اسماعیل خاکسار شهمیرزادی، پژوهشگر گردشگری در یادداشتی نوشت: میراث فرهنگی ناملموس، که شامل گویشها، آیینها، موسیقی، آداب و رسوم و سنتهای زنده هر جامعه است،بخش مهمی از هویت مردم یک سرزمین را شکل میدهد. این میراث در کنار آثار ملموس، میتواند موتور محرکتوسعه گردشگری پایدار باشد؛ بهویژه در شیوهای از گردشگری که «گردشگری جامعهمحور» (CBT) نام دارد و برمشارکت وتصمیم مستقیم مردم محلی تأکید میکند. در این رویکرد، مردم نهتنها صاحبان اصلی میراث خودهستند، بلکه به بازیگران فعال توسعه گردشگری تبدیل میشوند. ایدهای که در کتاب «آسینک» (چاپ ۱۳۷۲) نیزبهعنوان انگیزهای برای تشویق همشهریانم به پاسداشت و بهرهبرداری فرهنگی از میراث ارزشمند بومی «شهمیرزاد » مطرح شده است.
استان سمنان در این زمینه نمونهای کمنظیر در کشور است. این استان به دلیل تنوع شگفتانگیز گویشها و زبانها،در پژوهشهای زبانشناسی بهعنوان «مجمعالجزایر گویشها» شناخته میشود. این تعبیر تنها یک توصیف شاعرانهنیست؛ بلکه پشتوانهای علمی دارد و نشاندهنده تنوع و گستردگی گونههای زبانی است که در شهرها و روستاهایمختلف این استان ریشهدار و باقی ماندهاند. همین تنوع میتواند بهعنوان یک «جاذبه منحصربهفرد گردشگری» مورد توجه قرار گیرد؛ جاذبهای که در بسیاری از مناطق دنیا بهعنوان میراث ناملموس، ارزش فرهنگی و اقتصادیفراوانی یافته است.
یکی از مهمترین ویژگیهای میراث ناملموس این است که با مردم زندگی میکند. برخلاف بناهای تاریخی که بدون حضور انسان نیز پابرجا میمانند، گویشها، آداب و سنن ،فقط زمانی زندهاند که مردم آنها را در گفتوگو، رفتار،آیینها و زندگی روزمره خود به کار ببرند. اما واقعیت این است که بسیاری از این میراثها در معرض فراموشیاند. تغییر سبک زندگی، مهاجرت، تأثیر رسانهها و کمرنگ شدن ارتباط نسلها با ریشههای خود، و Globalization ،موجب شده که برخی گویشها و آیینها در آستانه نابودی قرار گیرند. همین مسئله ضرورت ثبت، احیا و معرفی آنها را دوچندان میکند.
گردشگری جامعهمحور میتواند در این مسیر نقش بسیار مؤثری داشته باشد. در این نوع گردشگری، مردم محلی با استفاده از توانمندیهای فرهنگی خود، تجربههای اصیل و واقعی برای گردشگران خلق میکنند. برای مثال، روستا یا شهری که گویش خاصی دارد میتواند با برگزاری مراسم قصهگویی، اجرای ضربالمثلها، معرفی اصطلاحات محلی، یا حتی آموزش کوتاهمدت زبان بومی به گردشگران، ارزش افزودهای جدید ایجاد کند. همین کار باعث افتخار مردم بومی به زبان خود و انگیزه بیشتر برای حفظ آن میشود.
در استان سمنان، مجموعهای از گویشهای متنوع وجود دارد که هر یک میتوانند پایهای برای توسعه رویدادها و برنامههای گردشگری باشند. گویش سنگسری با ساختار پیچیده و واژگان منحصربهفرد خود یکی از شاخصترین آنها است. گویش شهمیرزادی، گویش سرخهای، سمنانی، لاسمی، بیابانکی، افتری و دهها گویش دیگر نیز هرکدام بهعنوان حلقههایی از زنجیره فرهنگ مردم این استان، جذابیتهایی ویژه برای علاقهمندان به زبانشناسی و گردشگران فرهنگی ایجاد کردهاند.
ضربالمثلها نیز بخشی ارزشمند از میراث ناملموس هستند که بهطور مستقیم با گویشها پیوند دارند. هر ضربالمثل نماینده نوعی تفکر، نگاه به زندگی، تجربه جمعی و حکمت مردمی است. گردشگری ماجراجویانه در حوزه فرهنگ (Cultural Adventure Tourism) در بسیاری از کشورها با مطالعه همین آثار زنده رونق گرفته است؛گردشگرانی که به دنبال تجربه شیوههای گفتار محلی، حضور در محافل روایی یا حتی شرکت در شبنشینیهای سنتی هستند. ضربالمثلهای محلی سمنان با بار معنایی غنی میتوانند در قالب کتابچهها، اجرای نمایشی یا شبهای فرهنگی، به بخشی از تجربه گردشگران تبدیل شوند.
آیینها و آداب و سنن نیز فرصت مهم دیگری برای گردشگری جامعهمحور به شمار میآیند. آیینهای کوچنشینی سنگسریها، مراسم مذهبی و فرهنگی بومی، جشنهای سنتی و شیوههای زندگی عشایری میتوانند بهعنوان شالودهای برای بستههای گردشگری طراحی شوند. گردشگران داخلی و خارجی به تجربه سبک زندگی بومی علاقه زیادی نشان میدهند؛ از تماشای تهیه نان محلی تا شرکت در جشنهای فصل و حضور در آیینهای کهن. در این میان، مشارکت مردم محلی، کلید اصلی موفقیت است. آنها باید خود را صاحب فرهنگ و میراث بدانند و در فرآیند معرفی آن نقش فعال داشته باشند.
در کنار این موارد، آموزش و آگاهیبخشی نیز ضروری است. اگر مردم ندانند که گویش یا سنت آنها چه ارزش فرهنگی دارد، انگیزهای برای پاسداشت آن نخواهند داشت. پژوهشها، کتابها و فعالیتهایی مانند کتاب«آسینک» نقش بسیار مهمی در ایجاد همین آگاهی دارد. اینگونه آثار زمینهای فراهم میکنند تا جامعه محلی به اهمیت سرمایه فرهنگی خود پی ببرد و از آن برای توسعه پایدار استفاده کند.
درنهایت باید گفت که گویشها، ضربالمثلها و آیینهای سنتی فقط بخشی از گذشته نیستند؛ آنها سرمایههایی زندهاند که میتوانند آینده یک جامعه را نیز بسازند. اگر این میراثها با احترام، شناخت و برنامهریزی درست در گردشگری جامعهمحور به کار گرفته شوند، هم به احیای فرهنگ بومی کمک میکنند و هم منبعی اقتصادی و اجتماعی برای مردم محلی فراهم میسازند. استان سمنان با توجه به تنوع فرهنگی کمنظیر خود، فرصت طلایی دارد تا الگویی موفق در این زمینه باشد؛ الگویی که میراث ناملموس را نه بهعنوان بقایای گذشته، بلکه بهعنوان سرمایهای برای امروز و فردا بازآفرینی میکند.
انتهای پیام/
نظر شما