صنایع‌دستی؛ تجلی هویت جمعی و زمینه‌ساز سرمایه اجتماعی

در شرایطی که بسیاری از جوامع با بحران‌های هویتی، فردگرایی افراطی و گسست‌های اجتماعی مواجه‌اند، صنایع‌دستی می‌تواند نقشی فراتر از یک فعالیت اقتصادی ایفا کند، این هنرها با بازنمایی ریشه‌های تاریخی و فرهنگی، به افراد یادآوری می‌کنند که بخشی از یک روایت جمعی بزرگ‌تر هستند.

محمد شجاعی، جامعه‌شناس در آستانه روز جهانی و آغاز هفته صنایع‌دستی در یادداشتی نوشت: در جهان معاصر که فرایندهای جهانی‌شدن، توسعه فناوری‌های ارتباطی و گسترش فرهنگ مصرفی، مرزهای فرهنگی را بیش از هر زمان دیگری درنوردیده‌اند، حفظ و بازتولید هویت‌های فرهنگی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جوامع تبدیل شده است، در این میان، صنایع‌دستی تنها مجموعه‌ای از تولیدات هنری یا کالاهای اقتصادی نیست، بلکه نمادهای زنده‌ای از حافظه تاریخی، ارزش‌های فرهنگی و هویت جمعی یک جامعه به شمار می‌روند.

 از منظر جامعه‌شناسی، هویت جمعی حاصل مجموعه‌ای از معانی، نمادها و تجربیات مشترکی است که افراد یک جامعه را به یکدیگر پیوند می‌دهد، امیل دورکیم جامعه‌شناس برجسته فرانسوی، معتقد بود که جوامع برای حفظ انسجام خود نیازمند «وجدان جمعی» هستند؛ مجموعه‌ای از باورها و ارزش‌های مشترک که احساس تعلق و همبستگی را در میان اعضای جامعه تقویت می‌کند.

 صنایع‌دستی را می‌توان یکی از تجلی‌های عینی این وجدان جمعی دانست، هر نقش، رنگ، طرح و تکنیک در هنرهای سنتی حامل بخشی از تاریخ، زیست‌بوم، باورها و تجربه‌های مشترک یک جامعه است؛ برای مثال هنرهایی مانند پته‌دوزی کرمان، قالیبافی، گلیم‌بافی یا سفالگری، صرفاً محصول مهارت فردی هنرمندان نیستند، بلکه روایتگر جهان فرهنگی مردمانی هستند که طی نسل‌های متوالی دانش، ذوق و تجربه خود را به یکدیگر منتقل کرده‌اند.

به همین دلیل، صنایع‌دستی نوعی حافظه فرهنگی محسوب می‌شود که گذشته را به حال پیوند می‌دهد و امکان تداوم هویت را فراهم می‌آورد، از سوی دیگر پی‌یر بوردیو در نظریه سرمایه فرهنگی خود تأکید می‌کند که میراث‌فرهنگی و نمادهای هویتی، نقش مهمی در بازتولید سرمایه اجتماعی و فرهنگی جوامع دارند و صنایع‌دستی نیز به‌عنوان بخشی از سرمایه فرهنگی یک جامعه، نه‌تنها ارزش هنری و اقتصادی ایجاد می‌کند، بلکه موجب تقویت احساس تعلق و اعتماد میان افراد می‌شود.

 هنگامی که یک جامعه به میراث هنری خود افتخار می‌کند، زمینه برای شکل‌گیری همبستگی اجتماعی و مشارکت مدنی نیز افزایش می‌یابد، رابرت پاتنام نظریه‌پرداز سرمایه اجتماعی، سرمایه اجتماعی را حاصل شبکه‌های ارتباطی، اعتماد و همکاری میان افراد می‌داند؛ از این منظر صنایع‌دستی بستری برای تقویت روابط اجتماعی است، فعالیت کارگاه‌های سنتی، حضور هنرمندان در بازارها، نمایشگاه‌ها و رویدادهای فرهنگی و همچنین انتقال مهارت‌ها میان نسل‌ها، شبکه‌ای از تعاملات اجتماعی را شکل می‌دهد که به افزایش اعتماد و همکاری در جامعه کمک می‌کند و این فرایند در نهایت به تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام فرهنگی منجر می‌شود.

 در شرایطی که بسیاری از جوامع با بحران‌های هویتی، فردگرایی افراطی و گسست‌های اجتماعی مواجه‌اند، صنایع‌دستی می‌تواند نقشی فراتر از یک فعالیت اقتصادی ایفا کند. این هنرها با بازنمایی ریشه‌های تاریخی و فرهنگی، به افراد یادآوری می‌کنند که بخشی از یک روایت جمعی بزرگ‌تر هستند؛ چنین احساسی از تعلق یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری انسجام اجتماعی و کاهش شکاف‌های فرهنگی است.

 بنابراین، حمایت از صنایع‌دستی را نباید صرفا در چارچوب اشتغال‌زایی یا توسعه بازار تحلیل کرد، صنایع‌دستی در واقع سرمایه‌ای فرهنگی و اجتماعی است که از طریق حفظ هویت جمعی، تقویت حس تعلق، افزایش مشارکت اجتماعی و بازتولید ارزش‌های مشترک، به پایداری و انسجام جامعه کمک می‌کند، هر محصول صنایع‌دستی نه فقط یک اثر هنری، بلکه سندی زنده از فرهنگ، تاریخ و هویت مردمانی است که در تار و پود آن، داستان زندگی و زیست فرهنگی خود را به یادگار گذاشته‌اند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405031601177
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha