حسن بهداد، کارشناس ارشد بازاریابی، در یادداشتی نوشت: این حوزه افزون بر ارزش هنری و فرهنگی میتواند نقش قابلتوجهی در تقویت اقتصاد محلی، توسعه گردشگری و افزایش درآمدهای ارزی کشور ایفا کند؛ مشروط بر آنکه متناسب با تحولات بازارهای امروز برای عرضه، معرفی و فروش آن برنامهریزی دقیق و نوآورانه انجام شود.
در سالهای اخیر، شدت گرفتن رقابت جهانی، تغییر ذائقه مصرفکنندگان، افزایش بیاطمینانیهای اقتصادی و تنوعطلبی مشتریان، بنگاههای کوچک و متوسط را با چالشهای تازهای روبهرو کرده است. صنایعدستی نیز از این قاعده مستثنی نیست. تولیدکنندگان این حوزه، بهویژه صنعتگران خرد و فعالان مناطق روستایی و بومی، اگرچه از دانش فنی، مهارت هنری و پشتوانه فرهنگی برخوردارند؛ در بسیاری از موارد به دلیل ضعف در بازاریابی، نبود شبکه فروش مؤثر، تبلیغات ناکافی، حضور واسطهها و ناتوانی در دسترسی مستقیم به بازارهای هدف، از دستیابی به سهم واقعی خود در بازار داخلی و خارجی باز میمانند.
امروز بازاریابی سنتی دیگر پاسخگوی نیازهای پیچیده بازار نیست. در جهانی که رقابت میان محصولات فرهنگی و هنری نیز شدت یافته، صرف تولید کالای زیبا و اصیل برای موفقیت کافی نیست. محصول صنایعدستی باید بتواند با زبان بازار امروز سخن بگوید؛ یعنی نیاز مشتری را بشناسد، متناسب با سلیقه او طراحی و عرضه شود، از بستهبندی مناسب برخوردار باشد، روایت فرهنگی خود را بهدرستی منتقل کند و در کانالهای فروش نوین، از جمله بازارهای دیجیتال و بینالمللی حضوری فعال داشته باشد.
در چنین شرایطی، بازاریابی نوآورانه بهعنوان یکی از راهبردهای مؤثر برای رونق صنایعدستی مطرح میشود. بازاریابی نوآورانه تنها به معنای تبلیغات جدید یا استفاده از ابزارهای فناورانه نیست بلکه رویکردی جامع برای شناسایی بازارهای بالقوه، یافتن روشهای تازه برای خدمترسانی به مشتریان، اصلاح محصول، توسعه خدمات، توجه به مشتریگرایی، بازارگرایی، یکپارچهسازی فعالیتهای بازاریابی و ایجاد جایگاه منحصربفرد برای محصول است.
این رویکرد میتواند به صنعتگران کمک کند تا از تولید صرف فاصله بگیرند و به سمت تولید هدفمند حرکت کنند. به بیان دیگر، صنایعدستی زمانی میتواند در بازارهای رقابتی جایگاه پایدار داشته باشد که میان مهارت هنرمند، نیاز بازار، طراحی محصول، قیمتگذاری، بستهبندی، تبلیغات، فروش و خدمات پس از فروش پیوندی منسجم برقرار شود.
از سوی دیگر، اقتصاد ایران برای کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تقویت صادرات غیرنفتی است. صنایعدستی، بهعنوان محصولی فرهنگی و اقتصادی، یکی از ظرفیتهای مهم در این مسیر به شمار میرود. ایران در کنار کشورهایی مانند چین و هند، از قطبهای اصلی صنایعدستی جهان محسوب میشود و به لحاظ تنوع رشتهها و گستردگی تولیدات زنده، جایگاه ممتازی دارد. با این حال، سهم اقتصادی ایران از بازار جهانی صنایعدستی هنوز متناسب با ظرفیتهای موجود نیست.
