احمد یوسفزاده استاد دانشگاه شهید باهنر و عضو هئیت علمی در یادداشتی نوشت: آمریکای ۲۵۰ ساله و رژیم صهیونیستی ۷۹ ساله با جمعا ۳۳۰ سال عمر، چشم دیدن فرهنگ چند هزار ساله ایران را ندارند.
حسادت آنها به قدرت نظامی ایران در منطقه و جهان منحصر نمیشود، از این روی است که به تخریب میراث ارزشمند فرهنگی کشورمان هم دست زده اند، برای آنها موزهای که میراثگاه فرهنگ و تمدن این مرز و بوم است به همان اندازه آزار دهنده است که تونلهای موشک بالستیک.
در چشمِ تنگ آنها، هر ستون عالیقاپو یک موشک خرمشهر ۴ است و هر برگ از کتب تاریخی ما یک پهباد شاهد،آنها میدانند که عمر چنارهای خیابان ولی عصر تهران از عمر تاریخ هر دوکشور روی هم بلند تر است.
از تاریخ هفت هزار ساله حوزه هلیل رود و از سیطره هخامنشیان که تا کرانه های دانوب و یونان گسترده شد اگر بگذریم، شاهنامه ما هم که راوی آن امپراتوری بزرگ و عالمگیر است، امروز مثل تیر آرش کمانگیر در چشم این بی ریشههای نوکیسه فرو رفته است که چنین دیگ حسادتشان بجوش آمده و کمر به نابودی میراثفرهنگی ما بستهاند.
همین شیخ امارات بعد از انقلاب به ایران آمده بود که هتل لاله تهران را بخرد و به هتلهای زنجیرهای خود الحاق کند، پرسیده بودند چه چیز این هتل قدیمی چشمت را گرفته، گفته بود از بهترین خاطرات کودکیام این است که با پدرم به تهران آمده بودیم و در این هتل زیبا پذیرایی شدیم و آن روزها ما کشور فقیری بودیم، بیاد آن روزها آمدهام بخرمش، که البته دست خالی برگشته بود.
خوب است که دوربین های عکاسی تصویر هواپیماهای انگلیسی و شتران صحرای ابوظبی را در یک قاب زنده نگه داشته اند، حالا حاکم این کشور ریز، به آمریکا پایگاه داده است تا عقده فروخورده کودکیاش را جبران کند.
ما با چنین افرادی در جنگیم، با آمریکایی که موجودیتش را بر اسکلت سرخپوستان بومی بنا کرده و اسراییلی که ساکنانش از شدت نفرت جهانیان به سرزمین باستانی فلسطین پناهنده شدند و کنگر خوردند و لنگر انداختند.
جامعه جهانی و یونسکو، عُرضه جلوگیری از این فاجعه فرهنگی را ندارند و ما را مجبور کردهاند تا در کنار خاکمان، از فرهنگمان هم با موشک خیبرشکن محافظت کنیم.
این روزگار تلخ تر از زهر نیز بگذرد و جهانیان وقتی شعلههای جنگ خوابید بهتر است یک بار دیگر شاهنامه فردوسی را بخوانند و باور کنند که ما ایرانیان:
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم.
انتهای پیام/
نظر شما