انوشیروان محسنی بندپی، معاون گردشگری در خصوص ابر رویداد اربعین در یادداشتی نوشت: هر سال میلیونها زائر از ایران و کشورهای مختلف در آیین بزرگ اربعین شرکت میکنند و یکی از گستردهترین جریانهای سفر در منطقه را رقم میزنند. با این حال، در سیاستگذاری گردشگری کشور، اربعین همچنان بیش از آنکه بهعنوان یک کریدور توسعه گردشگری و فرصت راهبردی برای رونق اقتصاد محلی، سرمایهگذاری و همکاریهای منطقهای دیده شود، در قالب یک عملیات اجرایی برای مدیریت تردد زائران تعریف میشود. اکنون زمان آن فرا رسیده است که با اتکا به ظرفیتهای برنامه هفتم پیشرفت و مشارکت دولت، بخش خصوصی و جوامع محلی، این رویداد بزرگ از یک مدیریت فصلی به یک الگوی حکمرانی توسعهمحور در گردشگری ایران بازتعریف شود.
در سیاستگذاری عمومی، گاه مهمترین فرصتهای توسعه نه در کمبود منابع، بلکه در نوع نگاه ما به ظرفیتهای موجود نهفته است. اربعین، امروز یکی از همین ظرفیتهاست؛ پدیدهای که از یک آیین مذهبی فراتر رفته و به بزرگترین جریان داوطلبانه سفر در منطقه و یکی از بزرگترین اجتماعات سالانه جهان تبدیل شده است. میلیونها زائر از ایران و دهها کشور دیگر، در مدت کوتاهی از یک مسیر جغرافیایی مشترک عبور میکنند؛ مسیری که استانهای غرب و جنوبغرب کشور را به کانون تعاملات انسانی، فرهنگی و اقتصادی تبدیل میکند. با وجود این، هنوز در سیاستگذاری گردشگری ایران، اربعین بیش از آنکه بهعنوان یک فرصت توسعهای دیده شود، در قالب یک عملیات بزرگ اجرایی تعریف میشود؛ گویی مأموریت اصلی، تنها مدیریت تردد زائران، تأمین امنیت، حملونقل و خدماترسانی است.
بیتردید، موفقیت جمهوری اسلامی ایران در مدیریت اربعین، یکی از دستاوردهای مهم نظام حکمرانی کشور در سالهای اخیر است. افزایش ظرفیت پایانههای مرزی، هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، حضور گسترده نیروهای امدادی و خدماتی، مشارکت کمنظیر مردم و شکلگیری شبکه گسترده موکبها، تجربهای ارزشمند از بسیج ظرفیتهای ملی را رقم زده است. اما تجربه جهانی نشان میدهد که مدیریت موفق یک رویداد، پایان مأموریت دولت نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای است که در آن باید آثار اقتصادی، اجتماعی و توسعهای آن رویداد برای جامعه میزبان خلق و تثبیت شود.
در ادبیات جدید سازمان جهانی گردشگری (UN Tourism)، موفقیت یک مقصد صرفاً با تعداد گردشگران یا زائران سنجیده نمیشود. معیار اصلی، میزان ارزشی است که حضور آنان برای اقتصاد محلی، اشتغال، سرمایهگذاری، حفظ میراث فرهنگی و ارتقای کیفیت زندگی جامعه میزبان ایجاد میکند. به همین دلیل، بسیاری از کشورها رویکرد خود را از مدیریت رویداد به مدیریت میراث رویداد تغییر دادهاند؛ یعنی تلاش میکنند آثار اقتصادی و اجتماعی یک رویداد، محدود به چند روز برگزاری آن نباشد و در قالب سرمایهگذاری، توسعه زیرساختها، رونق کسبوکارهای محلی و ارتقای جایگاه مقصد، در تمام سال استمرار یابد.
اگر اربعین را با همین معیار ارزیابی کنیم، باید بپذیریم که هنوز فاصله قابل توجهی میان ظرفیت موجود و دستاوردهای اقتصادی آن وجود دارد. هر سال میلیونها زائر از استانهای ایلام، کرمانشاه، خوزستان و دیگر استانهای مسیر عبور میکنند، اما سهم اقتصاد محلی از این جریان عظیم، متناسب با حجم سفرها نیست. بسیاری از زائران، بدون اقامت مؤثر، بدون بازدید از جاذبههای تاریخی و طبیعی، بدون آشنایی با صنایعدستی، خوراک محلی یا دیگر ظرفیتهای گردشگری، از این مناطق عبور میکنند. در نتیجه، بخش عمده منافع اقتصادی بالقوه این جریان سفر، هرگز به فرصتهای پایدار اشتغال، سرمایهگذاری و توسعه منطقهای تبدیل نمیشود.
این وضعیت، بیش از آنکه ناشی از کمبود امکانات باشد، حاصل نوع سیاستگذاری است. طی سالهای گذشته، اربعین عمدتاً از منظر مدیریت عملیات سالانه مورد توجه قرار گرفته و کمتر در چارچوب سیاستهای توسعه گردشگری، آمایش سرزمین و اقتصاد منطقهای تحلیل شده است. در حالی که تجربههای موفق بینالمللی نشان میدهد رویدادهای بزرگ مذهبی، فرهنگی و ورزشی زمانی به پیشران توسعه تبدیل میشوند که برای آنها حکمرانی مقصد طراحی شود؛ حکمرانیای که دولت، بخش خصوصی، تشکلهای حرفهای، جوامع محلی و نهادهای مدنی را در یک چارچوب مشترک گرد هم آورد.
