تانه‌بافی در روستای قلعه بالا، از سنت تا نوآوری و شکوفایی اقتصادی

تانه‌بافی، هنری اصیل و پر زحمت است که تار و پود زندگی زنان روستای قلعه بالا را از دیرباز تاکنون بافته است. این هنر که ریشه در سنت‌های غنی این دیار دارد، همچنان با دستان هنرمند زنان روستا، داستان گذشته تا امروز را روایت می‌کند.

میراث آریا _ در گذشته‌های نه چندان دور، زمانی که صدای هیاهوی عصر دیجیتال هنوز به گوش روستای قلعه بالا نرسیده بود، زنان این دیار با دستانی هنرمند و دل‌هایی سرشار از صبوری، هنر تانه‌بافی را همچون گوهری گران‌بها در دل خانه‌های کاهگلی خود حفظ می‌کردند. کارگاه‌های چوبی و سنتی، گوشه‌ای از اتاق یا ایوان خانه‌ها را به خود اختصاص می‌دادند؛ جایی که نور آفتاب از لابه‌لای پنجره‌های کوچک می‌تابید و بر تارهای سپید و رنگین نخ می‌درخشید. در آن فضا، صدای منظم کوبیده شدن شانه‌ها و عبور ماکو از میان تارها، آهنگی دلنشین می‌آفرید؛ آهنگی که ریتم زندگی روزمره زنان روستا را همراهی می‌کرد.

دستگاه تانه‌بافی قدیمی، با ساختاری چوبی و ساده، اما کارآمد، جان می‌گرفت. چله‌کشی تارهای نازک نخ، نخستین مرحله‌ای بود که با دقت و حوصله انجام می‌شد. تارها با نظمی مثال‌زدنی در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند و بر شانه‌های چوبی دستگاه می‌نشستند. چاله‌ای در زیر پاهای بافنده تعبیه شده بود تا پاها بتوانند آزادانه پدال‌های چوبی را به حرکت درآورند. با هر فشار پا، شانه‌ها بالا و پایین می‌رفتند و راه را برای عبور ماکو باز می‌کردند. ماکو، حامل قرقره‌های رنگی نخ، از میان تارها عبور می‌کرد و تار و پود دست‌بافته را به هم پیوند می‌زد. این حرکت هماهنگ دست و پا، ذهن و دل، ترکیبی از مهارت و عشق بود که در نهایت به خلق حوله‌ها، سفره‌ها و دست‌بافته‌هایی ساده اما اصیل می‌انجامید.

در میان زنان هنرمند قلعه بالا، نام حاجی زهرا همچون ستاره‌ای درخشان می‌درخشد. پیرزنی دانا و پرتلاش که سال‌های عمر خود را با تانه‌بافی گره زده است. دستانش اکنون لرزان شده، اما همچنان استوار و مطمئن بر دستگاه چوبی حرکت می‌کند. چین‌های صورتش، گویی نقوشی از سال‌ها تجربه و خاطره‌اند؛ خاطراتی از روزهایی که خانه‌ها پر از صدای دستگاه‌های بافندگی بود و دختران جوان، هنر را از مادران خود می‌آموختند. دستگاه چوبی حاجی زهرا، امروز تنها نمونه بازمانده از نسل قدیم در روستاست؛ دستگاهی که نه‌تنها ابزار کار، بلکه یادگار نسلی از زنان سختکوش است. او هر بار که ماکو را در میان تارها به حرکت درمی‌آورد، گویی گذشته را زنده می‌کند و شکوه سال‌های دور را دوباره به نمایش می‌گذارد.

برای نسل قدیم، تانه‌بافی تنها یک حرفه نبود؛ بخشی از زندگی بود. دختران از کودکی در کنار مادرانشان می‌نشستند، به صدای ریتمیک دستگاه گوش می‌دادند و کم‌کم رمز و راز کار را می‌آموختند. بافتن، صبر می‌آموخت؛ نظم می‌آموخت؛ و مهم‌تر از همه، حس خلق کردن را در جان انسان زنده می‌کرد. هر حوله‌ای که بافته می‌شد، حاصل ساعت‌ها تلاش و تمرکز بود. رنگ‌ها اغلب محدود اما هماهنگ بودند؛ سفید، لاکی، آبی و سبز. سادگی در طرح‌ها موج می‌زد، اما همین سادگی، نشانی از اصالت و صداقت هنر داشت.

اما زمان، همواره در حرکت است و هنر نیز برای بقا، ناگزیر از تحول. با گذر سال‌ها و تغییر نیازهای بازار، نسل جدید زنان روستا نگاه تازه‌ای به این هنر کهن انداختند. در این میان، نرگس بانو، زن جوان، هنرمند و باانگیزه قلعه بالا، نماد این تحول شد. او که از کودکی پای دستگاه چوبی نشسته و هنر را از بزرگان آموخته بود، تصمیم گرفت تانه‌بافی را با شرایط امروز هماهنگ کند. نگاه او به آینده بود، اما ریشه در گذشته داشت.

تانه‌بافی در روستای قلعه بالا، از سنت تا نوآوری و شکوفایی اقتصادی

نرگس بانو با استفاده از دستگاهی نوین، از جنس فلز و با ساختاری متحرک‌تر و مقاوم‌تر، جانی تازه به تانه‌بافی بخشید. این دستگاه جدید، اگرچه در ظاهر متفاوت از نمونه چوبی قدیمی است، اما در ماهیت همان کار را انجام می‌دهد: پیوند دادن تار و پود. تفاوت در سرعت، دقت و امکانات آن است. پدال‌ها نرم‌تر و روان‌تر حرکت می‌کنند، شانه‌ها دقیق‌تر تنظیم می‌شوند و امکان بافت طرح‌های پیچیده‌تر فراهم آمده است. اکنون می‌توان از نخ‌های متنوع‌تری همچون نخ‌های مخملی، پنبه‌ای مرغوب‌تر و حتی ترکیب رنگ‌های گسترده‌تر استفاده کرد.

