مهران حسنی، پژوهشگر و تحلیلگر سیاستهای توسعه گردشگری و عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران در یادداشتی نوشت: در عصر حاضر، میراثفرهنگی دیگر تنها مجموعهای از بناها، محوطهها و اشیای تاریخی نیست، بلکه به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت نرم کشورها و ابزاری مؤثر برای گسترش تعاملات فرهنگی، تقویت هویت ملی و توسعه پایدار گردشگری تبدیل شده است.
در این میان، پایگاههای تاریخی میراثفرهنگی، به واسطه فلسفه وجودی و مأموریتهای تخصصی خود، نقشی فراتر از حفاظت و مرمت آثار تاریخی بر عهده دارند. این پایگاهها میتوانند به کانونهای تولید سرمایه اجتماعی، توسعه دیپلماسی فرهنگی و ارتقای جایگاه گردشگری در سطوح ملی و بینالمللی تبدیل شوند.
فلسفه شکلگیری پایگاههای تاریخی بر مدیریت یکپارچه، حفاظت علمی، پژوهش، مستندسازی، مرمت، معرفی و بهرهبرداری پایدار از آثار و محوطههای تاریخی استوار است. این مراکز حلقه اتصال گذشته، حال و آینده هستند و رسالت آنها تنها به حفاظت فیزیکی از آثار محدود نمیشود، بلکه باید زمینه انتقال ارزشهای تاریخی، فرهنگی و تمدنی به نسلهای آینده و معرفی ظرفیتهای فرهنگی ایران به جهانیان را نیز فراهم کنند.
در شرایطی که رقابت میان کشورها بیش از هر زمان دیگری بر پایه قدرت نرم، دیپلماسی فرهنگی و تصویرسازی مثبت از هویت ملی شکل گرفته است، پایگاههای تاریخی میتوانند به سفیران فرهنگی ایران در عرصه بینالمللی تبدیل شوند. هر پایگاه تاریخی، روایتگر بخشی از تاریخ، تمدن، معماری، هنر، دانش و سبک زندگی ایرانیان است و با بهرهگیری از ظرفیتهای علمی، پژوهشی و گردشگری، زمینه گفتوگوی فرهنگی میان ملتها را فراهم میکند؛ گفتوگویی که زبان مشترک آن فرهنگ، تاریخ و میراث مشترک بشری است.
از منظر توسعه گردشگری نیز پایگاههای تاریخی از ارزشمندترین زیرساختهای گردشگری فرهنگی به شمار میروند. تجربه جهانی نشان میدهد بسیاری از مقاصد موفق گردشگری، توسعه خود را بر پایه مدیریت حرفهای پایگاههای تاریخی و میراث جهانی بنا نهادهاند. گردشگران امروز تنها به دنبال بازدید از یک بنای تاریخی نیستند، بلکه خواهان تجربهای اصیل، روایتمحور، تعاملی و آمیخته با فرهنگ بومی هستند.
در چنین شرایطی، پایگاههای تاریخی میتوانند با طراحی روایتهای فرهنگی، ایجاد مراکز تفسیر میراث، بهرهگیری از فناوریهای نوین، برگزاری رویدادهای فرهنگی، نمایشگاهها، جشنوارههای سنتی و برنامههای آموزشی، تجربهای ماندگار برای بازدیدکنندگان خلق کنند.
استان مازندران، به عنوان یکی از کهنترین زیستگاههای انسانی ایران، از ظرفیتهای کمنظیری در حوزه میراثفرهنگی برخوردار است. وجود مجموعههای تاریخی، محوطههای باستانشناسی، باغهای تاریخی، بناهای مذهبی، قلعهها، بافتهای تاریخی و آثار ارزشمند ثبت ملی، این استان را به یکی از قطبهای بالقوه گردشگری فرهنگی کشور تبدیل کرده است.
با این حال، سهم گردشگری فرهنگی در سبد گردشگری مازندران هنوز متناسب با ظرفیتهای موجود نیست و بخش عمده گردشگری استان همچنان بر جاذبههای طبیعی و ساحلی متمرکز است.