برنامه هفتم پیشرفت، فرصت مناسبی برای این تغییر رویکرد فراهم کرده است. مواد ۸۲ و ۸۳ این قانون، با تأکید بر افزایش سهم گردشگری در اقتصاد ملی، توسعه زیرساختهای گردشگری، تسهیل سرمایهگذاری، واگذاری امور غیرحاکمیتی به بخش خصوصی و تشکلهای حرفهای، ارتقای کیفیت خدمات و افزایش تعاملات بینالمللی، نشان میدهد که گردشگری دیگر صرفاً یک فعالیت فرهنگی نیست، بلکه یکی از پیشرانهای رشد اقتصادی کشور محسوب میشود. از این منظر، اربعین نه یک موضوع مستقل، بلکه یکی از مهمترین ظرفیتهای تحقق اهداف برنامه هفتم است.
همچنین سیاستهای کلی نظام در حوزه اقتصاد مقاومتی، برونگرایی اقتصاد، توسعه صادرات خدمات، مردمیسازی اقتصاد و استفاده از مزیتهای منطقهای تأکید دارد. سیاستهای کلی آمایش سرزمین نیز توسعه متوازن مناطق، بهرهگیری از ظرفیتهای بومی و تقویت پیوندهای اقتصادی میان استانها را مورد توجه قرار داده است. اربعین، نقطه تلاقی همه این سیاستهاست، زیرا در یک زمان واحد، هم امکان رونق اقتصاد محلی را فراهم میکند، هم زمینه توسعه خدمات گردشگری را مهیا میسازد، هم سرمایه اجتماعی را تقویت میکند و هم ظرفیتهای دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران را به نمایش میگذارد.از سوی دیگر، نقش بخش خصوصی در توسعه این ظرفیت، هنوز کمتر از حد انتظاراست. تجربه نشان داده است که توسعه گردشگری با اتکای صرف به منابع دولتی امکانپذیر نیست. دولت باید بیش از آنکه مجری باشد، سیاستگذار و تسهیلگر باشد؛ محیطی باثبات برای سرمایهگذاری فراهم کند، فرآیندهای صدور مجوز را تسهیل کند، مشوقهای هدفمند ارائه دهد و زمینه حضور سرمایهگذاران در حوزه اقامت، حملونقل، خدمات گردشگری، فناوریهای نوین و بازاریابی را فراهم آورد.
در کنار بخش خصوصی، تشکلهای حرفهای گردشگری، انجمنهای صنفی، سمنها، موکبها و جوامع محلی، مهمترین سرمایه اجتماعی این کریدور هستند. تجربه اربعین نشان داده است که مشارکت مردمی، مهمترین مزیت رقابتی ایران در مدیریت این رویداد است. سیاستگذاری آینده باید این ظرفیت را از سطح همکاری اجرایی به سطح مشارکت در تصمیمسازی و مدیریت مقصد ارتقا دهد. توسعه بومگردی، حمایت از صنایعدستی، تقویت کسبوکارهای کوچک، آموزش جوامع میزبان و شبکهسازی میان فعالان محلی، بخشی از این رویکرد است.
نکته مهم دیگر، ضرورت ارتقای همکاریهای ایران و عراق در قالب دیپلماسی گردشگری است. امروز همکاری دو کشور عمدتاً بر هماهنگیهای اجرایی ایام اربعین متمرکز است، در حالی که میتوان با طراحی یک برنامه مشترک، مسیر اربعین را به کریدور گردشگری مذهبی و فرهنگی منطقه تبدیل کرد. تعریف بستههای سفر مشترک، استانداردسازی خدمات، تبادل تجربههای مدیریتی، تسهیل سرمایهگذاری، معرفی میراث فرهنگی دو کشور و همکاری در بازاریابی بینالمللی، میتواند اربعین را از یک رویداد فصلی به بستری برای توسعه پایدار گردشگری در منطقه تبدیل کند.
تحقق این اهداف، نیازمند یک تغییر بنیادین در حکمرانی اربعین است. پیشنهاد میشود وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با همکاری سایر دستگاههای مسئول، استانداریهای مسیر، بخش خصوصی، تشکلهای حرفهای و نمایندگان جوامع محلی، سند ملی توسعه کریدور گردشگری اربعین را تدوین کند. این سند باید فراتر از برنامههای اجرایی سالانه، اهداف بلندمدت، تقسیم کار نهادی، نظام تأمین مالی، شاخصهای ارزیابی، نقش ذینفعان و سازوکار پایش و ارزیابی را مشخص کند. در چنین چارچوبی، هر استان مسیر، نه صرفاً محل عبور زائر، بلکه مقصدی با هویت، مزیت و برنامه توسعه گردشگری خواهد بود.
اربعین، امروز صرفاً یک رویداد مذهبی نیست؛ آزمونی برای نظام سیاستگذاری گردشگری ایران است. اگر بتوانیم از نگاه صرفاً خدماتی و فصلی عبور کنیم و این جریان عظیم سفر را در قالب یک کریدور توسعه گردشگری بازتعریف کنیم، اربعین میتواند به یکی از موفقترین نمونههای پیوند میان معنویت، مشارکت مردمی، توسعه منطقهای و رشد اقتصادی تبدیل شود. آینده گردشگری ایران، بیش از آنکه در انتظار خلق مزیتهای جدید باشد، در گرو آن است که مزیتهای بزرگ موجود را با نگاهی راهبردی، مشارکتمحور و توسعهگرا به سرمایهای پایدار برای کشور تبدیل کند.
انتهای پیام/
نظر شما