رضا تربتی فعال حوزه گردشگری در یادداشتی نوشت: گردشگری در دنیای معاصر، فراتر از سفر و تفریح، به یکی از ارکان مهم اقتصاد فرهنگی و اجتماعی کشورها تبدیل شده است. در این میان، استانهایی که از تنوع جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی برخوردارند، سهم قابل توجهی در نقشه گردشگری ملی و بینالمللی ایفا میکنند. استان مرکزی، بهعنوان قلب جغرافیایی ایران، از جمله مناطقی است که با وجود برخورداری از آثار تاریخی شاخص، جاذبههای طبیعی متنوع، آیینها و صنایعدستی اصیل، سالها با پدیده «ظرفیتهای مغفول گردشگری» مواجه بوده است.
با این حال، در سالهای اخیر و بهویژه با رویکرد جدید مدیریتی در حوزه میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، نگاه به گردشگری استان مرکزی از یک فعالیت حاشیهای به یک راهبرد توسعهای تغییر یافته و نشانههای این تحول بهتدریج در حال نمایان شدن است.
۱. تنوع بیبدیل جاذبهها؛ مزیت رقابتی استان مرکزی
استان مرکزی از معدود استانهایی است که همزمان از میراث تاریخی چندلایه، طبیعت متنوع و ظرفیتهای فرهنگی-اجتماعی غنی برخوردار است. از بافتهای تاریخی شهرهایی چون اراک، خمین، ساوه و تفرش گرفته تا روستاهای هدف گردشگری نظیر انجدان، وفس و خورهه، همگی بیانگر عمق تمدنی این خطه هستند. افزون بر آن، وجود مشاهیر علمی، دینی و فرهنگی برجسته، به گردشگری فرهنگی و معنوی استان هویتی ممتاز بخشیده است. این تنوع، فرصتی راهبردی برای طراحی بستههای متنوع گردشگری و افزایش ماندگاری گردشگران به شمار میرود.
۲. گردشگری و توسعه پایدار:
از شعار تا عمل یکی از مهمترین رویکردهای نوین در سیاستگذاری گردشگری استان مرکزی، پیوند دادن گردشگری با توسعه پایدار و توانمندسازی جوامع محلی است. ثبت و معرفی روستاهای هدف گردشگری، حمایت از بومگردیها، آموزش بهرهبرداران محلی و توجه به مشاغل خانگی مرتبط با گردشگری، نشاندهنده عبور از نگاه صرفاً کالبدی و حرکت بهسوی رویکرد انسانمحور در توسعه گردشگری است.
در این چارچوب، گردشگری نهتنها به حفظ میراثفرهنگی کمک میکند، بلکه بهعنوان ابزاری برای ایجاد اشتغال، جلوگیری از مهاجرت و تقویت سرمایه اجتماعی نیز ایفای نقش میکند.
۳. زیرساختها و سرمایهگذاری؛ حلقه تکمیلکننده زنجیره گردشگری
بدیهی است که شکوفایی گردشگری بدون فراهمسازی زیرساختهای مناسب امکانپذیر نخواهد بود. توسعه تأسیسات اقامتی، بهبود راههای دسترسی، ساماندهی خدمات گردشگری و تسهیل فرآیند سرمایهگذاری، از جمله اقداماتی است که طی سالهای اخیر در دستور کار استان مرکزی قرار گرفته است.
استفاده هدفمند از تسهیلات قانونی، از جمله تبصرههای حمایتی و بستههای تشویقی سرمایهگذاری، زمینهساز حضور فعالتر بخش خصوصی در حوزه گردشگری شده و افقهای تازهای را پیش روی این صنعت گشوده است.
۴. نقش رسانه و برندسازی مقصد گردشگری استان مرکزی
یکی از چالشهای دیرینه گردشگری استان مرکزی، ضعف در معرفی و برندسازی مقصد بوده است. امروز اما با بهرهگیری از ظرفیت رسانهها، فضای مجازی و تولید محتوای حرفهای، تصویر تازهای از استان مرکزی در حال شکلگیری است؛ تصویری که بر اصالت، تنوع و تجربهمحوری تأکید دارد.
برندسازی گردشگری، زمانی موفق خواهد بود که مبتنی بر واقعیتهای بومی، روایتهای تاریخی و مشارکت فعال ذینفعان محلی باشد؛ مسیری که استان مرکزی گامهای نخست آن را با جدیت آغاز کرده است.
نتیجهگیری
گردشگری استان مرکزی در آستانه یک نقطه عطف قرار دارد؛ نقطهای که میتواند این استان را از یک مقصد کمترشناختهشده، به یک بازیگر مؤثر در نقشه گردشگری کشور تبدیل کند. تحقق این هدف، مستلزم تداوم نگاه راهبردی، انسجام مدیریتی، تقویت زیرساختها و اعتماد به ظرفیتهای بومی است. بیتردید، با همافزایی دستگاههای اجرایی، مشارکت بخش خصوصی و نقشآفرینی جوامع محلی، گردشگری استان مرکزی میتواند به الگویی موفق از توسعه متوازن، هویتمحور و پایدار بدل شود؛ الگویی که نهتنها میراث گذشته را صیانت میکند، بلکه آیندهای روشن برای نسلهای پیشرو ترسیم خواهد کرد.
انتهای پیام/

نظر شما