تقویت و توسعه پایگاههای تاریخی میتواند زمینه تنوعبخشی به محصولات گردشگری استان را فراهم کند. ایجاد مسیرهای گردشگری فرهنگی، اتصال پایگاههای تاریخی به یکدیگر و پیوند آنها با سایر ظرفیتهای گردشگری در قالب گردشگری ترکیبی و موضوعمحور، همچنین معرفی صنایعدستی، آیینهای بومی، موسیقی محلی، خوراک سنتی و هنرهای بومی در کنار بازدید از آثار تاریخی، ضمن افزایش مدت اقامت گردشگران، منافع اقتصادی بیشتری برای جوامع محلی به همراه خواهد داشت.
از سوی دیگر، پایگاههای تاریخی ظرفیت مناسبی برای توسعه دیپلماسی فرهنگی دارند. برگزاری همایشهای علمی بینالمللی، کارگاههای تخصصی مرمت، نشستهای مشترک پژوهشی، تبادل متخصصان، میزبانی هیئتهای فرهنگی، همکاری با دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی جهان، اجرای پروژههای مشترک با سازمانهای بینالمللی و معرفی دستاوردهای علمی ایران در حوزه حفاظت از میراثفرهنگی، از جمله اقداماتی است که میتواند جایگاه این پایگاهها را از مراکز صرفاً حفاظتی به مراکز تعاملات فرهنگی بینالمللی ارتقا دهد.
تحقق این هدف مستلزم تغییر نگرش مدیریتی نسبت به پایگاههای تاریخی است؛ نگرشی که از مدیریت صرفاً حفاظتی به مدیریت دانشبنیان، مشارکتمحور، گردشگرمحور و اقتصادمحور حرکت کند. بهرهگیری از فناوریهای هوشمند، سامانههای بازدید مجازی، تولید محتوای چندزبانه، بازاریابی دیجیتال، توسعه برند پایگاههای تاریخی و جلب مشارکت بخش خصوصی، میتواند زمینه افزایش جذابیت و رقابتپذیری این مراکز را فراهم سازد.
همچنین، مشارکت جوامع محلی باید به عنوان یکی از ارکان اصلی مدیریت پایگاههای تاریخی مورد توجه قرار گیرد. زمانی که مردم خود را در حفاظت، معرفی و بهرهبرداری از میراث فرهنگی سهیم بدانند، احساس تعلق اجتماعی افزایش یافته و توسعه گردشگری نیز به شکلی پایدار و مسئولانه محقق خواهد شد. این مشارکت، علاوه بر ایجاد اشتغال و درآمد، در حفظ اصالت فرهنگی و انتقال میراث ناملموس نیز نقش مؤثری ایفا میکند.
در نهایت، باید پذیرفت که آینده گردشگری ایران تنها در توسعه زیرساختهای اقامتی یا افزایش تعداد گردشگران خلاصه نمیشود، بلکه در خلق تجربههای فرهنگی اصیل، معرفی روایتهای تاریخی و بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای میراث فرهنگی نهفته است.
اگر پایگاههای تاریخی با برنامهریزی راهبردی، مدیریت علمی، سرمایهگذاری هدفمند و دیپلماسی فرهنگی فعال همراه شوند، میتوانند به موتور محرک توسعه گردشگری فرهنگی، تقویت اقتصاد محلی، ارتقای هویت ملی و افزایش اعتبار بینالمللی ایران تبدیل شوند.
امروز زمان آن فرا رسیده است که پایگاههای تاریخی را نه صرفاً مراکز حفاظت از آثار، بلکه مراکز راهبردی دیپلماسی فرهنگی، تولید قدرت نرم و توسعه پایدار گردشگری بازتعریف کنیم؛ رویکردی که میتواند افق تازهای برای آینده میراث فرهنگی و صنعت گردشگری ایران، بهویژه در استان مازندران، ترسیم کند.
انتهای پیام/
نظر شما