شلیک غیرت از لوله برنو/ رزم‌آرایی عشایر غیور در برابر بالگردهای آمریکایی

روزهای پایانی تعطیلات نوروز منطقه‌ای از استان کهگیلویه و بویراحمد در حوالی دهدشت، مملو از خانواده‌هایی می‌شود که برای گریز از روزمرگی، به دامان طبیعت پناه می‌آورند.

میراث‌آریا: امسال نیز با وجود سایه جنگ بر کشور، مردم دهدشت و مناطق اطراف، سیزدهم فروردین را در دل طبیعت سپری کردند. هوای مطبوع بهاری، سرسبزی گسترده زمین و بارش‌های نرم فروردینی، حال‌وهوایی دل‌انگیز رقم زده بود. بوی چای هیزمی در فضا پیچیده و مردانی که با «اسب» و «برنو» به طبیعت آمده بودند، در فضایی آمیخته با سنت و نشاط، به رقابت‌های محلی و حتی شکار تفریحی مشغول بودند.

اما فردای آن روز، صحنه به‌گونه‌ای دیگر رقم خورد؛ همان مردمان، این‌بار نه برای تفریح، که برای دفاع از خاک وطن، بار دیگر به دل طبیعت زدند؛ با همان اسب‌ها و همان برنوها، اما با هدفی متفاوت: مقابله با متجاوزی که پا را فراتر از مرزها گذاشته بود.

عملیات شکار خلبان در دهدشت

در سی‌وپنجمین روز از آغاز تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران، در روز ۱۴ فروردین، یک فروند جنگنده در آسمان اصفهان توسط نیروهای نظامی کشور هدف قرار گرفت و ساقط شد. خلبان این جنگنده با استفاده از سامانه ایجکت، از هواپیما خارج شد و بنا بر شواهد، در منطقه‌ای از دهدشت در استان کهگیلویه و بویراحمد فرود آمد.

اما این ایجکت، به معنای نجات نبود؛ خلبان اکنون در حلقه محاصره مردان و زنان غیور لر گرفتار آمده و در تلاش برای حفظ جان خود بود.

با انتشار خبر فرود این خلبان، مردم بومی و عشایر منطقه، با سلاح‌های شکاری، برنو و حتی با دستان خالی، راهی محدوده احتمالی فرود شدند. جست‌وجوها آغاز شد؛ وجب به وجب منطقه مورد بررسی قرار گرفت و برخی گزارش‌ها حتی از احتمال وجود دو خلبان حکایت داشت.

«دایه دایه وقت جنگه»

ارتش آمریکا ناگزیر به اعتراف شد و اعلام کرد که جنگنده این کشور در آسمان اصفهان مورد هدف قرار گرفته است. در ابتدا، نوع جنگنده F-۳۵ اعلام شد، اما در ادامه، از F-۱۵ سخن به میان آمد. با این حال، آنچه اهمیت داشت، نه مدل جنگنده، بلکه واقعیت ساقط شدن آن و نگرانی جدی از افتادن خلبان به دست نیروهای ایرانی بود.

در همین راستا، عصر همان روز، دو بالگرد و یک فروند هواپیمای سوخت‌رسان برای اجرای عملیات جست‌وجو و نجات وارد منطقه شدند. تصور اولیه این بود که به دلیل غیرنظامی بودن منطقه، مانعی برای این عملیات وجود ندارد. اما این برآورد، با واقعیت میدانی فاصله‌ای معنادار داشت.

در حالی که عملیات جست‌وجو ادامه داشت، در نزدیکی دهدشت، گشت‌های انتظامی با بالگردهای متخاصم درگیر شدند و با سلاح‌های در اختیار، به سمت آن‌ها تیراندازی کردند.

این پایان ماجرا نبود؛ در نقاط مختلف دهدشت، مردم و عشایر با در دست داشتن سلاح‌های برنو، در برابر بالگردهای آمریکایی ایستادگی کرده و به سوی آن‌ها آتش گشودند. تصاویری که در فضای مجازی منتشر شد، روایتگر «شلیک غیرت» از لوله‌های برنو و «رزم‌آرایی» مردمانی بود که بی‌هیچ هراسی، در برابر تجاوز ایستادند.

روایت یک پیرمرد؛ بازعلی جلیل سرقلعه

در میان این حماسه، نام «بازعلی جلیل سرقلعه» بیش از دیگران به چشم می‌آید؛ پیرمردی از دیار لر که سابقه حضور در دفاع مقدس را نیز در کارنامه دارد.

او با شنیدن صدای جنگنده، در ابتدا دچار تردید می‌شود که آیا پرنده‌ای خودی است یا متخاصم. تماس با پایگاه بسیج، تردید را برطرف می‌کند. زمانی که از ماهیت آمریکایی بالگردها مطلع می‌شود، در نقطه‌ای نزدیک به محل سکونتش موضع می‌گیرد و با دقتی مثال‌زدنی، برنوی خود را به سمت بالگردها نشانه می‌رود.

دقت تیراندازی او به حدی است که بالگردها جرأت کاهش ارتفاع و نزدیک شدن به منطقه را از دست می‌دهند. روایت‌ها نشان می‌دهد که حتی با سلاحی ساده چون برنو، مردم منطقه توانستند روند عملیات جست‌وجو و نجات را مختل کنند.

در یکی از ویدئوهای منتشرشده، صدای دختر کوچک او شنیده می‌شود که می‌گوید: «بابا بزنش». بازعلی برای حفظ جان خانواده، از خانه فاصله می‌گیرد تا در صورت واکنش بالگردها، آسیبی متوجه عزیزانش نشود. او، همچون دیگر مردان منطقه، در کنار هم ایستادند و به مقابله ادامه دادند.

در نهایت، این مقاومت مردمی، بالگردها را وادار به عقب‌نشینی کرد. گزارش‌هایی از آسیب به بدنه یکی از بالگردها و حتی زخمی شدن برخی از خدمه نیز منتشر شد.

پایان یک عملیات ناتمام

حماسه مردمان لر در دهدشت، باعث شد عملیات جست‌وجو و نجات خلبان ناتمام بماند. بالگردها و هواپیمای آمریکایی، ناچار به ترک منطقه شده و در نهایت، در خاک عراق فرود آمدند.

پیروزی آمریکایی‌ها؛ فقط در سینما

برای علاقه‌مندان به سینما، نام فیلم «تاپ گان: ماوریک» آشناست؛ اثری اکشن-درام محصول سال ۲۰۲۲ با بازی تام کروز، که با بودجه‌ای بالغ بر ۱۷۰ میلیون دلار ساخته شد.

در این فیلم، خلبانی مأموریت می‌یابد تا تأسیسات یک نیروگاه هسته‌ای را در کشوری به‌اصطلاح دشمن نابود کند. اگرچه نامی از کشور هدف برده نمی‌شود، اما برخی تحلیلگران احتمال داده‌اند که این روایت، اشاره‌ای ضمنی به ایران داشته باشد.

اگر این فرض را بپذیریم، شاید بتوان گفت که پیروزی آمریکایی‌ها، بیش از آنکه در میدان واقعیت رخ دهد، در قاب سینما شکل گرفته است؛ جایی که روایت‌ها به نفع قهرمانان هالیوودی بازنویسی می‌شود. در میدان واقعی اما، روایت متفاوت است؛ جایی که حتی «برنو» عشایر، معادلات پیچیده نظامی را بر هم می‌زند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405011701198
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha