رهبر شهید و زیلوی میبد؛ روایتی از اصالت هنر ایرانی و حمایت از اشتغال هنرمندان

سیدمحمد رستگاری، مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان یزد در یادداشتی نوشت:‌بعضی انتخاب‌ها، سخن نمی‌گویند؛ اما سال‌ها روایت می‌شوند. روایتشان نه در هیاهوی کلمات، که در عمق معنا و ماندگاری آن‌هاست. زیلوی دست‌بافت میبد، که سالیان متمادی گستره حسینیه امام خمینی(ره) در بیت رهبر شهید بود، از همین انتخاب‌های ماندگار است؛ انتخابی که امروز، با زنده بودن یاد و خاطره قائد شهید، بیش از هر زمان دیگری می‌توان آن را نمادی از پاسداشت فرهنگ، هویت ایرانی، حمایت از هنر اصیل و پشتیبانی از اشتغال هنرمندان دانست.‌

در نگاه نخست، زیلو تنها یک دست‌بافته است؛ اما برای آنان که میراث فرهنگی را زبان گویای تمدن ایران می‌دانند، هر تار و پود آن، برگ زرینی از تاریخ این سرزمین است. تاریخی که در آن، هنر هیچ‌گاه از زندگی مردم جدا نبوده و زیبایی، همواره با سادگی، معنویت و کار و تلاش درآمیخته است.‌

زیلو، میراث کهن کویر و نماد اندیشه و ذوق مردمانی است که در دل اقلیم خشک، فرهنگی سرشار از رنگ، نظم، ایمان و آرامش آفریدند. هنرمندان میبد، قرن‌هاست که با دستان خود، نه فقط نخ، بلکه روایت زندگی را بر دارهای چوبی می‌بافند؛ روایتی که از خانه‌های ساده کویری آغاز شده و امروز به عنوان یکی از ارزشمندترین جلوه‌های صنایع‌دستی ایران، در جهان شناخته می‌شود.‌

از همین منظر، حضور زیلوهای میبد در بیت رهبر شهید، تنها انتخاب یک زیرانداز نبود؛ بلکه نشانه‌ای از توجه به هنر اصیل ایرانی و احترام به دستان هنرمندانی بود که بی‌ادعا، فرهنگ این سرزمین را نسل به نسل حفظ کرده‌اند. این انتخاب، تکریم یک محصول نبود؛ تکریم هویتی بود که در تار و پود هنر ایرانی تنیده شده است.از همین منظر، این نگاه، تنها پاسداشت یک میراث فرهنگی نبود؛ بلکه حمایتی عملی از چرخه تولید، اشتغال و معیشت هنرمندانی بود که زندگی خود را با هنر دست گره زده‌اند. پافشاری بر استفاده از زیلوی دست‌بافت، به‌جای جایگزینی آن با نمونه‌های فاخر و پرزرق‌وبرق، نشان می‌دهد که ارزش صنایع‌دستی تنها در زیبایی آن خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در حفظ کرامت هنرمند، تداوم تولید و زنده نگه‌داشتن هنرهای اصیل ایرانی معنا می‌یابد. این رویکرد، حمایت از هنر ایرانی را از سطح شعار فراتر می‌برد و آن را در متن زندگی و انتخاب‌های عملی به نمایش می‌گذارد.