یکی از دلایل این فاصله، تداوم برخی شیوههای سنتی در تولید، بازاریابی و صادرات است. برای حضور موفق در بازارهای جهانی، تولیدکنندگان صنایعدستی باید بتوانند محصولاتی متناسب با کمیت، کیفیت، طرح، قیمت و زمانبندی مورد انتظار خریداران خارجی عرضه کنند. تحقق این هدف، بدون دسترسی به آموزشهای تخصصی، شبکههای بازاریابی، شناخت بازارهای هدف و حمایت نهادهای دولتی و تجاری امکانپذیر نیست.
بازاریابی نوآورانه میتواند در این زمینه نقش واسطهای مهمی ایفا کند؛ یعنی از یک سو اصالت و هویت فرهنگی محصول را حفظ کند و از سوی دیگر، آن را با زبان، نیاز و انتظار بازار امروز پیوند دهد. برای مثال، تغییر در طراحی کاربردی محصولات، استفاده از بستهبندیهای خلاقانه و پایدار، بهرهگیری از روایتپردازی فرهنگی، فروش آنلاین، حضور در نمایشگاههای هدفمند، همکاری با طراحان، توجه به برندینگ محلی و منطقهای و ایجاد ارتباط مستقیم میان صنعتگر و مشتری، از جمله راهکارهایی است که میتواند به افزایش فروش و توسعه بازار کمک کند.
در کنار این موضوع، پیوند میان کارآفرینی، نوآوری و بازاریابی نیز برای صنایعدستی اهمیت فراوانی دارد. کارآفرینی در بازارهای رقابتی امروز، بدون شناخت فرصتها و تبدیل آنها به محصول قابل عرضه معنا پیدا نمیکند. بازاریابی نیز هنر یافتن، پروراندن و بهرهبرداری از همین فرصتهاست. بنابراین، صنعتگر امروز تنها تولیدکننده نیست؛ او باید بتواند فرصتهای تازه را شناسایی کند، محصول خود را متناسب با نیاز مخاطب توسعه دهد و برای عرضه آن برنامه داشته باشد.
تجربههای پژوهشی نشان میدهد عواملی مانند واردات بیرویه محصولات مشابه، وجود واسطهها، تبلیغات ناکافی، تغییر سلیقه بازار و نبود فروش مستقیم، از مهمترین دلایل رکود بازار صنایعدستی به شمار میآیند. بر همین اساس، سازماندهی یک نظام بازاریابی قوی و دقیق میتواند آثار منفی رکود تقاضا را کاهش دهد و در دورههای رونق اقتصادی نیز امکان بهرهبرداری حداکثری از ظرفیت بازار را فراهم کند.
نکته مهم آن است که بازاریابی نوآورانه نباید بهعنوان مفهومی صرفاً دانشگاهی یا نظری تلقی شود، بلکه باید به زبان قابل اجرا برای صنعتگران، تولیدکنندگان، تشکلها و مدیران این حوزه تبدیل شود. آموزش، مشاوره، ایجاد شبکههای فروش، حمایت از برندهای بومی، توسعه صادرات، تسهیل حضور در بازارهای بینالمللی و استفاده از فناوریهای نوین، میتواند مسیر عملیاتی شدن این رویکرد را هموار کند.
صنایعدستی ایران برای حضور مؤثر در بازارهای داخلی و خارجی، نیازمند نگاهی تازه است؛ نگاهی که در آن، اصالت با نوآوری در تضاد نباشد، بلکه مکمل آن تلقی شود. حفظ ریشههای فرهنگی و تاریخی این هنرها زمانی پایدار خواهد ماند که محصول صنایعدستی بتواند در زندگی امروز مردم نیز جایگاه خود را پیدا کند.
در نهایت، میتوان گفت آینده صنایعدستی ایران در گروی پیوند میان هویت فرهنگی، خلاقیت هنری، کارآفرینی و بازاریابی نوآورانه است. اگر این پیوند بهدرستی شکل گیرد، صنایعدستی نهتنها بهعنوان میراثی ارزشمند از گذشته حفظ خواهد شد، بلکه به صنعتی پویا، درآمدزا و رقابتپذیر در اقتصاد امروز و فردای کشور تبدیل میشود.
انتهای پیام/

نظر شما