میراث آریا: صبحهای فشند آرام از راه میرسد. هنوز روستا کاملا بیدار نشده، نور آفتاب روی کوچههایی میافتد که سالها صدای قدمهای مردم و جریان زندگی را در خود دیدهاند. کودکانی که با کیفهای کوچک راهی مدرسه میشدند، کشاورزانی که صبح زود مسیر زمینها را در پیش میگرفتند و خانوادههایی که عمرشان در همین کوچهها گذشته است.
در همین آرامش روستا، ساختمانی قدیمی هنوز پابرجاست؛ مدرسهای که سالها پیش محل رفتوآمد کودکان فشند بود. بچههایی که از همین راهروها گذشتند، پشت همین نیمکتها نشستند و اولین کلمههای زندگی را یاد گرفتند. حالا بیش از یک قرن از ساخت این بنا گذشته، اما قصهاش تمام نشده است. مدرسه قدیمی فشند امروز شکل دیگری پیدا کرده اما هنوز نشانههای گذشته را در خود نگه داشته و روایت تازهای از زندگی را آغاز کرده است.
کافی است چند قدم در حیاط این مدرسه ۱۱۳ ساله بردارید تا بتوانید گذشته را تصور کنید. شاید صدای دویدن بچهها هنوز در گوش دیوارهایش مانده باشد؛ شاید جای پای دانشآموزانی که سالها پیش از همین راهروها عبور کردهاند هنوز در گوشهای از این بنا پیدا شود. اینجا تکهای از حافظه یک روستاست که سالها شاهد رویای کوچک کودکانی بوده که بعدها هر کدام راهی متفاوت در زندگی پیشگرفتند.
اما زمان برای این مدرسه متوقف نشده است. این بنا قرار نیست فقط در خاطرات گذشته باقی بماند. بعد از سالها دوباره درهایش باز شده، اما این بار نه برای شروع سال تحصیلی تازه؛ برای میزبانی از مسافرانی که میخواهند چند روزی را در فضایی متفاوت سر کنند. صدای زنگ مدرسه جای خود را به صدای گفتوگوی گردشگران داده و نیمکتهای کلاس جای خود را به اتاقهایی داده که قرار است قصههای تازهای در آنها شکل بگیرد.
اقامتگاه بومگردی «ایرانخانم» در همان کلاسها و راهروهایی شکل گرفته که روزگاری صدای بچهها در آن میپیچید. در بازسازی این بنا تلاش شده نشانههای گذشته باقی بماند؛ از دیوارهای قدیمی و معماری ساده روستایی گرفته تا جزئیاتی که حالوهوای زندگی سالهای دور را زنده نگه میدارد. اینجا قرار است روایتی از فشند و مردمانش را پیش روی مهمانان بگذارد.
این مدرسه حالا میان گذشته و امروز ایستاده است؛ جایی که خاطرههای قدیمی و تجربههای تازه کنار هم نشستهاند. بنایی که یک روز الفبای خواندن و نوشتن را به کودکان میآموخت، امروز درس دیگری میدهد؛ اینکه اگر بناهای تاریخی را فراموش نکنیم، میتوانند دوباره زندگی کنند و قصههای تازهای برای گفتن داشته باشند.
اینجا گذشته حذف نشده است
سمیرا نوریآذر، مدیر مجموعه بومگردی ایرانخانم از اولین برخوردش با این مدرسه قدیمی میگوید: وقتی وارد مدرسه شدیم، حس کردم بخشی از خاطرات فشند دوباره زنده شده است؛ جایی که سالها زندگی در آن جریان داشته است. از همان ابتدا تصمیم گرفتم بنا تا حد ممکن همان چیزی بماند که بوده. هدفم این نبود که همهچیز را نوسازی کنم، بلکه میخواستم فضا دوباره جان بگیرد بدون اینکه هویتش را از دست بدهد.
بازسازی این مدرسه قدیمی بیش از یک سال و نیم زمان برده است. نوریآذر توضیح میدهد: در تمام این مدت تلاش شد به ساختار اصلی بنا دست نزنیم. نمای ساختمان تقریبا همان شکل قبلی را دارد و در فضای داخلی هم از مصالح و عناصر بومی استفاده شده تا فضا از ریشههای خودش جدا نشود.
او از فضای امروز اقامتگاه میگوید: وقتی وارد میشوید. دیوارهای قدیمی، گلیمها، جاجیمها و وسایل سنتی کنار هم نشستهاند و فضا را به روایتی از زندگی گذشته روستا تبدیل کردهاند.
به گفته نوریآذر واکنش مسافران بخش مهمی از این تجربه است: بعضیها میگویند حس عجیبی دارد؛ انگار هم در یک مدرسه قدیمی هستند و هم در یک خانه روستایی. همین برایشان جذاب است، اینکه فضا چیزی برای کشف کردن هم دارد.