رهبر شهید و زیلوی میبد؛ روایتی از اصالت هنر ایرانی و حمایت از اشتغال هنرمندان

رهبر شهید و زیلوی میبد؛ روایتی از اصالت هنر ایرانی و حمایت از اشتغال هنرمندان

صنایع‌دستی، صرفاً کالایی برای عرضه در بازار نیست. هر اثر دست‌ساز، روایتگر اقلیم، باور، سبک زندگی و حافظه تاریخی مردمانی است که با عشق، فرهنگ خود را ماندگار کرده‌اند. حمایت از صنایع‌دستی، تنها حمایت از یک محصول نیست؛ بلکه پاسداری از اشتغال هزاران هنرمند، استمرار اقتصاد هنر و صیانت از هویت فرهنگی ایران است. اگر امروز از هویت ایرانی سخن می‌گوییم، بی‌تردید یکی از استوارترین ستون‌های آن، هنرهای سنتی و صنایع‌دستی است؛ هنرهایی که گذشته را به آینده پیوند می‌زنند و روح ایران را در کالبد زندگی امروز جاری نگه می‌دارند.
یزد، سرزمین قنات، بادگیر، خشت و قناعت، همواره مهد آفرینش هنرهایی بوده که از دل سادگی، شکوه آفریده‌اند. زیلوی میبد نیز یکی از درخشان‌ترین جلوه‌های همین فرهنگ است؛ هنری که با کمترین امکانات، بیشترین معنا را خلق می‌کند و نشان می‌دهد اصالت، هیچ‌گاه نیازمند تجمل نیست.
امروز که میبد به عنوان شهر جهانی زیلو شناخته می‌شود، این عنوان تنها یک افتخار بین‌المللی نیست؛ بلکه مسئولیتی بزرگ برای پاسداری از میراثی است که نسل‌های متوالی با رنج، عشق و صبوری آن را حفظ کرده‌اند. جهانی شدن زیلو، بیش از آنکه یک ثبت باشد، تجلیل از فرهنگی است که قرن‌ها در دل کویر زنده مانده و همچنان الهام‌بخش هنرمندان ایرانی است.
بی‌تردید، ارزش هنر ایرانی زمانی دوچندان می‌شود که در متن زندگی حضور داشته باشد. آثار صنایع‌دستی زمانی زنده می‌مانند که نه در پشت ویترین‌ها، بلکه در خانه‌ها، آیین‌ها و محافل مردم جاری باشند. این همان نگاهی است که می‌تواند آینده صنایع‌دستی ایران را تضمین کند؛ نگاهی که هنر را بخشی از زندگی می‌داند، نه یادگاری دور از دسترس.
در روزهایی که یاد قائد شهید امت در قلب مردم ایران زنده است، بازخوانی چنین جلوه‌های فرهنگی، فرصتی برای تأمل در مسئولیت امروز ماست؛ مسئولیت پاسداشت هنرهایی که شناسنامه این سرزمین‌اند و روایتگر هویت ایرانی در گذر قرن‌ها بوده‌اند. این یادآوری، بیش از آنکه نگاهی به گذشته باشد، چراغ راه آینده است؛ آینده‌ای که در آن، هنر اصیل ایرانی همچنان باید جایگاه شایسته خود را در زندگی مردم حفظ کند.‌

امروز، بیش از هر زمان دیگری، وظیفه ما حمایت از هنرمندانی است که بی‌هیاهو، فرهنگ ایران را می‌بافند؛ همان دستانی که هر گره و هر تار را با عشق به این سرزمین استوار می‌کنند. پاسداشت آنان، پاسداشت حافظه تاریخی و فرهنگی ایران است؛ حافظه‌ای که اگر گسسته شود، بخشی از هویت ملی ما نیز به فراموشی سپرده خواهد شد.‌

شاید روزی تارهای یک زیلو، بر اثر گذر زمان فرسوده شود؛ اما پیامی که در دل آن انتخاب فرهنگی نهفته بود، هرگز کهنه نخواهد شد؛ اینکه ایران را می‌توان بر تار و پود هنر مردمانش شناخت و عظمت این سرزمین را در دستان هنرمندانی دید که بی‌ادعا، هویت ایران را نسل به نسل می‌بافند.‌

زیلوی میبد، تنها گستره یک محفل نبود؛ گستره روایت فرهنگ، اصالت، هویت و حمایت از هنر و اشتغال ایرانی بود؛ روایتی که نشان داد پاسداشت صنایع‌دستی، زمانی ماندگار می‌شود که در متن زندگی و انتخاب‌های عملی جاری باشد و تا زمانی که دستان هنرمندان این سرزمین بر دارهای بافت در حرکت است، این روایت نه‌تنها زنده، بلکه جاری خواهد ماند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405041300910
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha