مصطفی خانعلینژاد رئیس اداره حراست ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان گیلان در یادداشتی نوشت: در فرهنگ اسلامی، حراست صرفاً یک وظیفه اداری یا حفاظتی نیست، بلکه رسالتی مبتنی بر مسئولیت اخلاقی و اجتماعی به شمار میآید. این مفهوم در بطن آموزههای دینی ریشه دارد و فراتر از مراقبت از داراییها یا نظم ظاهری، به پاسداری از ارزشها، عدالت و سلامت اجتماعی میپردازد. هنگامی که به واقعه عاشورا مینگریم، با جلوهای والاتر از مفهوم حراست روبهرو میشویم؛ حراستی که نه از داراییهای مادی، بلکه از حقیقت، عدالت و کرامت انسانی پاسداری میکند و الگویی ماندگار از مسئولیتپذیری در برابر انحرافات و تهدیدهای اخلاقی ارائه میدهد.
قیام امام حسین(ع) در کربلا در اصل پاسخی به انحرافی بود که بنیادهای اخلاقی و دینی جامعه اسلامی را تهدید میکرد. ایشان و یاران باوفایش با بصیرت و آگاهی دریافتند که سکوت در برابر فساد و ظلم، به معنای فروپاشی ارزشها و از میان رفتن عدالت اجتماعی است. از همین رو، مسئولیتی تاریخی را بر عهده گرفتند؛ مسئولیتی که جوهره آن حراست از حقیقت و صیانت از کرامت انسانی بود. واقعه عاشورا به انسان میآموزد که پاسداری از ارزشها، مستلزم ایستادگی، شجاعت، آگاهی و ازخودگذشتگی است.
در ساختارهای سازمانی امروز نیز مفهوم حراست بر همین بنیان ارزشی استوار است. حراست را میتوان چشم بیدار و وجدان هوشیار یک مجموعه دانست؛ نهادی که وظیفه دارد از سلامت اداری، امنیت سازمانی، حقوق کارکنان و اعتماد عمومی پاسداری کند. این نقش تنها با ابزارهای نظارتی تحقق نمییابد، بلکه نیازمند بصیرت، شناخت تهدیدها، امانتداری، عدالتمحوری و تعهد اخلاقی است تا بتواند در کنار حفظ امنیت، فضای سالم و اعتمادآفرین در سازمان ایجاد کند.
فرهنگ عاشورا در این میان میتواند الهامبخش رویکردی عمیقتر به مأموریت حراست باشد. همانگونه که یاران امام حسین(ع) در حساسترین لحظه تاریخ، مسئولیت خود را در دفاع از حقیقت تشخیص دادند و از هیچ تلاشی دریغ نکردند، کارکنان حراست نیز باید با هوشیاری و مسئولیتپذیری از ارزشهای سازمانی، اعتماد عمومی و سرمایههای مادی و معنوی مجموعه صیانت کنند. چنین نگاهی، مفهوم حراست را از یک وظیفه صرفاً اداری فراتر برده و آن را به مأموریتی فرهنگی و ارزشی تبدیل میکند.
در همین چارچوب، حراست در سازمانهای امروزی نیازمند رویکردی پیشگیرانه و مبتنی بر تحلیل است. بهرهگیری از نظامهای مدیریت ریسک و شناسایی بهموقع تهدیدهای احتمالی در حوزههای مختلف، از جمله تهدیدهای اداری، اطلاعاتی و رفتاری، میتواند زمینه تصمیمگیری آگاهانه و مؤثر را فراهم آورد. حراست در چنین ساختاری تنها نقش واکنشی در برابر مشکلات ندارد، بلکه با رصد مستمر محیط سازمان و تحلیل دادهها، به یکی از ارکان مهم در فرآیند پیشگیری از آسیبها و ارتقای سلامت سازمانی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، تحقق مأموریت حراست مستلزم ارتقای توانمندیهای حرفهای و توسعه دانش تخصصی در حوزههایی نظیر امنیت اطلاعات، اخلاق اداری، ارزیابی رفتار سازمانی و مدیریت بحران است. کارکنان این حوزه باید از توانایی تحلیل موقعیتهای حساس، تشخیص تهدیدها و اتخاذ تصمیمهای بهموقع برخوردار باشند. آموزش مستمر، تقویت سواد امنیتی و بهرهگیری از تجربههای مدیریتی میتواند زمینهساز افزایش کارآمدی و دقت در انجام این وظایف حساس باشد.
در کنار این ابعاد تخصصی، حراست نقش مهمی در تقویت سرمایه اجتماعی سازمان نیز ایفا میکند. هنگامی که کارکنان یک مجموعه احساس کنند سازوکاری عادلانه و قابل اعتماد برای صیانت از حقوق آنان وجود دارد، سطح اعتماد و همدلی در سازمان افزایش مییابد. حراست با رعایت عدالت، حفظ محرمانگی و برخورد مسئولانه با مسائل سازمانی میتواند به تقویت این اعتماد کمک کند و محیطی سالم، امن و مبتنی بر احترام متقابل در مجموعه ایجاد نماید.
در نهایت، پیوند میان فرهنگ عاشورا و مأموریت حراست یادآور این حقیقت است که پاسداری از ارزشها همواره نیازمند انسانهایی متعهد است. حراست در چنین نگاهی نهادی صرفاً حفاظتی نیست، بلکه نگهبان اخلاق، عدالت و سلامت سازمانی محسوب میشود. این رویکرد میتواند زمینهساز شکلگیری مدیریتی مبتنی بر حکمرانی اخلاقی باشد؛ مدیریتی که در آن امنیت، عدالت و اعتماد عمومی در کنار یکدیگر معنا مییابند و سازمان را در مسیر پایداری و تعالی هدایت میکنند.
انتهای پیام/
نظر شما