میراثآریا: استان هرمزگان، با پیشینهای طولانی در دریانوردی و دادوستد با سرزمینهای پیرامون خلیج فارس و اقیانوس هند، همواره محل تلاقی فرهنگها و هنرهای گوناگون بوده است. این تعامل فرهنگی، در کنار ذوق و خلاقیت زنان منطقه، سبب شکلگیری مجموعهای از صنایعدستی منحصربهفرد شده که رودوزیهای سنتی از شاخصترین آنهاست. در میان این هنرها، خوسبافی و شکبافی جایگاهی ویژه دارند؛ هنرهایی که با وجود دگرگونیهای سبک زندگی، همچنان در بسیاری از مناطق هرمزگان زنده مانده و بخشی جداییناپذیر از پوشاک سنتی زنان این دیار محسوب میشوند.
در گوشهای از خانههای قدیمی هرمزگان، هنوز صدای آرام برخورد قرقرههای نخ و برق نوارهای نقرهای و طلایی، روایتگر هنری است که نسلها در میان دستان زنان این سرزمین دوام آورده است. هنری که نه بر پایه ماشین، بلکه بر حافظه، تجربه، صبر و ذوق شکل گرفته و امروز بهعنوان یکی از ارزشمندترین جلوههای رودوزیهای سنتی جنوب ایران شناخته میشود. خوسبافی و شکبافی، تنها شیوههایی برای آراستن لباس نیستند؛ آنها بخشی از حافظه فرهنگی و هویت زنان کرانههای خلیج فارس به شمار میروند؛ میراثی که در تار و پود آن میتوان ردپای تاریخ، تجارت دریایی، زیباییشناسی بومی و هنر زنانه را مشاهده کرد.
«خوس» به نوارهای باریک، ظریف و براق فلزی گفته میشود که معمولاً در رنگهای طلایی، نقرهای و گاه رنگهای متنوع دیگر تولید میشوند. این نوارها، عنصر اصلی خلق نقشهای درخشان بر روی پارچه هستند و جلوهای خاص به لباسهای محلی میبخشند. آنچه این هنر را ارزشمند میکند، تنها جنس مواد اولیه نیست، بلکه مهارت بافنده در تبدیل این نوارهای ساده به نقشهایی منظم، ظریف و چشمنواز است.
اگرچه در گفتار عمومی، خوسبافی و شکبافی گاه به جای یکدیگر به کار میروند، اما در واقع دو شیوه متفاوت با کاربردهای مشخص هستند. در خوسبافی، محصول نهایی نواری بسیار ظریف و باریک است که بیشتر برای تزئین شلوارهای بندری و بخشهایی از لباسهای زنانه استفاده میشود. در مقابل، شکبافی نواری پهنتر، متراکمتر و مستحکمتر تولید میکند که برای تزئین لبه شلوارها، یقه، سرآستین و دیگر قسمتهای لباس کاربرد دارد. همین تفاوت در ساختار، موجب شده هر یک از این دو هنر جایگاه ویژهای در پوشاک سنتی جنوب ایران پیدا کنند.

یکی از ویژگیهای منحصربهفرد این هنر، سادگی ابزارها در کنار پیچیدگی مهارت اجرایی آن است. برخلاف بسیاری از هنرهای معاصر که وابسته به تجهیزات صنعتی هستند، خوسبافی و شکبافی تنها با چند ابزار سنتی انجام میشوند؛ ابزارهایی که سالهاست بدون تغییر اساسی از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند.
در میان این ابزارها، «جوغن» یا هاون چوبی جایگاهی ویژه دارد. وسیلهای که در گذشته برای کوبیدن غلات و ادویه به کار میرفت، در این هنر نقش پایه اصلی بافت را ایفا میکند. روی دهانه جوغن، بالشتکی استوانهای و نسبتاً سخت قرار میگیرد که محل استقرار نخها و اجرای بافت است. نخهای کاموا، نوارهای خوس و قرقرههای مخصوص نیز دیگر اجزای این مجموعه هستند که هر یک وظیفهای دقیق در شکلگیری بافت بر عهده دارند.
اما آنچه بیش از ابزار اهمیت دارد، مهارتی است که در ذهن و دستان هنرمند نهفته است. برخلاف بسیاری از شیوههای بافندگی، در خوسبافی خبری از نقشههای کاغذی یا الگوهای چاپشده نیست. نقوش، حاصل حافظهای است که طی سالها آموزش سینهبهسینه در ذهن بافنده نقش بسته است. هنرمند، پیش از آغاز کار، طرح را در ذهن خود مجسم میکند و سپس تنها با جابهجایی منظم نخها و قرقرهها، آن را بر بستر پارچه میآفریند.

