محمد طاهریان، معاون گردشگری استان سمنان در یادداشتی نوشت: ۳۱ اردیبهشتماه ۱۴۰۵، تنها یک تاریخ در تقویم رسمی کشور نبود، بلکه مبدأ جدیدی برای بازخوانی توانمندیهای نهفته در رگهای گردشگری بومی ایران شد. دومین سالگرد ثبت روز ملی بومگردی در حالی به میزبانی استان سمنان رقم خورد که اتمسفر حاکم بر فضای کشور، آکنده از بیم و امیدهای ناشی از شرایط خاص منطقهای و بینالمللی بود. در حالی که صنعت گردشگری داخلی تحت تأثیر التهابات سیاسی و سایه جنگ، دوران بیرونقی و رکودی عمیق را تجربه میکرد، برگزاری یک رویداد در مقیاس ملی، جسارتی میطلبید که تنها از ایمان به ریشهها برمیآمد. این رویداد، نه فقط یک گردهمایی، بلکه پیامی روشن به جهان بود: اینکه نبضِ زندگی و فرهنگ در شریانهای روستایی ایران، حتی در تلاطم سختترین طوفانها، از تپش نخواهد ایستاد.
نخستین پرسشی که در ذهن ناظران نقش میبست، چرایی و چگونگی تحقق این رویداد در چنین شرایط ویژهای بود. پاسخ را باید در ماهیت خود بومگردی جستوجو کرد.
بومگردی در ایران، برخلاف مدلهای کلاسیک گردشگری که به شدت وابسته به ثبات سیاسی و تزریق نقدینگیهای کلان دولتی هستند، بر پایه تابآوری محلی و سرمایه اجتماعی بنا شده است. این رویداد، تنها حرکت ملی در حوزه گردشگری بود که پس از ماهها سکون، توانست یخهای ناامیدی را بشکند و بارقه نشاط را به جوامع محلی بازگرداند. برگزاری این جشن در قلب منطقهای که به دروازه حیاتوحش و میراث فرهنگی شهرت دارد، نشان داد که وقتی پای هویت ملی در میان باشد، بنبستی وجود ندارد.
اما آنچه این حماسه را در حافظه تاریخی فعالان این حوزه ماندگار کرد، بعد اجرایی و مدیریت بحران حاکم بر آن بود. موافقت با میزبانی استان سمنان در شرایطی ابلاغ شد که عقربههای ساعت، شمارش معکوس کمسابقهای را آغاز کرده بودند، کمتر از ۱۰ روز زمان برای طراحی، هماهنگی، دعوت از فعالان سراسر کشور و اجرای برنامهای در تراز ملی! در دنیای بوروکراسی اداری و در فقدان حامیان مالی از پیش تعیین شده، چنین اقدامی از نظر بسیاری از کارشناسان، نوعی ریسک غیرمنطقی جلوه میکرد. با این حال، آنچه در شاهرود و قلعهبالا به وقوع پیوست، بازخوانی دوبارهی فصل اراده بود. ما در این ده روز، ارادهای را مشق کردیم که قادر است سدهای ناممکن را در هم بشکند. این پیروزی مدیریتی، مدیون همراهی بیدریغ مدیران ارشد استانی و ستادی بود که با قلبی گرم به میدان آمدند و در کنار فعالان جانبرکف عرصه گردشگری، ثابت کردند که مدیریت فرهنگی، هنوز هم کلید حل پیچیدهترین مسائل است.
شکوهِ راستین این جشن، زمانی متجلی شد که اقوام مختلف ایرانی با رنگینکمانی از لباسهای محلی، لهجههای شیرین و موسیقیهای جانبخش، خاکِ قلعهبالا را توتیای چشم کردند. تماشای این همبستگی در فضای مجازی و پخش زنده تلویزیونی، برای هر ایرانی غرورآفرین بود. وقتی کرد و لر، بلوچ و آذری، و گیلک و عرب در کنار هم استوار ایستادند، پیامی قاطع به دنیا مخابره شد: تمدن ریشه میخواهد و ما، ریشههای این تمدن غنی هستیم.
حقیقت آن است که آنچه ریشه در عمق تاریخ و فرهنگ دارد، هرگز با بادهای موسمی و تندبادهای مقطعی نابود نخواهد شد. قلعهبالا در آن سه روز، مینیاتوری از ایرانِ بزرگ بود، ایرانی که تنوع را نه مایه تفرقه، بلکه مایه زیبایی و استحکام خود میداند.
انتخاب روستای قلعهبالا به عنوان میزبان این رویداد ملی، انتخابی از سر تصادف نبود. این روستا که اکنون به عنوان نامزد نخست ایران در فهرست بهترین روستاهای گردشگری جهان (UN Tourism) شناخته میشود، تجسم عینی پیروزی سنت بر فرسایش زمان است. قلعهبالا با آن معماری پلکانی منحصربهفرد و بافت زندهای که بوی نان تازه و عطر کاهگل میدهد، امروز در صدر فهرست هشت روستای برتر ایران برای ثبت جهانی ایستاده است. برگزاری جشن ملی در این مکان، در واقع یک مانور تبلیغاتی و زیرساختی برای نیل به این هدف بزرگ بود. ما آگاهانه خواستیم به دنیا بگوییم که حتی در شرایط محدودیتهای ارتباطی و هجمههای رسانهای، دست از تلاش برای ثبتِ جهانیِ این میراث زنده برنخواهیم داشت. قلعهبالا با ارزشهای کالبدی و معنایی خود، شایسته آن است که نامش در کنار بزرگترین مقاصد گردشگری جهان بدرخشد.
فرآیند ثبت جهانی یک روستا، تنها یک پروسه اداری نیست، بلکه یک جنبش اجتماعی است که در قلعهبالا به خوبی کلید خورده است و این جشن، سوخت موتور این حرکت جهانی بود. ما اطمینان داریم که پیام این تلاشِ خالصانه به گوش جهانیان خواهد رسید و ارزیابان بینالمللی، شکوه این اراده را در میانِ بافتهای خشتی و لبخندهای گرم مردم این دیار لمس خواهند کرد.
در پایان، باید گفت که دومین جشن ملی بومگردی، فراتر از یک رویداد گذرا، بذری بود که در خاکِ حاصلخیز استان سمنان کاشته شد تا در آیندهای نزدیک، میوه ثبت جهانی را به ارمغان بیاورد. ایمان داریم که به زودی، زمانی که پرچم افتخار سازمان جهانی گردشگری در ارتفاعات روستای هدف گردشگری قلعه بالا به اهتزاز درآید، دوباره میزبان تمام اقوام ایران خواهیم بود. آن روز، جشن ما نه فقط برای بومگردی، بلکه برای پیروزی ریشههایی خواهد بود که در سختترین روزهای تاریخ، به جای خشکیدن، راه آسمان را پیش گرفتند. قلعهبالا به سمت جهانی شدن پیش میرود و ما، همسفران این مسیر سبز، با افتخار نظارهگر طلوع خورشیدی هستیم که از مشرق شاهرود، تمامِ دنیای گردشگری را روشن خواهد کرد. این است روایت تمدنی که ریشه در خاک دارد و سر به افلاک میساید.
انتهای پیام/
نظر شما