محمدرضا اکبری، رئیس اداره سرمایه گذاری و امور طرح های اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان در یادداشتی نوشت: در روانشناسی اجتماعی توسعه، «عادت محیطی» به الگوهای رفتاری و ذهنی تثبیتشدهای اطلاق میشود که در بستر یک محیط اجتماعی خاص، بهصورت ناخودآگاه بازتولید میشوند و در برابر تغییر مقاومت میکنند. پییر بوردیو این وضعیت را در قالب مفهوم عادتواره توضیح میدهد: «کنشهای انسان نه حاصل انتخاب آزاد لحظهای، بلکه نتیجه ساختارهای درونیشدهای هستند که جامعه در ذهن او کاشته است.» در بستر گردشگری کشور، این عادتوارهها خود را در شکلهایی چون مدیریت غیرمشارکتی، نگاه ایستا به میراث فرهنگی، و بیاعتمادی به نوآوری نشان میدهند.
توسعه نیافتگی بهمثابه مسئله اجتماعی، نه فنی
برخلاف تصور رایج، توسعه صرفاً پروژهای فنی یا اقتصادی نیست. آمارتیا سن توسعه را گسترش قابلیتهای انسانی میداند و تأکید میکند: «جامعهای توسعهیافته است که افراد آن توان انتخاب، مشارکت و تغییر داشته باشند.» در اصفهان، گردشگری هنوز به یک فرآیند اجتماعی مشارکتی تبدیل نشده است. جامعه محلی اغلب خود را «تماشاگر» سیاستهای گردشگری میبیند، نه کنشگر آن. این وضعیت، نتیجه عادت محیطیِ ریشهداری است که تصمیمگیری را حق نهادهای رسمی و مردم را صرفاً مصرفکننده میداند.
چرخه بازتولید عادتهای ضدتوسعه
از منظر پائولو فریره، توسعه بدون آگاهی انتقادی ممکن نیست: «ستم زمانی پایدار میماند که به عادت تبدیل شود.» در کشور ما، بسیاری از ناکارآمدیها همچون بیبرنامگی مزمن در گردشگری، موازیکاری نهادی و بیتفاوتی اجتماعی نسبت به تجربه گردشگر به «وضعیت عادی» بدل شده است. این وضعیت نه بحران، بلکه «روال عادی» تلقی میشود و همین عادیشدن، بزرگترین مانع توسعه است.
مقاومت در برابر تغییر؛ مسئلهای روانی-اجتماعی
کورت لوین، بنیانگذار روانشناسی اجتماعی، تغییر اجتماعی را وابسته به ذوبکردن الگوهای قدیمی میداند: «تا زمانی که نیروهای نگهدارنده قویتر از نیروهای تغییر باشند، توسعه اتفاق نمیافتد.» در کشور ما، ترجیح ثبات به نوآوری، امنیت روانی در تکرار گذشته و ترس نهادی از تجربههای جدید گردشگری نیروهای نگهدارنده همان عادتهای محیطیاند. نتیجه آن است که شهر، علیرغم ظرفیتهای عظیم، از رقابت با مقاصد گردشگری خلاق بازمیماند.
توسعه گردشگری؛ پیش از هر چیز تغییر ذهنیت
تجربه کشورهای موفق در گردشگری نشان میدهد که توسعه پایدار، از تغییر نگرش جمعی آغاز میشود، نه از ساخت هتل و تبلیغات. به تعبیر داگلاس نورث «نهادها زمانی تغییر میکنند که باورها تغییر کرده باشند.» تا زمانی که عادتهای محیطیِ ضدتوسعه در ذهن مدیران، افراد جامعه و فعالان گردشگری کشور بازاندیشی نشوند، هر برنامه توسعهای محکوم به شکست است. مسئله گردشگری کشور، بیش از آنکه کمبود منابع باشد، اسارت در عادتهای محیطی تاریخی است؛ عادتهایی که تغییر را تهدید و تداوم وضع موجود را فضیلت جلوه میدهند.
اما روانشناسی اجتماعی توسعه هشدار میدهد بدون شکستن این عادتها، توسعه گردشگری نه پایدار خواهد بود و نه واقعی. کشور ما ایران توسعهنیافته نیست چون جاذبه ندارد؛ توسعهنیافته مانده چون به عادتهای ضدتوسعه خو گرفته است. مسئله گردشگری این کشور را نمیتوان صرفاً با کمبود بودجه، تحریم یا ضعف تبلیغات توضیح داد. ریشه عمیقتر است؛ در ذهنیت اجتماعی و عادتهای محیطی تثبیتشده است.
روانشناسی اجتماعی توسعه به ما میآموزد که جامعهها نه فقط با سیاستها، بلکه با عادتوارهها زندگی میکنند. آنچه پییر بوردیو «ساختارهای درونیشده» مینامد، در کشور ما به شکل عادت به مدیریت غیرمشارکتی، نگاه موزهای به شهرها و ترس از تغییر بازتولید میشود. همه میدانند وضع گردشگری رضایتبخش نیست، اما این نارضایتی به کنش جمعی تبدیل نمیشود؛ چون همیشه همینطور بوده.
توسعه، آنگونه که آمارتیا سن میگوید، گسترش قابلیت انتخاب است. اما وقتی شهروند، فعال گردشگری و حتی مدیر محلی خود را فاقد حق انتخاب و اثرگذاری بداند، توسعه به پروژهای بیرونی و بیروح تبدیل میشود. در چنین شرایطی، گردشگری نه تجربهای زنده، بلکه ویترینی تکراری از گذشته است.
انتهای پیام/

نظر شما