فرآیند بافت، ظاهری ساده اما ساختاری بسیار پیچیده دارد. ابتدا نخها با نظمی دقیق روی بالشتک نصب میشوند. سپس بالشتک بر روی جوغن قرار میگیرد و با حرکت سریع و هماهنگ قرقرهها، نوارهای خوس از میان تارها عبور میکنند. نتیجه این حرکات پیوسته، شکلگیری گرههایی منظم و تکرارشونده است که بهتدریج نوار خوس یا شک را پدید میآورند. شگفتانگیز آنکه بسیاری از استادکاران این هنر، بدون نگاه مداوم به بافت و تنها بر پایه تجربه، قادرند تقارن، نظم و ظرافت نقشها را حفظ کنند؛ مهارتی که تنها در سایه سالها تمرین و ممارست حاصل میشود.
در گذشته، کاربرد این هنر تقریباً به پوشاک سنتی زنان هرمزگان محدود بود. شلوارهای بندری، پیراهنهای محلی و لباسهای آیینی، مهمترین بسترهای استفاده از خوس و شک به شمار میرفتند. درخشش این نوارها در کنار رنگهای شاد لباسهای جنوبی، جلوهای ویژه به پوشش زنان این منطقه میبخشید و بخشی از هویت بصری فرهنگ هرمزگان را شکل میداد.
با این حال، طی سالهای اخیر این هنر از مرزهای پوشاک سنتی فراتر رفته است. طراحان مد و صنایعدستی با نگاهی نو، از نوارهای خوس و شک در طراحی مانتوهای فاخر، لباسهای مجلسی، کیف، کفش، کمربند، زیورآلات و حتی اکسسوریهای مدرن استفاده میکنند. این تلفیق میان هنر سنتی و طراحی معاصر، ظرفیت تازهای برای معرفی صنایعدستی هرمزگان به بازارهای جدید ایجاد کرده است.

حضور این هنر در دکوراسیون داخلی نیز رو به گسترش است. امروزه از نوارهای شک برای تزئین کوسن، رومیزی، پرده، تابلوهای پارچهای و محصولات دکوراتیو استفاده میشود. این کاربردهای نوین نشان میدهد که یک هنر اصیل، در صورت بازتعریف متناسب با نیازهای امروز، میتواند بدون از دست دادن هویت خود، در زندگی معاصر نیز حضوری پررنگ داشته باشد.
خوسبافی و شکبافی، بیش از آنکه هنر بافت چند رشته نخ و نوار باشند، روایتگر تاریخی زنده از زندگی زنان ساحلنشین خلیج فارس هستند. هر گره، یادگار نسلی از هنرمندانی است که بدون کتاب، بدون نقشه و تنها با اتکا به حافظه، مهارتی کمنظیر را به فرزندان خود منتقل کردهاند. این هنر، جلوهای از پیوند سنت و زیبایی، کار و خلاقیت، و هویت و زندگی است؛ میراثی که همچنان در گرمای جنوب، در میان دستان هنرمند زنان هرمزگان، با همان درخشش همیشگی ادامه دارد.
انتهای پیام/

نظر شما