حمید بینائی، مشاور امور فنی تهیه پرونده ثبتجهانی «قلعه الموت و استحکامات وابسته»، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با اشاره به قرار گرفتن این پرونده در دستور بررسی چهلوهشتمین اجلاس کمیته میراثجهانی یونسکو، اظهار کرد: مجموعه «قلعه الموت و استحکامات وابسته» بهعنوان یک پرونده زنجیرهای، از هفت جزء شامل قلعههای الموت، لمبسر، نویذرشاه، شمسکلایه، قسطینلار، شیرکوه و ایلان تشکیل شده است که در گستره جغرافیایی الموتشرقی و غربی و در دامنههای جنوبی رشتهکوه البرز در استان قزوین قرار دارند و در صورت تصویب، بهعنوان سیامین اثر ایران در فهرست میراثجهانی یونسکو ثبت خواهند شد.
وی افزود: این مجموعه حاصل سالها پژوهشهای باستانشناسی، مطالعات میدانی، مستندسازی تخصصی و تدوین اسناد فنی است و از هفت عرصه منفصل با مجموع مساحتی بیش از ۶۷۰ هکتار و حدود ۱۰ هزار هکتار حریم حفاظتی تشکیل شده که در قلمرویی طبیعی و دفاعی با وسعتی بیش از ۲۰۰ هزار هکتار در کوهستان البرز استقرار یافتهاند.
الموت؛ روایت یک نظام سرزمینی
بینائی با تاکید بر اینکه مهمترین ویژگی این پرونده، تغییر نگاه از یک بنای منفرد به یک نظام سرزمینی سازمانیافته است، تصریح کرد: رویکرد کنوانسیون میراثجهانی طی دهههای اخیر از حفاظت صرف بناهای شاخص، به شناسایی نظامهای فرهنگی و تاریخی تحول یافته است و پرونده الموت نیز بر همین مبنا تدوین شده است.
وی ادامه داد: موضوع این پرونده تبیین یک نظام تاریخی، دفاعی و فرهنگی است که اجزای منفصل آن، با وجود عرصه و حریم مستقل، در کنار یکدیگر ساختاری منسجم را شکل دادهاند؛ ساختاری که شیوه حکمرانی، مدیریت سرزمین و سنت فرهنگی اسماعیلیان نزاری در فاصله سدههای یازدهم تا سیزدهم میلادی را به شکلی استثنایی بازتاب میدهد.
معماری در خدمت مدیریت سرزمین
مشاور امور فنی تهیه پرونده ثبتجهانی الموت با بیان اینکه ارزش جهانی این مجموعه در روابط فضایی، عملکردی و تاریخی میان اجزای آن نهفته است، گفت: آنچه الموت را از بسیاری از استحکامات تاریخی متمایز میکند، تغییر مقیاس اندیشه دفاعی است؛ بهگونهای که دفاع در اینجا در قالب سازماندهی یک قلمرو گسترده معنا پیدا میکند.
وی خاطرنشان کرد: انتخاب هوشمندانه محل استقرار قلعهها، ارتباط بصری میان آنها، اشراف بر مسیرهای ارتباطی، بهرهگیری از توپوگرافی البرز، مدیریت منابع آب و پیوند با سکونتگاههای پیرامونی نشان میدهد که معماری در این مجموعه، ابزاری برای مدیریت سرزمین بوده است.
به گفته بینائی، هر یک از هفت جزء پرونده، نقشی مشخص در این شبکه بر عهده داشتهاند؛ برخی مسئول کنترل مسیرهای ارتباطی، برخی دیدهبانی و برخی پشتیبانی از مرکز اصلی بودهاند و از همین رو، هیچیک از این استحکامات را نمیتوان مستقل از سایر اجزا ارزیابی کرد.
پیوند دانش مهندسی، مدیریت منابع و سازگاری با طبیعت
وی تاکید کرد: استمرار حیات این مجموعه بدون وجود نظامی کارآمد برای مدیریت منابع آب، تأمین آذوقه، بهرهبرداری از اراضی کشاورزی، سازماندهی ارتباطات و هماهنگی میان استحکامات امکانپذیر نبود و همین ویژگی، الموت را به نمونهای ممتاز از پیوند دانش مهندسی، مدیریت سرزمین و سازگاری با محیط طبیعی تبدیل کرده است.
