علی طلوعی، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان تهران در یادداشتی نوشت: چهارم خرداد، در آخرین روز هفته میراثفرهنگی، تهران صاحب موزهای شد که جای خالی آن سالها احساس میشد؛ موزه ملی تجارتخانههای ایران در مجموعه تاریخی لقانطه واقع در باغموزه قصر؛ جایی که تاریخ تجارت، دادوستد و فرهنگ اقتصادی ایران، این بار نه در کتابها، که در ویترینهای یک موزه روایت میشود.
این افتتاح، در روزهایی رخ داد که صنعت موزهداری ایران هنوز متأثر از روزهای تلخ جنگ رمضان است؛ روزهایی که تهران بیشترین آسیب را در حوزه موزهها و بناهای تاریخی در میان شهرهای کشور متحمل شد. با این حال، تهران هنوز هم «شهر موزههای» ایران است؛ شهری که در دل خود، روایتهای متنوعی از تاریخ، فرهنگ، هنر، ورزش، صنعت، اجتماع و تمدن ایرانی را جای داده است.
از موزههای هنری و فرهنگی گرفته تا موزههای تخصصی خودرو، ورزش، موسیقی، فرش، هنرهای ملی و تاریخ معاصر، تهران برای هر سلیقه و هر نسل، موزهای برای دیدن و فهمیدن دارد. اما در میان همه این روایتها، جای یک موزه تخصصی برای نمایش تاریخ تجارت و دادوستد ایران خالی بود؛ جایی که بتواند قصه بازرگانان، تجارتخانهها و نبض اقتصادی ایران قدیم را روایت کند.
امروز این خلأ تا حد زیادی جبران شده است. موزه ملی تجارتخانههای ایران، با نمایش بیش از ۸۰۰ برگ سند تاریخی شامل حوالهها، براتهای خارجی، اسناد تجارت بینالملل، چکها، ترازوها، گاوصندوقهای قدیمی، ادوات تجارت، چوب تجارتخانهها و حتی ابزار پذیرایی سنتی بازرگانان، بخشی کمتر دیدهشده از حافظه اقتصادی ایران را به نمایش گذاشته است.
شاید زیبایی این موزه فقط در اسناد و اشیای تاریخی آن نباشد؛ بلکه در نوع نگاه آن باشد. اینکه تجارت در ایران، فقط مبادله کالا نبوده؛ بخشی از فرهنگ، اخلاق، معاشرت و حتی هویت اجتماعی مردم این سرزمین بوده است. پشت هر برات و حواله، داستانی از اعتماد، سفر، خطر، امید و تلاش نسلهایی نهفته است که اقتصاد ایران را زنده نگه داشتند.
این موزه در فضایی حدود ۱۰۰ مترمربع و در کنار مجموعههایی چون موزه ملی کارآفرینان، موزه قهوه و موزه خودروهای تاریخی تهران در مجموعه لقانطه باغموزه قصر طراحی شده است؛ مجموعهای که در کنار معماری باشکوه نیکلای مارکوف و فضای تاریخی زندان قصر، امروز به یکی از متفاوتترین مقاصد فرهنگی و گردشگری تهران تبدیل شده است. جایی که بازدیدکننده فقط از یک موزه عبور نمیکند؛ در دل تاریخ قدم میزند.
حقیقت آن است که موزهها حال شهر را خوب میکنند. شهرهایی که موزه دارند، حافظه دارند و مردمی که حافظه تاریخی خود را حفظ میکنند، کمتر دچار فراموشی هویتی میشوند. موزه ملی تجارتخانههای ایران نیز میتواند برای همه علاقهمندان حوزه تجارت، اقتصاد، تاریخ و فرهنگ جذاب باشد؛ بهویژه برای بازرگانان، فعالان اقتصادی و میهمانان خارجی که به ایران سفر میکنند و میخواهند ریشههای تاریخی تجارت در این سرزمین را بشناسند.
یکی از مهمترین ویژگیهای این موزه، نقشآفرینی بخش خصوصی در شکلگیری آن است. زیبایی ماجرا دقیقاً همینجاست؛ اینکه در کنار موزههای دولتی، امروز موزههای بخش خصوصی نیز در تهران حضوری پررنگ و مؤثر دارند و در فضایی صمیمی، خلاق و رقابتی، به توسعه فرهنگ موزهداری کمک میکنند.
افتتاح این موزه با حضور دکتر سیدرضا صالحیامیری وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، نشانهای روشن از اهمیت توسعه موزههای خصوصی در تهران و ضرورت حمایت از این جریان فرهنگی است؛ جریانی که میتواند آینده موزهداری ایران را متحول کند.
اما هفته میراثفرهنگی امسال، فقط هفته افتتاح و رونمایی نبود؛ هفتهای بود که حافظه تاریخی ایران، بار دیگر با درد و اندوه نیز گره خورد. در آیین هفته میراثفرهنگی تهران، یاد بچههای آسمانی مدرسه شجره طیبه میناب نیز زنده شد؛ با یک تخته سیاه، چند پرنده سفالی و نام کودکانی که دیگر در کلاسهایشان حاضر نمیشوند.
شاید آن تخته سیاه، سادهترین اما عمیقترین نماد هفته میراثفرهنگی امسال بود؛ یادآوری اینکه تاریخ فقط در کاخها و موزهها خلاصه نمیشود، گاهی در دفتر مشق کودکی جا میماند که قربانی خشونت میشود. حافظه تاریخی ایران، هیچگاه جنایت میناب را فراموش نخواهد کرد؛ همانگونه که ایستادگی مردم این سرزمین را نیز از یاد نخواهد برد.
حقیقت آن است که هویت و تاریخ، همیشه پشت ملت ایران ایستاده است. از خرمشهر تا تهران، از بازارهای قدیمی تا موزههای امروز، این سرزمین هنوز بر حافظه، فرهنگ و ریشههای خود تکیه دارد. و شاید فلسفه واقعی موزهها نیز همین باشد؛ اینکه اجازه ندهند یک ملت، خودش را فراموش کند.
انتهای پیام/
نظر شما