به گزارش خبرنگار میراثآریا، محمدرضا مجیدی رئیس پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو هیئت علمی دانشگاه و سفیر اسبق ایران در سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در بازدید اخیر از روستای چنشت سرزمین رنگها، این روستا را نمونهای کمنظیر از همزیستی معماری بومی، میراث فرهنگی زنده و هویت اجتماعی دانست و تأکید کرد که این روستا میتواند در صورت تدوین برنامهای منسجم، به یکی از پروندههای موفق ایران در یونسکو تبدیل شود. سخنان سفیر اسبق ایران در یونسکو، همزمان تصویری روشن از توانمندیهای چنشت و هشدارهایی جدی درباره موانع پیشرو ارائه میکند؛ تصویری که مبنای این گزارش قرار گرفته است، که آیا چنشت میتواند از یک سکونتگاه سنتی، به یک مقصد جهانی تبدیل شود یا در میان تلاطم چالشهای اقتصادی و موانع اداری، تنها در حافظه محلی باقی خواهد ماند؟
کالبدشناسی ظرفیتها؛ چرا چنشت؟
چنشت فراتر از یک کانون جغرافیایی، یک مجموعه میراثی است. آنچه چنشت را از سایر روستاها متمایز میکند، پیوند ناگسستنی میان میراث مادی و میراث غیرمادی است.
معماری به مثابه زبانی برای بقا: بافت قدیمی روستا، شاهکاری از سازههای متناسب با اقلیم است که نشاندهنده دانش بومی در برابر سختیهای طبیعت است. این بافت، نه تنها یک منظره بصری، بلکه یک میراث مهندسی است.
هویت در تار و پود: پوشاک محلی چنشت، زبانِ بی صدای این روستا است. این صنایعدستی، تنها کالا نیستند، بلکه نشانگر تداوم هویت فرهنگی هستند که در فهرستهای یونسکو، وزن بسیار بالایی دارند.
موزه زنده: حضور آثار تاریخی در دل روستا، چنشت را به یک موزه باز تبدیل کرده که میتواند تجربهای فراتر از گردشگری معمولی به بازدیدکنندگان ارائه دهد.
گذار از پارادایم مرمت به پارادایم پایداری
یکی از مهمترین بخشهای صحبتهای رئیس پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام، نقد رویکردهای گذشته و تبیین استانداردهای جدید یونسکو است. او با اشاره به تجربه روستای اصفهک، تأکید میکند که ورود به فهرست جهانی، صرفاً با مرمت بناها محقق نمیشود.
مدل جدید یونسکو بر سه ستون استوار است که چنشت باید آنها را تسلط یابد:
اقتصاد گردشگری پایدار: گردشگری نباید باعث تخریب محیط یا مهاجرت جوانان شود؛ بلکه باید زنجیرهای از اشتغالزایی محلی (از تولید پوشاک تا خدمات اقامتی) ایجاد کند.
حفاظت از اصالت: توسعه نباید به قیمت از دست رفتن هویت چنشت تمام شود. هرگونه نوسازی باید در سایه حفظ اصالت صورت گیرد.
مشارکت جامعه: مجیدی به صراحت هشدار میدهد اگر مردم چنشت قهرمانان این مسیر نباشند، پروژهی ثبت جهانی محکوم به شکست خواهد بود. آموزش و آگاهیبخشی به ساکنان، پیشنیاز اصلی است.
واقعیتهای تلخ؛ عبور از گلوگاههای اجرایی
در کنار چشماندازهای روشن، واقعیتهای عملیاتی نیز در این بازدید به دقت واکاوی شد. مسیر رسیدن به یونسکو، با دو مانع بزرگ روبروست که نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد:
بحران بودجه و مدیریت منابع: با وجود اقدامات انجام شده در سال گذشته (مانند نصب تابلوهای معرفی و برگزاری رویدادها)، کمبود بودجه همچنان گلوگاه اصلی پروژههای نیمهتمام است.
تلاطمهای اداری: معذوریتهای دستگاههای اجرایی و نبود یک هماهنگی یکپارچه بینبخشی، سرعت حرکت پروژه را کاهش داده است. برای موفقیت، نیاز به یک مدیریت واحد و چابک است که بتواند فراتر از بروکراسیهای معمول عمل کند.
تحلیل استراتژیک؛ از اقدامات پراکنده تا نقشه راه منسجم
در سال گذشته، تلاشهایی نظیر توسعه تابلوهای معرفی و پیگیری اعتبارات ملی صورت گرفته است. اما برای عبور از این مرحله، چنشت نیازمند یک «استراتژی جامع ملی» است. این استراتژی باید از حالت واکنشگرا به حالت پیشکننده تغییر یابد. یعنی به جای اینکه منتظر بودجه ماندن باشیم، باید با تبیین دقیق ظرفیتها، سرمایهگذاران را برای تبدیل چنشت به یک قطب گردشگری جذب کنیم.
فرصتی برای میراث ایران
چنشت در لحظهای حساس از تاریخ خود قرار دارد. یا باید با همافزایی میان دولت، دستگاههای اجرایی و مردم محلی، این فرصت را برای جهانی شدن غنیمت شمرد، یا باید اجازه داد این میراث، در میان بیتفاوتیها، به بخشی از گذشته تبدیل شود. ثبت جهانی چنشت، نه فقط برای خراسان جنوبی، بلکه برای اعتبار میراث ایران در تراز جهانی است.
انتهای پیام/

نظر شما