میراثآریا_ صبح روز ۲۰ خرداد، عمارت ملوکانه آرامآرام جان تازهای به خود گرفت؛ جایی که قرار بود یکی از مهمترین رویدادهای هفته صنایع دستی استان تهران شکل بگیرد. هنوز چند ساعت تا افتتاح رسمی نمایشگاه باقی مانده بود، اما فضای عمارت از همان نخستین ساعات روز، رنگ و بوی دیگری داشت. هنرمندان یکی پس از دیگری از راه رسیدند؛ برخی از دورترین نقاط جنوب استان تهران همچون ورامین، پاکدشت، پیشوا و قرچک، و برخی دیگر از غرب استان در شهرهایی مانند ملارد، شهریار و شهر قدس. حتی هنرمندانی از شرق استان، از فیروزکوه، دماوند و پردیس نیز مسیر طولانی را پیموده بودند تا در قلب پایتخت، در این رویداد فرهنگی گرد هم آیند.
ورود هنرمندان به عمارت، خود بخشی از روایت این روز بود. هرکس با دستانی پر از آثار هنری و چهرهای آمیخته با خستگی راه اما لبریز از شوق حضور، وارد فضای تاریخی عمارت میشد. انگار هر قطعه اثر، قصهای از مسیر طیشده هنرمند را با خود حمل میکرد. در همان دقایق ابتدایی، میزهای نمایش آثار با نظم خاصی دور تا دور حوض مرکزی عمارت چیده شد؛ حوضی که با صدای آرام فواره و انعکاس نور، قلب تپنده این فضای سنتی به شمار میرفت.
ترکیب معماری اصیل ایرانی عمارت ملوکانه با آثار صنایع دستی، صحنهای چشمنواز و الهامبخش خلق کرده بود. کاشیکاریها، ستونها و طاقهای سنتی عمارت در کنار رنگ و نقش دستساز هنرمندان، فضایی ساخت که گویی گذشته و امروز در یک قاب به هم رسیدهاند. هر گوشه از حیاط عمارت، روایتی از هنر ایرانی بود؛ هنری که در سکوت اما با قدرت سخن میگفت.
با نزدیک شدن به ساعت افتتاح، جنبوجوش در محوطه بیشتر شد. در میان این فضا، گروهی از شهروندان نیز از ساعات اولیه وارد عمارت شده بودند تا پیش از آغاز رسمی برنامه، از نزدیک شاهد چیدمان آثار و حال و هوای نمایشگاه باشند. برخی مشغول گفتوگو با هنرمندان بودند، برخی دیگر با دقت آثار سفال، منبت، قلمزنی روی مس و شیشهگری را بررسی میکردند.
همزمان با جریان بازدیدها، بخشی از برنامه به تجربه عملی هنر اختصاص یافته بود. کارگاه سفالگری یکی از شلوغترین بخشها بود؛ جایی که علاقهمندان، بهویژه جوانان و کودکان، برای نخستینبار دستان خود را به گل آغشته میکردند و تجربه خلق یک اثر هنری را از نزدیک لمس میکردند. در گوشهای دیگر، کارگاه قلمزنی روی پارچه و همچنین بخش اجرای زنده هنرهای سنتی، توجه بسیاری از بازدیدکنندگان را جلب کرده بود.
اجرای زنده هنرمندان در رشتههایی همچون سفال، شیشهگری، قلمزنی روی مس و منبتکاری چوب، فضای نمایشگاه را به یک کارگاه بزرگ هنری تبدیل کرده بود. صدای ضربههای آرام قلم، چرخش چرخ سفالگری و درخشش شیشههای داغ، همگی تصویری زنده از جریان تولید هنر در دل این عمارت تاریخی ایجاد کرده بود.
در کنار این جلوههای بصری، صدای موسیقی سنتی ایرانی نیز در فضای عمارت پیچیده بود. اجرای زنده موسیقی توسط دو تن از اساتید و سازندگان سازهای چوبی، حال و هوای نمایشگاه را متفاوتتر کرده بود؛ صدایی که با معماری سنتی و صدای آب حوض در هم آمیخته و فضایی آرام و دلنشین ایجاد کرده بود.
در بخش دیگری از عمارت، کارگاه آموزشی آشنایی با ظرفیتهای فروش صنایع دستی در پلتفرم دیجیکالا در حال برگزاری بود؛ کارگاهی که هدف آن توانمندسازی هنرمندان برای ورود به بازارهای آنلاین و توسعه فروش محصولاتشان بود. این بخش، نگاه آیندهمحور نمایشگاه را پررنگتر میکرد و نشان میداد صنایع دستی امروز تنها یک هنر سنتی نیست، بلکه بخشی از اقتصاد نوین و بازار دیجیتال نیز محسوب میشود.
در طول برگزاری برنامه، پذیرایی سنتی نیز با همان سبک مهماننوازی ایرانی انجام میشد. آبمیوههای طبیعی، بهویژه آب طالبی و شیرینیهای سنتی، میان مهمانان و بازدیدکنندگان توزیع میشد و این موضوع حس صمیمیت و گرمی خاصی به فضای نمایشگاه بخشیده بود.
با نزدیک شدن به ساعت ۱۶، زمان افتتاح رسمی برنامه فرا رسید. حضور مسئولان، مدیران استانی و کارشناسان حوزه صنایع دستی، آغاز رسمی نمایشگاه را رقم زد. در همین لحظه، نور خورشید رو به غروب گذاشته بود و هوای محوطه عمارت بهتدریج خنکتر میشد؛ ترکیبی دلنشین از عصر تهران و فضای تاریخی عمارت، حال و هوای ویژهای به مراسم بخشیده بود.
نمایشگاه «دستان ماندگار» در همان ساعات ابتدایی نشان داد که تنها یک رویداد نمایشگاهی نیست، بلکه گردهمایی بزرگی از هنر، هویت، تلاش و امید است. هنرمندانی که از نقاط مختلف استان تهران گرد هم آمده بودند، نه فقط آثار خود، بلکه بخشی از فرهنگ و تاریخ زیسته ایران را به این عمارت آورده بودند.
این رویداد، آغاز مسیری بود که قرار است در روزهای آینده نیز ادامه یابد؛ مسیری که در آن صنایع دستی، نه در قاب گذشته، بلکه در متن زندگی امروز دیده میشود؛ زنده، پویا و اثرگذار.
انتهای پیام/
نظر شما