مدیر اقامتگاه بومگردی ایرانخانم میگوید این پروژه فقط یک کار گردشگری نیست: اگر قرار بود یک اقامتگاه داشته باشیم، میتوانستیم از ابتدا بنای جدیدی بسازیم اما هدف این بود که چیزی از گذشته باقی بماند؛ چیزی که هنوز قابل لمس باشد.
او اضافه میکند: برای راهاندازی این مجموعه حدود چهار میلیارد تومان سرمایهگذاری شده است. ساختمان در زمینی به وسعت حدود دو هزار متر مربع و با ۵۰۰ متر زیربنا شکل گرفته و هشت اتاق اقامتی دارد.
نوریآذر در پایان میگوید: با راهاندازی این اقامتگاه، ۱۲ فرصت شغلی مستقیم ایجاد شده و بخشی از فعالیتها به زنان روستا هم گره خورده است. هدف این است که گردشگری فقط برای مسافر نباشد، برای مردم روستا هم زندگی تازهای ایجاد کند.
ساوجبلاغ و مسیر تازه بومگردی
در ادامه مهدی کاظمی، ساوجبلاغ را یکی از شهرستانهایی میداند که بهواسطه همنشینی طبیعت، روستاهای قدیمی و پیشینه فرهنگی، ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یکی از قطبهای گردشگری روستایی در استان البرز دارد.
رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ساوجبلاغ میگوید: در ساوجبلاغ روستاهایی داریم که هنوز بافت سنتی خودشان را حفظ کردهاند. همین موضوع باعث شده بومگردی در این منطقه به یک ضرورت تبدیل شود؛ هم برای معرفی بهتر منطقه و هم برای ایجاد فرصتهای جدید اقتصادی.
به گفته او بومگردی در این سالها به یک رویکرد توسعهای در روستاها تبدیل شده است: وقتی درباره بومگردی صحبت میکنیم، منظور فقط ساخت چند اقامتگاه نیست. بحث این است که چگونه میشود از ظرفیت بناهای قدیمی از جمله مدارس و خانههای متروکه، دوباره استفاده کرد و آنها را به چرخه زندگی برگرداند. این کار هم مانع فرسودگی بناها میشود و هم به اقتصاد محلی جان تازهای میدهد.
کاظمی اضافه میکند: در حال حاضر سه مدرسه قدیمی در ساوجبلاغ به اقامتگاه بومگردی تبدیل شدهاند و یک مدرسه دیگر نیز در مرحله اجرا قرار دارد. این روند نشان میدهد که نگاه به میراث فرهنگی در حال تغییر است؛ امروز دیگر مسئله فقط حفظ بنا نیست بلکه استفاده دوباره و جانبخشیدن به آن هم اهمیت دارد.
او تأکید میکند که این نوع پروژهها زمانی موفق میشوند که در دل جامعه محلی شکل بگیرند: اگر مردم روستا در این فرآیند حضور نداشته باشند، بومگردی به نتیجه نمیرسد. این مدل گردشگری زمانی اثرگذار است که اهالی روستا در آن نقش داشته باشند؛ چه در اشتغال، چه در تولید محصولات محلی و چه در خدماتی که ارائه میدهند.
به باور کاظمی، مهمترین دستاورد این روند فقط در کار اقتصادی خلاصه نمیشود: در کنار اشتغالزایی، اتفاق مهمتر حفظ هویت روستاست. وقتی یک مدرسه قدیمی یا یک خانه تاریخی دوباره وارد زندگی مردم میشود، در واقع بخشی از حافظه جمعی آن روستا هم زنده میماند.
رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ساوجبلاغ در پایان میگوید هدف اصلی این سیاستها، ایجاد تعادل میان توسعه و حفظ هویت است: میخواهیم روستاها هم محل زندگی باشند، هم محل کار و هم مقصد گردشگری اما بدون اینکه این تغییرات باعث از بین رفتن اصالت فضا شود.
در فشند، روز آرامآرام بالا میآید و نور آفتاب روی دیوارهای قدیمی مدرسه میافتد؛ دیوارهایی که رد سالهای دور را با خود دارند. اگر خوب نگاه کنی، هنوز میشود بازی بچهها را در حیاط مدرسه تصور کرد؛ روزگار گذشته اما همهچیز همانجا مانده و فقط شکل زندگی عوض شده است.
این ساختمان میان دو زمان ایستاده؛ نه در گذشته مانده و نه کاملا به امروز تعلق دارد. بیشتر شبیه جایی است که خاطره و زندگی جدید کنار هم نشستهاند بدون اینکه همدیگر را پس بزنند. بومگردی ایران خانم در این نقطه، آرام و بیصدا، روایتی از ادامهداشتن را زندگی میکند؛ روایتی که در آن هیچچیز تمام نمیشود فقط شکلش عوض میشود.
انتهای پیام/
نظر شما