وحید امیری کارشناس ادارهکل میراثفرهنگی بوشهر در یادداشتی نوشت: درخت نخل، از مهمترین سرمایههای اقتصادی و فرهنگی این منطقه است و خرما تنها یک میوه نیست، نتیجهی زنجیرهای از تلاشهایی است که از روزهای نخست فصل تا رسیدن خوشهها ادامه مییابد.
اگر گردهافشانی درست انجام نشود، بسیاری از آنها بارور نمیشوند و محصول سال کاهش مییابد. پس میتوان گفت گردهافشانی، نقطه آغازِ تولد خرماست.
در بوشهر، گردهافشانی اغلب در زمان مناسب و با توجه به وضعیت گلها (خوشههای درون غلاف نخل) انجام میشود، زمانی که خوشهها آمادهاند و کشاورز و باغدار با چشم و تجربهی خود تشخیص میدهد چه زمانِ درستتری برای بارورسازی است. نخلها در این مرحله معمولاً گلدهی خود را آغاز کردهاند و هرچه این کار دقیقتر و بهموقعتر پیش برود، شانس تشکیل میوه بیشتر میشود. این دانش، از نسلهای قدیمی منتقل شده و هنوز هم بخش زیادی از آن روی تجربه و مشاهدهی مستقیم استوار است، موضوعی که به کار کشاورزان معنا و ارزش دوچندان میدهد.
اما یکی از ویژگیهای مهم این فرآیند، «بو دادن نخل» است. شیوهای سنتی و قدیمی که در بسیاری از نخلستانهای بوشهر به آن رجوع میکنند. در فرهنگ کشاورزی جنوب، به گردهافشانی گاهی این نام نیز داده میشود. زیرا در جریان آمادهسازی و انتقال گرده، اقداماتی انجام میگیرد که در اصطلاح محلی با عنوان بو دادن شناخته میشود. این روش، ریشه در شیوههای دیرینه دارد و نه تنها یک تکنیک، بلکه نوعی سنت اجتماعی-محلی است.
سنتی که در آن افراد باتجربه و خانوادهها نقش مهمی دارند. کار از یک نفر خلاصه نمیشود، معمولاً چند نفر با تقسیم وظایف گردهها را آماده میکنند، نخلها را بررسی میکنند و زمان مناسب را رعایت میکنند.
در عمل، گردهها از نخلهای نر تأمین میشوند. گلها و یا خوشههای نر که گرده دارند باید در زمانی خاص بهدرستی آماده شوند. کشاورز با مهارت خود تشخیص میدهد که چه لحظهای مناسب برداشتن یا آمادهسازی گردههاست، زیرا گذر زمان و تغییر شرایط میتواند کیفیت گرده را کاهش دهد. در اینجا «بو دادن» به عنوان بخش مهمی از آمادهسازی مطرح میشود. افراد باتجربه میدانند که باید گرده را طوری آماده کنند که قدرت باروری آن حفظ شود و انتقال آن به خوشههای ماده با بهترین نتیجه انجام گیرد. این شیوه با وجود گذشت سالها همچنان مورد توجه است چون امتحان خود را پس داده و بسیاری از نخلکاران و باغداران از کارکرد آن رضایت دارند.
گردهافشانی، از نظر ظاهری شاید کوتاه به نظر برسد، اما از نظر فنی پیچیدهتر از چیزی است که یک ناظر بیرون از نخلستان تصور میکند. خوشههای ماده باید درست انتخاب شوند، زمان بارورسازی باید با مرحلهی رشد گلها و خوشهها هماهنگ باشد و کیفیت گرده نیز اثر مستقیم بر میزان باردهی دارد.
به همین دلیل، افراد معمولاً با دقت بالا کار را انجام میدهند و از عجله پرهیز میکنند. در فضای نخلستان، هر کس نقش خودش را دارد: یکی آمادهسازی را انجام میدهد، دیگری خوشهها را بررسی میکند و فردی هم گردهافشانی را با حوصله انجام میدهد. همین تقسیم کار باعث میشود نتیجه بهتر شود و زمان هم از دست نرود.
از نگاه فرهنگی هم، این گردهافشانی فقط یک عملیات کشاورزی نیست، فرصتی برای گردهمایی و انتقال تجربه بین نسلهاست.
پیرترها کنار جوانترها میایستند و با اشاره و توضیح، آنچه را طی سالها آموختهاند به زبان تجربه میگویند. جوانترها نیز با مشاهده و تکرار، مهارت را یاد میگیرند. این فرایند یادگیری، باعث میشود هویت کشاورزی بوشهر زنده بماند و نخلکاران آینده دقیقاً همان مراقبتها را ادامه دهند. در واقع، بو دادن و گردهافشانی در بوشهر مثل یک «کتاب زنده» عمل میکند. کتابی که ورقهایش را روزهای فصل عوض میکنند و هر سال یک بار دوباره نوشته میشود.
همچنین این کار در برابر تغییرات اقلیمی و شرایط متغیر طبیعی، اهمیت بیشتری پیدا میکند. وقتی شرایط آبوهوا یا زمانبندی فصلها به هم نزدیک میشود و گلدهی( دول زدن) نخلها ممکن است با الگوهای همیشگی تفاوت داشته باشد، تجربهی محلی و مهارت کشاورز میتواند تفاوت ایجاد کند. گردهافشانی دقیق، راهی است برای جبران بخشی از عدم قطعیتها و افزایش شانس شکلگیری خرما.
از همین روست که کشاورزان این مرحله را جدی میگیرند و تلاش میکنند با ابزارها و روشهای شناختهشده بهترین نتیجه را به دست آورند.
در نهایت، وقتی چند هفته یا چند ماه بعد خوشهها شکل میگیرند و به مرور خرماهای کوچک به میوههای کامل تبدیل میشوند، میتوانیم معنای واقعی گردهافشانی را ببینیم. آن روزی که در نخلستان بو دادن نخل و گردهافشانی انجام شد، شاید برای بسیاری فقط یک «کار فصل» به نظر برسد، اما برای نخلکاران شروع یک داستان است: داستانی از باروری، رشد، مراقبت و رسیدن. خرما محصول نهایی است، اما نقطه آغازش همین لحظههاست، لحظههایی که انسان با طبیعت همقدم میشود و با دانش محلی، زمینهی تولد میوه را فراهم میکند.
پس گردهافشانی نخل در بوشهر، با نام و رسم «بو دادن نخل» در شیوههای سنتی و قدیمی نه فقط یک عمل فنی، بلکه یک آیین زنده، یک سرمایهی فرهنگی و یک ضامن برای امید کشاورز به محصول سال است.
درخت نخل با صبر خود سالها میماند، اما تولد خرما به دقت انسان و درک درست از زمان نیاز دارد. و چه زیباست که در جنوب، این درک و این دقت تبدیل به سنتهایی شده که هنوز هم با قدرت در نخلستانها جریان دارد.
انتهای پیام/

نظر شما