میراث آریا: نام «مود» برای علاقهمندان فرش دستباف ایران، نامی آشنا و معتبر است؛ شهری که تار و پود زندگی مردمانش با هنر قالیبافی گره خورده و نسلهای متعددی از هنرمندان را در دامان خود پرورش داده است. در میان این نامهای ماندگار، «استاد جمشید مودی نقاش» جایگاه ویژهای دارد؛ هنرمندی که نه تنها بیش از شش دهه از عمر خود را صرف طراحی و تولید فرش کرده، بلکه به واسطه دانش گسترده در نقشهکشی، رنگرزی سنتی و انتقال تجربیات بومی، عنوان «گنجینه زنده بشری» را نیز به خود اختصاص داده است.
استاد جمشید مودی، متولد سال ۱۳۱۵ در شهر مود، فرزند مرحوم افضل مودی از بافندگان نامدار منطقه است. او در طول سالهای فعالیت خود بر بافت بیش از ۵۰۰ تخته قالی نظارت داشته و بیش از هزار نقشه فرش را طراحی و رنگآمیزی کرده است. آنچه نام او را در میان استادان فرش ایران متمایز میکند، پایبندی به خلاقیت و پرهیز از کپیبرداری از نقشههای دیگران است؛ رویکردی که موجب شد آثار او هویت مستقلی پیدا کنند و در بازارهای داخلی و خارجی مورد توجه قرار گیرند. بنا بر گفته فعالان و تجار فرش، تعدادی از آثار طراحی شده توسط این استاد در مجموعهها و موزههای فرش ایران و جهان نگهداری میشود و همچنان نمایانگر اصالت و ظرافت فرش مود است.
در آستانه هفته صنایعدستی، پای صحبتهای این استاد پیشکسوت نشستیم تا از خاطرات، تجربهها و دغدغههایش برای حفظ میراث ارزشمند فرش مود بشنویم.
آغاز راه از کودکی
من از کودکی در فضای قالیبافی بزرگ شدم. پدرم از بافندگان شناختهشده مود بود و برادر بزرگترم نیز در این حرفه فعالیت داشت. از همان سالهای کودکی کنار دار قالی مینشستم و کمکم کار را یاد گرفتم. اما آنچه بیش از بافت برایم جذاب بود، نقشه فرش بود. هنوز هم به یاد دارم که در کوچهها با انگشت روی خاک نقش و نگار میکشیدم و ساعتها سرگرم طراحی میشدم.
وقتی حدود ۱۳ سال داشتم، نخستین نقشه فرش شش متری را طراحی کردم. آن روزها امکانات امروزی وجود نداشت. شبها زیر نور چراغ زنبوری و با ابزارهای ساده، ساعتها جدولکشی و طراحی انجام میدادم. در آن دوران نقشهها با زغال و شیوههای سنتی ترسیم میشد و هر مرحله از کار نیازمند دقت و حوصله فراوان بود. همین علاقه و پشتکار سبب شد نامم به عنوان یک نقشهکش جوان در مود شناخته شود و سفارشهای طراحی دریافت کنم.
هنر بدون کپیبرداری
اعتقاد داشتم که هنر باید حاصل اندیشه و خلاقیت هنرمند باشد. هیچوقت حاضر نشدم نقشهای را عیناً از کرمان، اصفهان یا مناطق دیگر کپی کنم. ممکن بود طرحی را ببینم و از آن الهام بگیرم، اما نقشه نهایی حاصل فکر و سلیقه خودم بود.
برای همین نقشههای من شناسه و امضای مخصوص داشتند و بسیاری از بافندگان و تجار، آثار را با نام «جمشید مودی نقاش » میشناختند. این استقلال هنری برایم ارزشمندتر از هر چیز دیگری بود.

