌کنند. در این میان با توجه به تحولات پرشتاب شهری و اجتماعی به‌ویژه در استان‌هایی مانند البرز، توجه به کارکردهای نوین موزه‌ها و تقویت نقش آن‌ها در پیوند دادن لایه‌های مختلف تجربه فرهنگی و تاریخی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر در مسیر سیاست‌گذاری فرهنگی است.

نادر زینالی، مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی البرز در یادداشتی به مناسبت روز جهانی موزه و میراث‌فرهنگی نوشت: در جهانی که شکاف‌های اجتماعی، فرهنگی و حتی ادراکی هر روز عمیق‌تر می‌شود، شعار موزه‌ها؛ پیونددهنده جهان گسسته یک صورت‌بندی دقیق از نیاز امروز انسان معاصر است؛ انسانی که در میان انبوه روایت‌های متعارض، سرعت بی‌وقفه اطلاعات و گسست میان نسل‌ها، بیش از هر زمان دیگری نیازمند نقطه اتصال است. در این میان، موزه‌ها به‌مثابه زیرساخت‌های پیوند اجتماعی معنای تازه‌ای پیدا می‌کنند.

موزه در تعریف کلاسیک خود نهادی برای گردآوری، نگهداری و نمایش اشیاست اما در تعریف معاصر، موزه یک نهاد تولید معنا است. آنچه امروز اهمیت دارد توان موزه در تبدیل پراکندگی‌های تاریخی و فرهنگی به یک روایت منسجم و قابل فهم برای جامعه امروز است. به همین دلیل است که در جهان جدید، موزه‌ها به یکی از مهم‌ترین ابزارهای ترمیم شکاف‌های فرهنگی تبدیل شده‌اند؛ شکاف میان گذشته و حال، سنت و مدرنیته و حتی میان گروه‌های اجتماعی مختلف.

در این چارچوب، استان البرز نمونه‌ای قابل تأمل از یک فضای فرهنگی در حال شکل‌گیری است؛ استانی که در مرز میان سنت و توسعه شتاب‌زده قرار دارد. البرز از یک سو میزبان لایه‌های تاریخی ارزشمند، مسیرهای ارتباطی کهن و زیست‌بوم‌های فرهنگی متنوع است و از سوی دیگر تحت تأثیر مهاجرت‌های گسترده، شهرنشینی سریع و تغییرات پرشتاب اجتماعی قرار گرفته است. نتیجه این وضعیت نوعی گسست روایی است؛ یعنی فقدان یک روایت واحد و منسجم از هویت فرهنگی استان.

در چنین بستری نبود موزه در البرز نشانه‌ای از یک خلأ عمیق‌تر در ساختار روایت‌سازی فرهنگی است. موزه در معنای واقعی خود قلب تپنده نظام حافظه فرهنگی یک استان است. جایی که می‌تواند روایت‌های پراکنده محلی را به یک روایت کلان و قابل درک تبدیل کند، میان گذشته و حال پیوند برقرار سازد و امکان گفت‌وگوی میان نسل‌ها را فراهم آورد.

فقدان این نهاد باعث شده است که میراث فرهنگی در البرز به جای آنکه در قالب یک منظومه منسجم دیده شود به مجموعه‌ای از نقاط منفصل و کم‌ارتباط تبدیل شود؛ نقاطی که هرچند ارزشمندند اما در غیاب یک مرکز روایت‌ساز کمتر قادر به ایفای نقش هویتی خود هستند. این وضعیت دقیقاً همان گسستی است که شعار امسال بر آن تأکید دارد.

از این منظر مسئله موزه در البرز یک ضرورت هویتی است. موزه‌ای که بتواند میراث ملموس و ناملموس استان را در کنار هم قرار دهد، روایت مهاجرت‌ها، شکل‌گیری شهرهای جدید، صنایع، کشاورزی، آیین‌ها و سبک‌های زندگی را در یک چارچوب تحلیلی بازنمایی کند و از دل این تنوع یک فهم مشترک از البرز بودن بسازد.

در سطحی کلان‌تر موزه‌ها در جهان امروز کارکردی فراتر از نمایش دارند؛ آن‌ها به فضاهای گفت‌وگو تبدیل شده‌اند. گفت‌وگو میان گذشته و آینده، میان گروه‌های اجتماعی مختلف و میان روایت‌های رسمی و غیررسمی. اگر موزه نتواند چنین گفت‌وگویی را شکل دهد به تدریج به فضایی خاموش و کم‌اثر بدل خواهد شد. بنابراین مسئله اصلی موزه‌سازی به‌مثابه فرآیند اجتماعی است.

در استان البرز، این رویکرد می‌تواند به شکل‌گیری یک الگوی نوین منجر شود؛ الگویی که در آن موزه یک پلتفرم مشارکتی باشد. پلتفرمی که در آن جامعه محلی پژوهشگران، هنرمندان و نسل جوان در تولید و بازتفسیر میراث نقش فعال داشته باشند. در چنین ساختاری موزه از یک نهاد دولتی صرف به یک اکوسیستم فرهنگی زنده تبدیل می‌شود.

