اسکندر مختاری، کارشناس میراثفرهنگی در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا درباره روند شکلگیری پرونده ثبتجهانی «قلعه الموت و استحکامات دفاعی وابسته» اظهار کرد: قلعه الموت سالها در فهرست انتظار ثبتجهانی قرار داشت و تکمیل پرونده آن مستلزم انجام مجموعهای از کاوشهای باستانشناسی، مطالعات تاریخی و بررسیهای تخصصی بود؛ فرآیندی که در نهایت با اتکا به یافتههای علمی، زمینه تدوین پروندهای جامع و مستند را فراهم کرد.
وی افزود: از منظر نظامهای دفاعی، ویژگیهای محیطی، سازگاری با طبیعت کوهستانی و ابعاد زیستمحیطی، امروز این پرونده به مرحلهای از بلوغ رسیده است که میتواند بر پایه نتایج پژوهشهای علمی مورد ارزیابی قرار گیرد. به اعتقاد من، در میان آثار ثبتشده ایران در فهرست میراث جهانی، پرونده الموت یکی از گستردهترین و عمیقترین پشتوانههای پژوهشی را داراست؛ دستاوردی که حاصل سالها تحقیق مستمر و فعالیت میدانی متخصصان است.
مختاری با اشاره به روایتهای تاریخی پیرامون این مجموعه تصریح کرد: یکی از مهمترین ضرورتها، خارج کردن قلعه الموت از فضای ابهام، افسانه و روایتهای شفاهی بود؛ زیرا بخش قابل توجهی از آنچه طی دهههای گذشته درباره این مجموعه مطرح میشد، بیش از آنکه بر شواهد علمی استوار باشد، بر پایه روایتهای افسانهای شکل گرفته بود.
وی ادامه داد: بیش از ۳۰ سال پژوهش، کاوش و مطالعات تخصصی سبب شد الموت از قلمرو اسطوره به عرصه تاریخ مستند و از تاریخ شفاهی به دانش علمی منتقل شود؛ اتفاقی که ارزش واقعی این مجموعه را با اتکا به اسناد و یافتههای باستانشناسی آشکار کرد.
این کارشناس میراثفرهنگی مهمترین ویژگی پرونده جهانی الموت را تعامل هوشمندانه انسان با طبیعت سخت و صعبالعبور منطقه دانست و گفت: نحوه استقرار انسان در چنین محیط دشواری، سازماندهی نظامهای دفاعی، مدیریت منابع و بهرهگیری از ظرفیتهای طبیعی، از مهمترین وجوه تمایز این مجموعه است و بدون تردید برای جامعه جهانی نیز جذابیت ویژهای خواهد داشت.
مختاری افزود: معماری در بستر کوهستانی و بهرهگیری از ظرفیتهای طبیعی، نه تنها از شگفتیهای تاریخی الموت نکاست، بلکه با آشکار شدن ابعاد علمی آن، عظمت این دستاورد انسانی بیش از گذشته نمایان شد. مطالعات تخصصی نشان داد که بسیاری از روایتهایی که پیشتر رنگ و بوی افسانه داشتند، ریشه در واقعیتهای تاریخی و مهندسی این مجموعه دارند.
وی با اشاره به گستره تاریخی و فرهنگی الموت اظهار کرد: استمرار سکونت انسان در چنین اقلیم دشواری، تأمین امنیت در دورههای متوالی، شکلگیری یک نظام فرهنگی و فکری منسجم و گسترش نفوذ آن تا سرزمینهایی همچون هند و بخشهایی از شمالشرق ایران، از جمله ظرفیتهای کمنظیر این مجموعه تاریخی است که اهمیت آن را در مقیاسی فراتر از مرزهای ایران نمایان میکند.
مختاری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نسبت میان میراث ملموس و ناملموس گفت: اگرچه در نظامهای ثبت جهانی میان این دو حوزه تفکیک وجود دارد، اما نباید میراث ناملموس را در جایگاهی کماهمیتتر تلقی کرد؛ زیرا بسیاری از ارزشهای فرهنگی، هویتی و تمدنی آثار تاریخی در پیوند میان این دو حوزه معنا پیدا میکند.
این کارشناس میراثفرهنگی درباره پیامدهای ثبت جهانی بر توسعه گردشگری نیز خاطرنشان کرد: ثبت جهانی بهتنهایی ضامن احیای ظرفیتهای یک اثر نیست و نباید آن را ابزاری برای افزایش شمار گردشگران تلقی کرد. مدیریت صحیح، حفاظت اصولی و برنامهریزی علمی باید همواره بر بهرهبرداری گردشگری تقدم داشته باشد.
وی تاکید کرد: افزایش تعداد بازدیدکنندگان، در کنار فرصتهایی که برای معرفی بهتر یک اثر ایجاد میکند، میتواند مخاطراتی نیز برای حفاظت از بنا به همراه داشته باشد؛ از اینرو توسعه گردشگری در آثاری همچون قلعه الموت باید بر مبنای ظرفیت تحمل اثر، اصول حفاظت پایدار و مدیریت هوشمند میراثفرهنگی برنامهریزی شود.
مختاری در پایان تصریح کرد: ثبتجهانی آغاز یک مسئولیت بزرگتر است، نه پایان مسیر. ارزشهای یک اثر تاریخی زمانی بهدرستی صیانت میشود که حفاظت، پژوهش، مدیریت پایدار و بهرهبرداری مسئولانه، همزمان و در کنار یکدیگر دنبال شوند.
انتهای پیام/
نظر شما