محمد شجاعی جامعهشناس در آستانه شب یلدا در یادداشتی نوشت: شب یلدا، بهعنوان یکی از کهنترین آیینهای فرهنگی ایرانیان، فراتر از یک سنت تقویمی یا گردهمایی خانوادگی است، از منظر جامعهشناسی، یلدا را میتوان کنشی جمعی دانست که در بستر زمان، کارکردهای مهمی در حفظ انسجام اجتماعی، بازتولید هویت فرهنگی و انتقال ارزشهای مشترک ایفا کرده است.
این آیین، در دل جامعهای که همواره با تغییرات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مواجه بوده، همچون نخ نامرئی بهعنوان پیونددهنده نسلها عمل کرده است.
نخستین کارکرد اجتماعی یلدا، تقویت همبستگی اجتماعی است، گردهم آمدن اعضای خانواده، خویشاوندان و گاه همسایگان در بلندترین شب سال، نوعی «کنش ارتباطی» را رقم میزند که در آن روابط عاطفی بازتعریف و مستحکم میشود.
در جهانی که فردگرایی و زیست دیجیتال، فاصلههای عاطفی را افزایش دادهاند، یلدا فرصتی برای بازگشت به «بودن با دیگری» فراهم میکند؛ حضوری فیزیکی و معنادار که گفتوگو، خاطرهگویی و مشارکت جمعی را ممکن میسازد.
از منظر نظریههای جامعهشناسی فرهنگ، یلدا نماد تداوم و مقاومت فرهنگی است، آیینهایی از این دست حامل «سرمایه نمادین» هستند؛ سرمایهای که معنا، هویت و احساس تعلق را در میان اعضای جامعه تقویت میکند.
استفاده از نمادهایی چون انار، هندوانه، شمع و شعرخوانی حافظ، تنها عناصر تزئینی نیستند، بلکه نشانههایی فرهنگیاند که مفاهیمی چون زایش، امید، روشنایی و پیروزی نور بر تاریکی را بازنمایی کرده و بهصورت ناخودآگاه ارزشهای مشترک جامعه را به نسلهای جدید منتقل میکنند.
یلدا همچنین عرصهای برای گفتوگوی بیننسلی است که حضور بزرگترها در کانون این آیین، امکان انتقال تجربه زیسته، خاطرات تاریخی و روایتهای خانوادگی را فراهم میآورد و از این منظر یلدا نوعی «دانش غیررسمی» را بازتولید میکند؛ دانشی که در کتابها ثبت نشده اما در حافظه جمعی جامعه نقش بنیادین دارد، این تعامل بیننسلی، به کاهش شکاف نسلی و تقویت سرمایه اجتماعی کمک میکند.
در سطحی کلانتر، یلدا را میتوان پاسخی فرهنگی به اضطرابهای اجتماعی دانست؛ در دورههایی که جامعه با نااطمینانیهای اقتصادی، فشارهای روانی و تحولات سریع مواجه است، آیینهایی چون یلدا نقش «سوپاپ اطمینان» اجتماعی را ایفا میکنند، شادی جمعی، به بازسازی روانی افراد و ایجاد احساس امید و استمرار زندگی یاری میرساند.
با این حال، یلدا نیز همچون بسیاری از آیینهای سنتی، در معرض تغییر و بازتعریف قرار گرفته است، تجاریشدن مناسبتها، نمایشهای مصرفگرایانه در شبکههای اجتماعی و کاهش عمق معنایی آیینها، از چالشهای پیشروی یلدا در جامعه معاصر است.
جامعهشناسی انتقادی بر این نکته تأکید دارد که اگر آیینها از معنا تهی شده و صرفاً به مناسک نمایشی بدل شوند، کارکرد انسجامبخش خود را بهتدریج از دست خواهند داد.
در جمعبندی میتوان گفت یلدا، آیینی ساده اما عمیق است که در لایههای پنهان خود، سازوکارهای مهم اجتماعی را فعال میکند؛ از تقویت همبستگی و هویت فرهنگی گرفته تا بازتولید سرمایه اجتماعی و کاهش تنشهای روانی.
حفظ معنا و اصالت یلدا، نه در تکرار صرف مناسک، بلکه در بازخوانی آگاهانه و اجتماعی آن نهفته است؛ بازخوانیای که یلدا را همچنان بهعنوان شبی برای با هم بودن، شنیدن و امید داشتن زنده نگه میدارد.
انتهای پیام/
نظر شما