الموت؛ فراتر از یک دژ نظامی
بینائی با اشاره به جایگاه علمی این مجموعه اظهار کرد: الموت تنها یک مرکز نظامی یا سیاسی نبود، حضور خواجه نصیرالدین طوسی در این مجموعه، پیش از تاسیس رصدخانه مراغه، نشان میدهد که این قلمرو علاوه بر کارکردهای دفاعی، بستری برای فعالیتهای علمی، فلسفی و فکری نیز بوده و از این منظر، بخشی از تاریخ تولید دانش و تمدن ایران به شمار میرود.
تایید ارزش برجسته جهانی از سوی ایکوموس
وی با اشاره به ارزیابیهای انجامشده توسط شورای بینالمللی بناها و محوطهها (ایکوموس) گفت: پس از بررسیهای تخصصی، ایکوموس ضمن تایید ارزش برجسته جهانی این مجموعه و احراز الزامات حفاظتی، مدیریتی و اصالت و تمامیت اثر، ثبت پرونده را بر اساس معیار (iii) کنوانسیون میراث جهانی، یعنی «گواهی استثنایی بر یک سنت فرهنگی یا تمدن»، توصیه کرده است.
الموت؛ یکی از جامعترین پروژههای مستندسازی میراثفرهنگی ایران
مشاور امور فنی تهیه پرونده ثبتجهانی الموت، یکی از مهمترین دستاوردهای این پروژه را ایجاد جامعترین مجموعه مستندات فنی برای این اثر دانست و گفت: ارزش پروندههای میراث جهانی تنها در ثبت اثر خلاصه نمیشود، بلکه تولید دادههای پایه و مستندات علمی، بنیان حفاظت، مرمت، پایش و مدیریت بلندمدت آثار را فراهم میکند.
وی افزود: به دلیل ماهیت زنجیرهای پرونده، تمامی هفت جزء با استانداردی واحد مستندسازی شدند و گروههای تخصصی باستانشناسی، معماری، مرمت، نقشهبرداری و سایر حوزههای مرتبط در این پروژه مشارکت داشتند.
بینائی ادامه داد: برای نخستینبار عملیات فتوگرامتری پهپادی در تمامی هفت استحکام اجرا شد؛ اقدامی که پیش از این تنها بهصورت محدود در قلعه الموت و بخشی از لمبسر انجام شده بود و پنج جزء دیگر فاقد مستندات دقیق و همگن بودند.
وی تصریح کرد: دادههای حاصل از این مطالعات، مبنای تهیه نخستین مجموعه نقشههای استاندارد و یکپارچه از تمامی اجزای پرونده قرار گرفت و بقایای معماری، توپوگرافی، مسیرهای دسترسی، سامانههای مدیریت آب و سایر عناصر کالبدی با دقت فنی و نظام مختصات یکسان ثبت و مستندسازی شدند.
ثبت جهانی، آغاز فصل تازه حفاظت و مدیریت
بینائی با تاکید بر اینکه ثبتجهانی آغاز مرحلهای تازه از حفاظت و مدیریت است، اظهار کرد: اجرای برنامه مدیریت، پایش مستمر، حفاظت از منظر فرهنگی و طبیعی، ساماندهی گردشگری، تقویت مشارکت جوامع محلی و استمرار پژوهشهای علمی، مهمترین اولویتهای پس از ثبتجهانی خواهد بود.
وی افزود: پنج قلعه و استحکاماتی که تاکنون کمتر مورد مطالعه قرار گرفتهاند، همچنان نیازمند کاوشهای باستانشناسی، مستندسازی تکمیلی، مرمت و اقدامات حفاظتی هستند.
ثبت جهانی؛ حاصل یک تلاش ملی و میانرشتهای
مشاور امور فنی تهیه پرونده ثبتجهانی الموت در پایان تاکید کرد: این دستاورد، نتیجه سالها همکاری گسترده متخصصان، پژوهشگران، باستانشناسان، معماران، مرمتگران، کارشناسان فنی، مدیران و نیروهای اجرایی است که با هدایت دکتر محمدحسن طالبیان در فرآیند تدوین این پرونده نقشآفرینی کردند.
وی همچنین با اشاره به نقش مؤثر دکتر حمیده چوبک در شکلگیری پشتوانه علمی این پرونده گفت: نام او بیش از هر پژوهشگر دیگری با مطالعات الموت پیوند خورده است. سالها مدیریت پژوهشهای باستانشناسی، پیگیری مستمر مطالعات، حفاظت و تدوین مستندات علمی، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری این پرونده داشت و ثبت جهانی مجموعه «قلعه الموت و استحکامات وابسته» را میتوان تحقق آرمانی دانست که ایشان سالها برای دستیابی به آن تلاش کردند.
انتهای پیام/
نظر شما