صدیقه سلمانی زاده، مسئول آموزش ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان گیلان در یادداشتی نوشت: در جهان پرشتاب امروز که تغییر به مهمترین مؤلفه زیست حرفهای سازمانها بدل شده است، آموزش حین خدمت دیگر یک برنامه جانبی یا تشریفاتی نیست، بلکه بهمثابه یک راهبرد بنیادین برای بقا، کارآمدی و تعالی سازمانی شناخته میشود. سازمانهای پیشرو بهخوبی دریافتهاند که مزیت رقابتی پایدار، نه صرفاً در تجهیزات، فناوری یا ساختارهای اداری، بلکه در سطح دانش، مهارت، بینش و آمادگی سرمایه انسانی آنان نهفته است. از این منظر، ارتقای مستمر سطح دانش کارکنان، بهویژه در بستر آموزشهای تخصصی و هدفمند، ضرورتی انکارناپذیر برای پاسخگویی به نیازهای متحول محیط کار به شمار میآید.
بر همین اساس، رویکرد نوین به آموزش کارکنان بر این اصل استوار است که رشد سازمان، از رشد تکتک اعضای آن آغاز میشود. آموزش حین خدمت، زمانی اثربخش خواهد بود که از قالب انتقال صرف اطلاعات خارج شده و به فرایندی نظاممند برای توانمندسازی حرفهای، توسعه شایستگیهای تخصصی و تقویت قدرت مسئلهحلکنی تبدیل شود. در چنین نگاهی، یادگیری نه یک الزام اداری، بلکه بخشی از هویت حرفهای کارکنان و یکی از پایههای اصلی شکلگیری سازمان یادگیرنده است؛ سازمانی که میتواند در مواجهه با تغییرات، نه منفعل، بلکه خلاق، سازگار و آیندهنگر عمل کند.
در این مسیر، بهرهگیری از منظومه فکری و ارزشی برخاسته از اندیشههای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و رهنمودهای رهبر شهید انقلاب اسلامی به آموزش سازمانی معنا و جهت میبخشد. امام خمینی (ره) همواره دانش را در خدمت تعالی جامعه و رفاه مردم میخواستند و آگاهی را از ارکان رهایی و پیشرفت میدانستند. همچنین امام خامنهای (رضوان الله علیه) تأکید مکرر بر پیوند عمیق ایمان و تخصص، مهارت و دانش را در کنار تعهد، موتور محرک توسعه کشور معرفی کردهاند. از این منظر، آموزش حین خدمت تنها ارتقای توان فردی نیست، بلکه مشارکت آگاهانه در فرایند پیشرفت ملی و خدمترسانی مؤثرتر به جامعه است.
از منظر علمی، برنامههای ارتقای سطح دانش سازمانی باید بر دو محور مکمل طراحی شوند؛ نخست، توسعه مهارتهای سخت یا تخصصی که شامل بهروزرسانی دانش فنی، تسلط بر ابزارهای نوین، آشنایی با استانداردهای حرفهای و ارتقای توان کارشناسی در حوزههای شغلی است؛ دوم، توسعه مهارتهای نرم که نقش تعیینکنندهای در اثربخشی عملکرد حرفهای دارند. مهارتهایی چون تفکر تحلیلی، ارتباط مؤثر، کار تیمی، مدیریت زمان، تابآوری سازمانی و هوش عاطفی، امروزه بخش جداییناپذیر از شایستگیهای منابع انسانی محسوب میشوند. ترکیب متوازن این دو حوزه، بستری جامع برای ارتقای بهرهوری فردی و جمعی فراهم میآورد.
آموزش حین خدمت هنگامی به نتیجه مطلوب میرسد که مبتنی بر نیازسنجی دقیق، تحلیل شایستگیهای شغلی و ارزیابی مستمر اثربخشی باشد. در ادبیات تخصصی آموزش منابع انسانی، تأکید میشود که هر برنامه آموزشی باید با اهداف راهبردی سازمان همراستا بوده و متناسب با تحولات محیطی، فناوری و انتظارات ذینفعان طراحی شود. برگزاری دورههای کاربردی، استفاده از روشهای آموزش ترکیبی، یادگیری مبتنی بر تجربه، کوچینگ حرفهای و بهاشتراکگذاری دانش درونسازمانی، از جمله مؤلفههایی هستند که میتوانند آموزش را از سطح نظری به عرصه عمل نزدیک کنند و منجر به بهبود واقعی عملکرد شوند.
یادگیری مستمر، افزون بر ارتقای کیفیت خدمات و تصمیمگیریهای سازمانی، کارکنان را از ایستایی حرفهای دور کرده و آنان را به نیروهایی توانمند، بهروز و اثرگذار تبدیل میکند. در فضای رقابتی امروز، سازمانها برای حفظ سرمایه انسانی کارآمد ناگزیر از ایجاد محیطی هستند که در آن رشد، یادگیری و پیشرفت بهصورت مستمر جریان داشته باشد. چنین محیطی نهتنها رضایت شغلی و انگیزش درونی کارکنان را تقویت میکند، بلکه زمینهساز شکلگیری فرهنگ سازمانی پویا، مسئولیتپذیر و دانشبنیان خواهد شد؛ فرهنگی که در آن هر فرد خود را در مسیر یادگیری مادام العمر تعریف میکند.
در نهایت، تحقق تعالی سازمانی بدون سرمایهگذاری هدفمند بر آموزش و توسعه منابع انسانی ممکن نیست. تعهد سازمان به فراهمسازی منابع، امکانات، فضاهایهای آموزشی و حمایتهای لازم، نشاندهنده درک عمیق از جایگاه آموزش بهعنوان پیشران تحول است. آموزش حین خدمت، اگر با بصیرت، برنامهریزی علمی و نگاه آیندهمحور دنبال شود، میتواند سازمان را به نهادی چابک، داناییمحور و برخوردار از نیروی انسانی متخصص و متعهد بدل سازد. این مسیر تعالی، همان همگامی آگاهانه با تخصص و بصیرت است؛ مسیری که ثمره آن، ارتقای فرد، انسجام سازمان و خدمت شایستهتر به جامعه خواهد بود.
انتهای پیام/
نظر شما