از سوی دیگر نباید از این واقعیت غافل شد که گسست فرهنگی تنها با ابزارهای فرهنگی قابل ترمیم است. توسعه شهری بدون توجه به حافظه تاریخی به تولید فضاهای بی‌هویت منجر می‌شود؛ فضاهایی که اگرچه کارکرد دارند اما فاقد عمق فرهنگی‌اند. موزه‌ها در این میان می‌توانند نقش بازگرداننده معنا به فضا را ایفا کنند؛ نقشی که در نهایت به تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام فرهنگی منجر می‌شود.

بر این اساس روز جهانی موزه و میراث فرهنگی فرصتی است برای بازتعریف جایگاه میراث در سیاست‌گذاری فرهنگی استان. اگر میراث فرهنگی را نه به‌عنوان مجموعه‌ای از آثار گذشته بلکه به‌عنوان زیرساخت هویت آینده در نظر بگیریم آنگاه سرمایه‌گذاری در موزه‌ها یک ضرورت راهبردی خواهد بود.

در نهایت اگر بخواهیم از سطح شعار فراتر برویم و موزه‌ها؛ پیونددهنده جهان گسسته را به‌مثابه یک برنامه فکری برای آینده درک کنیم، باید بپذیریم که مسئله موزه در استان البرز مسئله چگونگی بازسازی امکان هم‌فهمی در یک جامعه متکثر و در حال گذار است.

البرز امروز در نقطه‌ای ایستاده که بسیاری از مناطق شهری ایران در آن قرار گرفته‌اند: نقطه‌ای میان رشد شتاب‌زده کالبدی و تأخر در بازسازی فرهنگی. شهرها توسعه یافته‌اند اما روایت مشترک از این توسعه شکل نگرفته است. نسل‌ها در کنار هم زندگی می‌کنند اما الزاما زبان مشترکی برای فهم گذشته و آینده خود ندارند. همین‌جاست که مفهوم موزه از یک نهاد فرهنگی کلاسیک به یک ضرورت تمدنی ارتقا پیدا می‌کند.

موزه در این معنا نقطه آغاز گفت‌وگو است؛ گفت‌وگویی میان آنچه بوده‌ایم، آنچه هستیم و آنچه می‌خواهیم باشیم. اگر این گفت‌وگو شکل نگیرد گذشته به مجموعه‌ای از خاطرات پراکنده و بی‌اثر تبدیل می‌شود و آینده نیز به فضایی بی‌ریشه و ناپایدار. در چنین شرایطی موزه می‌تواند همان زبان میانجی باشد که این سه سطح زمانی را به هم پیوند می‌دهد.

برای استان البرز، تأسیس و تقویت موزه در واقع تلاشی برای ساختن همین زبان مشترک است؛ زبانی که بتواند روایت‌های محلی، تجربه مهاجرت، زیست شهری جدید، صنایع، کشاورزی و میراث ناملموس را در یک چارچوب منسجم گرد هم آورد و از دل این تنوع یک حس تعلق مشترک بسازد. بدون چنین نهادی خطر آن وجود دارد که حافظه فرهنگی استان به جزایری پراکنده تبدیل شود؛ جزایری که هر یک بخشی از حقیقت را در خود دارند اما در غیاب پیوند، قادر به ساختن تصویر کامل نیستند.

از این منظر موزه یک زیرساخت نرم توسعه است؛ زیرساختی که اگرچه دیده نمی‌شود اما کیفیت تمام ابعاد توسعه را تعیین می‌کند. توسعه‌ای که بر حافظه مشترک استوار نباشد دیر یا زود با بحران معنا مواجه خواهد شد؛ زیرا انسان‌ها با روایت‌هایی که به زندگی‌شان معنا می‌دهد زیست می‌کنند. بنابراین آینده میراث فرهنگی در البرز در گرو آن است که بتوانیم موزه را از یک نهاد ایستا به یک فرآیند زنده تبدیل کنیم؛ فرآیندی که در آن جامعه شریک در تولید معنا باشد. در چنین چشم‌اندازی موزه می‌تواند به قلب تپنده این فرآیند تبدیل شود؛ قلبی که امکان فهم مشترک از حال و تصور مشترک از آینده را نیز ممکن می‌سازد و شاید در نهایت مهم‌ترین کارکرد موزه در جهان امروز همین باشد: تبدیل پراکندگی تجربه انسانی به امکان هم‌زیستی معنادار. اگر موزه بتواند چنین نقشی را ایفا کند به یکی از پایه‌های اصلی بازسازی پیوند اجتماعی در جهان گسسته امروز تبدیل خواهد شد؛ پیوندی که بدون آن هیچ توسعه‌ای پایدار نمی‌ماند و هیچ هویتی به‌طور کامل شکل نمی‌گیرد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405022801936
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha