فرزاد شریفی، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی ایلام در یادداشتی نوشت: در هیاهوی جمعهبازار شهر کوت عراق، جایی که رنگها، صداها و لهجههای مختلف در هم آمیختهاند، صحنهای شکل گرفت که معنای واقعی محبت و پیوند قلبها را به زیبایی به تصویر کشید. در میان ازدحام مردم، مردی که زبانش با ما متفاوت بود، اما دلش به ما نزدیک، وقتی فهمید ایرانی هستیم، با شوقی وصفناشدنی گوشی تلفن همراهش را نشان داد. تصویری که بر صفحه گوشی او نقش بسته بود، بیش از هر سخن و شعاری پیام داشت؛ تصویری از رهبر شهیدی که یاد و نامش همچنان در دل بسیاری از آزادگان زنده است.
آن لحظه، بیش از آنکه یک اتفاق ساده باشد، روایتی از حقیقتی بزرگ بود؛ حقیقتی که نشان میدهد محبت، اعتقاد و ارادت، مرزهای جغرافیایی را در مینوردد و دلها را به یکدیگر پیوند میدهد. زبانها میتوانند متفاوت باشند، اما احساسات ناب انسانی، زبان مشترکی دارند که همه آن را میفهمند.
شاید در دنیایی که هر روز شاهد دیوارکشیهای جدید میان ملتها و انسانها هستیم، چنین صحنههایی یادآور این حقیقت باشند که پیوندهای قلبی، از هر مرز و فاصلهای نیرومندترند. محبت را نمیتوان در حصار جغرافیا محبوس کرد و علاقه را نمیتوان با تفاوت زبان و فرهنگ محدود ساخت.
جمعهبازار کوت، آن روز تنها محل دادوستد کالا نبود؛ آنجا بازار تبادل احساسات و احترام بود. آنجا بار دیگر ثابت شد که برخی ارزشها، فراتر از مرزها و ملیتها، در دل انسانها جای دارند و با گذر زمان نه تنها کمرنگ نمیشوند، بلکه عمیقتر و ماندگارتر میشوند.
شاید آن مرد عراقی، بدون آنکه بداند، در چند ثانیه درسی بزرگ به ما داد؛ اینکه عشق و ارادت، نیازی به مترجم ندارد. وقتی دلها با هم سخن میگویند، واژهها رنگ میبازند و احساس، جای همه زبانها را میگیرد.
و چه زیباست که در میان شلوغی یک بازار، در سرزمینی دیگر، انسانی با شور و اشتیاق، تنها با نشان دادن تصویر پسزمینه تلفن همراهش، پیامی را منتقل کرد که شاید هزاران سخنرانی از بیان آن عاجز باشند؛ اینکه محبت، مرز نمیشناسد و دلهای عاشق، همیشه راهی برای پیدا کردن یکدیگر دارند.
انتهای پیام/

نظر شما