با این دستگاه جدید، ترانه تانه‌بافی با ریتمی تندتر نواخته می‌شود. زمان بافت کاهش یافته و کیفیت محصولات یکنواخت‌تر و مقاوم‌تر شده است. نرگس بانو توانسته طرح‌هایی نوآورانه خلق کند؛ نقوش هندسی ظریف، ترکیب رنگ‌های شاد و هماهنگ، و حتی سفارش‌سازی برای مشتریان خاص. او هنر سنتی را از قالب محدود گذشته بیرون آورده و آن را به بازاری گسترده‌تر معرفی کرده است.

تانه‌بافی در روستای قلعه بالا، از سنت تا نوآوری و شکوفایی اقتصادی

در سال‌های اخیر، با افزایش توجه گردشگران به مقاصد بومی و هنرهای دستی اصیل، روستای قلعه بالا نیز رونقی دوباره یافته است. طبیعت بکر و معماری سنتی روستا، در کنار هنر تانه‌بافی، گردشگران بسیاری را جذب می‌کند. بازدیدکنندگان، هنگامی که وارد کارگاه‌های کوچک خانگی می‌شوند و از نزدیک روند بافت را مشاهده می‌کنند، مجذوب هماهنگی دست‌ها و دستگاه می‌شوند. بسیاری از آنان، با اشتیاق حوله‌های رنگارنگ، دستمال‌ها و سفره‌های دست‌بافت را خریداری می‌کنند؛ محصولاتی که نه‌تنها کاربردی‌اند، بلکه یادگاری از فرهنگی زنده و پویا محسوب می‌شوند.

فروش این محصولات، تأثیری چشمگیر بر اقتصاد خانواده‌های روستا داشته است. زنانی که روزگاری تنها برای مصرف خانگی می‌بافتند، اکنون به تولیدکنندگانی فعال در بازار صنایع دستی تبدیل شده‌اند. این درآمد، به استقلال مالی بیشتر زنان و افزایش اعتمادبه‌نفس آنان انجامیده است. تانه‌بافی، دیگر صرفاً یک هنر سنتی نیست؛ ابزاری برای توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی زنان قلعه بالا است.

هر حوله‌ای که از این روستا راهی خانه‌ای در شهری دور می‌شود، حامل داستانی است؛ داستان دستانی که با عشق کار کرده‌اند، داستان مادربزرگی که سال‌ها پیش همین هنر را به دخترانش آموخت، و داستان دختری جوان که آن را با جهان امروز پیوند زده است. این دست‌بافته‌ها، سفیران خاموش فرهنگ قلعه بالا هستند؛ سفیرانی که بی‌کلام، از تاریخ، صبر و خلاقیت سخن می‌گویند.

تانه‌بافی قلعه بالا، تابلویی زنده از همزیستی سنت و نوآوری است. در یک سو، دستگاه چوبی حاجی زهرا قرار دارد؛ نمادی از گذشته، از خاطره‌ها و از اصالتی ریشه‌دار. در سوی دیگر، دستگاه فلزی نرگس بانو ایستاده است؛ نمادی از تحول، از امید و از آینده‌ای روشن. این دو، نه در تقابل، بلکه در تکمیل یکدیگرند. اگر گذشته نبود، امروز شکل نمی‌گرفت؛ و اگر نوآوری نباشد، سنت در گذر زمان کمرنگ می‌شود.

امروز دختران نوجوان روستا، هم از حاجی زهرا درس صبر و دقت می‌آموزند و هم از نرگس بانو جسارت تجربه و تغییر. آنان درمی‌یابند که حفظ میراث فرهنگی، به معنای ایستایی نیست؛ بلکه به معنای زنده نگه داشتن روح هنر در قالب‌های تازه است. تانه‌بافی، همچون رودخانه‌ای است که از سرچشمه‌های قدیمی جاری شده، اما در مسیر خود، شاخه‌های تازه می‌سازد و به افق‌های جدید می‌رسد.

در نهایت، داستان تانه‌بافی قلعه بالا، داستان اراده زنان این روستاست. زنانی که با وجود محدودیت‌ها، هنر را پاس داشته‌اند؛ زنانی که با دستان هنرمند خود، نه‌تنها تار و پود نخ، بلکه تار و پود زندگی را به هم پیوند زده‌اند. این هنر، نماد هویت، خلاقیت و پشتکار آنان است. در هر گره، در هر عبور ماکو، و در هر طرح رنگین، نشانی از امید و استمرار دیده می‌شود.

قلعه بالا با تانه‌بافی‌اش شناخته می‌شود؛ هنری که گذشته و آینده را در کنار هم نشانده و ثابت کرده است که سنت، اگر با عشق و آگاهی همراه باشد، می‌تواند همواره جوان بماند. در صدای آرام دستگاه چوبی حاجی زهرا و در ریتم تند دستگاه فلزی نرگس بانو، می‌توان ضربان قلب هنری را شنید که همچنان زنده است و همچنان می‌بافد.

گزارش از: فاطمه قلی‌پور

انتهای پیام/

کد خبر 1405021501020
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha