به گزارش خبرنگار میراثآریا، علی طلوعی اعلام کرد: ملتها باید بتوانند تجربههای تاریخی خود را به سرمایههای هنجاری و ابزارهای سیاستگذاری تبدیل کنند. موضوع بحران حافظه، تجربههای تاریخی، سرمایه هنجاری، ابزارهای سیاستگذاری و نسبت موزهها با این بحران از جمله موضوعات مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بحران حافظه زمانی در یک جامعه رخ میدهد که بخش بزرگی از افراد، اطلاعات، خاطرات و تجربیات مهم تاریخی، فرهنگی و اجتماعی را فراموش کنند یا به درستی به یاد نیاورند.
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان تهران افزود: تغییر الگوی مصرف رسانهای نخستین و مهمترین عامل شکلگیری بحران حافظه است. امروز در جامعهای زندگی میکنیم که با حداقل تولید رسانهای و حداکثر مصرف رسانهای مواجه است. از ملت آپلود به ملت دانلود، از ملت خودنویس به ملت رونویس و از ملت تألیفکننده به ملت اقتباسکننده تبدیل شدهایم. بمباران اطلاعاتی ناشی از کلاندادهها نیز یکی دیگر از معضلاتی است که فراموشی سریع موضوعات مهم را به دنبال دارد. همچنین بسیاری از محتواهای لحظهای و زودگذر در شبکههای اجتماعی به دلیل عمر کوتاه خود در حافظه جمعی ماندگار نمیشوند.
او اظهار کرد: استفاده مکرر از اینترنت و شبکههای اجتماعی سبب شده است افراد بیشتر با اطلاعاتی مواجه شوند که با دانستههای قبلی آنها همخوانی ندارد. ردیابی رفتار کاربران، ساخت پروفایل و شخصیسازی محتوا موجب شکلگیری حبابهای اطلاعاتی شده است. سرعت بالای تغییرات اجتماعی و فناوری نیز موجب کمرنگ شدن سنتها و حافظه شفاهی شده و فرصت کافی برای درونیسازی هنجارها و نظامهای ارزشی را از جامعه گرفته است. عوامل سیاسی و ایدئولوژیک نیز از دیگر عوامل مؤثر در بحران حافظه هستند که در قالب تاریخسازی سفارشی، تقابل روایتها و ضعف نهادهای بازآفرینی حافظه بروز پیدا میکنند.
طلوعی گفت: در بحرانهایی مانند جنگ، رابطهای دوطرفه میان بحران اجتماعی و بحران حافظه وجود دارد و این دو پدیده یکدیگر را تشدید میکنند. از بین رفتن اسناد، شواهد و بناهای تاریخی، گسست نسلی، دشواری انتقال تجربهها و خاطرات به نسلهای آینده، سکوت اجباری، سرکوب خاطرات و تحریف واقعیتها از جمله عواملی هستند که بر حافظه جمعی جامعه تأثیر میگذارند. همچنین طرفهای درگیر در جنگ تلاش میکنند روایت خود را بر وقایع غالب کنند و از این طریق در شکلگیری حافظه جمعی نقش داشته باشند.
علی طلوعی افزود: توجه به گذشته و پرهیز از تقلیلگرایی از موضوعاتی است که نباید مورد غفلت قرار گیرد. موزهها در این میان نقش مهمی برعهده دارند و با تولید و تکثیر روایتهای معنادار به مثابه حافظه زنده، به گذشته معنا میبخشند. انسجامبخشی، اهمیتبخشی و پیوند دادن بخشهای پراکنده تاریخ از مهمترین کارکردهای موزهها است.
او اظهار کرد: موزهها تنها مخازنی برای نگهداری اشیا نیستند، بلکه وظیفه تولید معنا و تبدیل اشیا به روایت را برعهده دارند. زمانی که اشیا راوی روایتها میشوند، حافظه انتزاعی به حافظه ملموس تبدیل میشود. موزهها همچنین مخاطبان را از شنونده صرف به متفکران انتقادی تبدیل میکنند و همین تفکر انتقادی یکی از ابزارهای مهم مقابله با بحران حافظه است.
طلوعی گفت: خلق خردهروایتهای معنادار، بیان داستانها و تجربههای شاهدان عینی، جمعآوری آثار اقلیتها، گروههای حاشیهای و مردم عادی از دیگر وظایف موزهها است. هرچه تنوع روایتها بیشتر باشد، احتمال شکلگیری بحران حافظه کاهش مییابد. موزهها همچنین با ایجاد پیوندهای عاطفی میان افراد و تاریخ، زمینه تقویت حافظه تاریخی و حس تعلق را فراهم میکنند.
علی طلوعی افزود: مدیریت شهری به دلیل ارتباط مستقیم با فضا، مکان و زندگی روزمره مردم، یکی از قدرتمندترین کنشگران در حوزه بازآفرینی حافظه شهری است. فضاهای تاریخی و فرهنگی همچون موزهها لنگرگاههای حافظه هستند و در شکلدهی به خوانش شهر و تاریخ معاصر نقش اساسی دارند.
او اظهار کرد: تهران از ظرفیتهای کمنظیری در حوزه میراثفرهنگی برخوردار است. کاخموزههای متعدد این شهر میتوانند خالق هزاران روایت تاریخی باشند. قلعه ایرج در پیشوا به عنوان بزرگترین قلعه ثبتشده جهان، کهنشهر تاریخی ورامین، شهر ری و چشمهعلی از جمله ظرفیتهای ارزشمند تاریخی استان تهران هستند.
طلوعی گفت: بیش از یکهزار و ۲۰۰ هکتار بافت تاریخی ثبتشده، ۱۲۲ موزه فعال و حدود سههزار اثر تاریخی در استان تهران وجود دارد که از این تعداد، یکهزار و ۱۲۰ اثر در فهرست آثار ملی ثبت شدهاند. همچنین مسجد جامع ورامین و مدرسه سپهسالار در نوبت ثبت جهانی قرار دارند. رونمایی از ضوابط بافت تاریخی عودلاجان غربی و سنگلج و همچنین بازگشایی موزه تجارتخانه و لقانطه از دیگر رویدادهای مهم این نشست بود.
انتهای پیام/
نظر شما