فرشهای شاخص مود؛ از محمد فرنگی تا نقشههای ماندگار جمشید مودی
یکی از مشهورترین نقشههای منطقه، نقشه محمد فرنگی است؛ طرحی که هنوز هم نام آن در میان استادان و فعالان فرش با احترام یاد میشود. محمد فرنگی از هنرمندان برجسته و خوشفکر منطقه بود که به دلیل نوآوریها و مهارتهای خاصش، لقب «فرنگی» را گرفته بود. آنگونه که قدیمیها نقل میکنند، آثار او چنان هویت مشخصی داشت که کارشناسان و خریداران حرفهای فرش در اروپا، بهویژه آلمان، اصل بودن آن را به راحتی تشخیص میدادند.
در آن سالها بارها تلاش میشد نمونههایی مشابه این فرشها تولید و صادر شود، اما کارشناسان خارجی تفاوت میان اصل و تقلید را تشخیص میدادند. این موضوع نشان میدهد که فرش مود تنها یک محصول تجاری نبود، بلکه هر نقشه و هر بافته، امضای هنری و شخصیت خاص خود را داشت.
از ماندگاری «نقش سعدی» در فرش مود
بسیاری از مردم تصور میکنند «نقش سعدی» ارتباطی با شاعر بزرگ ایران، سعدی شیرازی دارد، اما واقعیت چیز دیگری است. آنچه از قدیمیها شنیدهایم این است که این نام در اصل برگرفته از نام استاد «محمدحسین دستوری» بوده که به ساده به لهجه محلی بیرجند «سعده» معروف بوده است. او از نقشهکشان بسیار ماهر و شناختهشده منطقه بود و به دلیل سادگی، صداقت و مهارت بالایش در طراحی فرش به نام سعدی شهرت داشت. نقشههایی که با شیوه و سبک او طراحی میشد، به نام «نقش سعدی» شهرت یافت. این نقشهها بیشتر در ابعاد قالیچه و با ظرافت بسیار بالا بافته میشدند و از جمله طرحهایی بودند که در بازارهای اروپایی، بهویژه آلمان، مورد استقبال قرار گرفتند.
فرشهای نقش سعدی به دلیل ریزبافی، ظرافت نقشه و اصالت طرح، شهرت زیادی پیدا کرده بودند. تاجران خارجی بارها درخواست فرشهایی با همین ویژگیها را داشتند و این طرح یکی از نمونههای موفق هنر و خلاقیت طراحان فرش مود به شمار میرفت.
استاد مودی با اشاره به رونق آن دوران میگوید: در سالهایی که قالیبافی در اوج بود، روزانه چندین تخته فرش شش، نه و دوازده متری در منطقه تولید میشد. فرشها پس از تکمیل به بیرجند منتقل و از آنجا به بازارهای داخلی و خارجی صادر میشدند. بسیاری از طرحهای مشهور مود، از جمله نقشههای اصیل منطقه و طرحهای خلاقانهای که خودم طراحی میکردم، در همین دوره شکل گرفتند و شهرت یافتند.
او تأکید میکند که مهمترین اصل در کارش، خلق طرحهای جدید و پرهیز از کپیبرداری بوده است، هیچگاه نقشهای را عیناً از جایی دیگر کپی نکردم. اعتقاد داشتم هر هنرمند باید زبان تصویری خودش را داشته باشد و همین موضوع باعث شد بسیاری از نقشههای من هویت مستقل پیدا کنند.
استاد مودی در ادامه با حسرت از کمرنگ شدن برخی نقشههای اصیل سخن میگوید و معتقد است بسیاری از طرحهایی که روزگاری شناسنامه فرش مود بودند، امروز تنها در خاطره استادان قدیمی باقی ماندهاند. او تأکید میکند که نقشههایی مانند «محمد فرنگی»، «سعدی» و بسیاری از طرحهای اصیل منطقه، تنها یک الگوی بافت نیستند، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و هنری مردم خراسان جنوبی به شمار میروند؛ هویتی که باید ثبت، مستندسازی و به نسلهای آینده منتقل شود.

هزاران نقش و صدها فرش
در طول عمر کاریام بیش از هزار نقشه فرش طراحی و رنگآمیزی کردهام و بر بافت بیش از ۵۰۰ تخته قالی نظارت داشتهام. در کنار آن، دانش رنگرزی سنتی، نقشهخوانی و بسیاری از فنون بومی را نیز آموختم و به شاگردانم منتقل کردم.
در آن دوران، فرش مود شهرت فراوانی داشت و سفارشهای متعددی از نقاط مختلف کشور دریافت میشد. بسیاری از فرشهایی که با طراحی و نظارت من بافته شد، به بازارهای داخلی و خارجی راه پیدا کرد.
دوران طلایی فرش مود
آن زمان تقریباً در هر خانهای دار قالی وجود داشت. افرادی زیادی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در این حرفه فعالیت میکردند. فرشهای مود به تهران، مشهد، زاهدان و دیگر شهرهای کشور ارسال میشد و از آنجا راهی بازارهای جهانی میشد.
رونق به حدی بود که روزانه چندین تخته فرش در اندازههای مختلف تولید میشد. کیفیت، ظرافت و اصالت طرحها باعث شده بود فرش مود در میان تاجران و خریداران خارجی جایگاه ویژهای پیدا کند.
همکاری با شرکت فرش ایران
در اوایل دهه ۱۳۵۰ به دعوت شرکت فرش ایران به بیرجند رفتم. حدود هشت ماه در آنجا به عنوان نقشهکش فعالیت داشتم و انواع طرحها از جمله لچک و ترنج، ربعی، درختی و بسیاری نقشههای دیگر را طراحی کردم.
پس از آنکه نیاز شرکت برطرف شد، به مود بازگشتم و فعالیت مستقل خود را ادامه دادم. آن دوران فرصت خوبی بود تا تجربههای بیشتری کسب کنم و با شیوههای مختلف طراحی آشنا شوم.
فرشهایی که به موزهها رسیدند
آنچه من شنیدهام و بسیاری از تجار فرش نیز تأیید کردهاند، این است که تعدادی از فرشهای طراحی و تولید شده توسط من در مجموعهها و موزههای فرش ایران و خارج از کشور نگهداری میشود. این موضوع برای هر هنرمندی افتخار بزرگی است، زیرا نشان میدهد حاصل سالها تلاش و عشق به هنر، ماندگار شده است.

با گسترش آموزش و پرورش، جوانان مسیرهای شغلی دیگری را انتخاب کردند. در گذشته بسیاری از خانوادهها فرزندان خود را به کارگاههای قالیبافی میفرستادند، اما به مرور این روند تغییر کرد.
از سوی دیگر، تغییر سبک زندگی و کاهش استقبال از مشاغل سنتی نیز بر این موضوع تأثیر گذاشت. امروز دیگر آن تعداد دار قالی و آن حجم تولید را نمیبینیم.
دغدغه یک گنجینه زنده بشری
نگرانی من فراموش شدن دانش و تجربههای نسل قدیم است. فرش مود فقط یک کالا نیست؛ مجموعهای از هنر، فرهنگ، تاریخ و دانش بومی است. اگر این تجربیات ثبت و به نسل جوان منتقل نشود، بخشی از هویت فرهنگی ما از دست خواهد رفت.
من همه زندگیام را با فرش گذراندهام و آرزو دارم جوانان نیز ارزش این هنر را بدانند. فرش مود سرمایه فرهنگی خراسان جنوبی و ایران است. باید برای حفظ، آموزش و معرفی آن تلاش کنیم تا این میراث گرانبها برای آیندگان باقی بماند.
انتهای پیام/

نظر شما