کرمان بهشت زمین‌شناختی ایران، ظرفیتی خفته برای ژئوتوریسم

کرمان با میراث زمین‌شناختی میلیارد ساله و معادنی که خود تاریخ پنج‌هزار ساله تمدن را روایت می‌کنند، ظرفیتی بی‌نظیر برای گونه‌ای متفاوت از گردشگری دارد؛ گردشگری که می‌تواند مهر پایان را از پیشانی معادن متروکه بردارد و از دل تونل‌های خاموش، نبض زندگی و رونق اقتصادی را در جوامع محلی به جریان اندازد.

محمد شجاعی، جامعه‌شناس در یادداشتی نوشت: استان کرمان، نگین پهناور جنوب شرق ایران، گنجینه‌ای بی‌بدیل از ذخایر معدنی و پدیده‌های زمین‌شناختی است که می‌تواند به قطب گردشگری معادن و ژئوتوریسم کشور بدل شود.

ژئوتوریسم، شاخه‌ای از گردشگری پایدار، نه تنها تماشای طبیعت بی‌جان، که فهم داستان زمین و تعامل انسان با آن را هدف گرفته است و گردشگری معادن، روایت همین تعامل در ژرفای خاک است، توسعه این دو گونه گردشگری در کرمان، با وجود گنجینه‌های آشکار و پنهانش، فرصتی کم‌نظیر برای تحقق سه‌گانه توسعه پایدار یعنی رونق اقتصادی، پویایی اجتماعی و حفاظت محیطی فراهم می‌آورد.

 مزیت‌های استان کرمان در این حوزه یکه‌تازی می‌کند، پیکر استان بر پهنه‌هایی از تاریخ زمین‌شناختی تکیه زده که گاه به چند میلیارد سال می‌رسد، از یک سو جاذبه‌های طبیعی ژئوتوریسمی آن خیره‌کننده‌اند: بیابان لوت به عنوان نخستین اثر طبیعی ملی ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو، با کلوت‌های شگفت‌انگیز و تپه‌های ماسه‌ای نبکا، گرم‌ترین نقطه زمین در گندم بریان، گنبدهای نمکی، مخروط‌های آتشفشانی کواترنری و شبکه‌های درهم‌تنیده فرسایش بادی، همگی کلاس درس زنده زمین‌شناسی‌اند.

 از سوی دیگر، کرمان با دارا بودن بزرگ‌ترین معدن روباز خاورمیانه یعنی مس سرچشمه، معادن عظیم سنگ آهن گل‌گهر، معادن ذغال‌سنگ زرند و کوهبنان، گسترۀ معادن سنگ‌های تزئینی (مرمر، مرمریت و گرانیت) و نیز معادن تاریخی فیروزه و مس در مناطق مختلف، گنجینه‌ای زنده از میراث صنعتی و زمین‌شناختی به شمار می‌رود.

بازدید از دل این معادن غول‌پیکر، تجربه‌ای شگرف از مقیاس فعالیت انسان در دل طبیعت رقم می‌زند و دیدن چگونگی استخراج و فرآوری مواد معدنی، برای گردشگران داخلی و خارجی جذابیتی همتای جاذبه‌های کلاسیک گردشگری دارد، افزون بر این وجود معادن متروکه تاریخی و محوطه‌های ذوب فلزات کهن همچون اطراف شهداد، گواه قدمت پنج‌هزار ساله فن معدنکاری در این خطه و پیوند دیرینه فرهنگ و صنعت را به نمایش می‌گذارد.

این میراث عظیم در کنار تنوع اقلیمی از کوهستان‌های سرد سیر تا نخلستان‌های گرم خیز، دستمایه‌ای کامل برای طراحی مسیرهای گردشگری ترکیبی « معدن – فرهنگ – طبیعت » فراهم می‌کند، توسعه هدفمند این مدل از گردشگری، موتور محرکه توسعه پایدار و رونق اقتصادی در منطقه‌ای خواهد بود که اقتصاد آن به شدت به مواد خام معدنی و کشاورزی وابسته است.

نخستین و ملموس‌ترین دستاورد، تنوع‌بخشی اقتصادی و کاهش شکنندگی درآمدهای ناشی از نوسانات بازار جهانی مواد معدنی است، ایجاد ژئوپارک‌های تخصصی و مسیرهای گردشگری معدن، زنجیره‌ای از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط محلی را فعال می‌کند: از راهنمایان زمین‌گردشگری و بوم‌گردی‌های حاشیه معادن گرفته تا صنایع‌دستی مبتنی بر تراش سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی و تولید سوغات با الهام از نقوش فسیل‌ها و بلورهای معدنی.

تبدیل معادن متروکه به سایت‌های بازدید، هتل‌های زیرزمینی، موزه‌های علوم زمین و یا سالن‌های برگزاری رویدادهای هنری و علمی، از رهاسازی و فرسایش این پهنه‌ها جلوگیری کرده و با تزریق درآمد حاصل از گردشگری، هزینه‌های بازسازی محیط‌زیست و احیای پوشش گیاهی را تأمین می‌کند.

در نتیجه، مفهومی از «اقتصاد چرخشی معدن» شکل می‌پذیرد که در آن پایان عمر یک معدن، آغاز حیات دوباره آن در قامت یک جاذبه گردشگری است، اشتغال مستقیم و غیرمستقیم ایجاد شده، نرخ خروج نخبگان و جوانان از شهرهای معدنی را کاهش می‌دهد و رفاه نسبی را میان جوامع محلی پراکنده در اطراف معادن گسترش می‌بخشد.

همچنین، توسعه زیرساخت‌های دسترسی، آب و اینترنت که به بهانه گردشگری احداث می‌شوند، کیفیت زندگی ساکنان را نیز ارتقا می‌دهند، اما شاید ژرف‌ترین لایه اثرگذاری این گونه گردشگری، تأثیرات جامعه‌شناختی آن بر بافت انسانی استان کرمان باشد.

گردشگری معادن، هویت مکانی جوامع را دگرگون می‌کند، مردمانی که قرن‌ها معدن را صرفاً عرصه کار سخت و زیان‌بار تصور می‌کردند، وقتی می‌بینند که داستان تلاش نیاکانشان، کلوت‌های محل زندگی و تونل‌های قدیمی به تماشاگه گردشگران بدل شده، به میراث ناملموس و ابنیه صنعتی خویش می‌بالند و از آنان محافظت می‌کنند.

این حس تعلق، عاملی قدرتمند برای پایداری اجتماعی است، مشارکت زنان و جوانان در راه‌اندازی بوم‌گردی‌ها، کارگاه‌های تولید زیورآلات با سنگ‌های محلی و آشپزی بومی برای گردشگران، مناسبات جنسیتی و سلسله مراتب سنتی قدرت را تعدیل و روحیه کارآفرینی جمعی را تقویت می‌کند.

از طریق تعامل میان گردشگران علاقه‌مند به زمین‌شناسی و جوامع میزبان، نوعی آموزش دوطرفه اتفاق می‌افتد: گردشگران با دانش بومی و فرهنگ معدنکاری آشنا می‌شوند و جامعه محلی، ارزش علمی و زیبایی‌شناختی محیط پیرامون خود را بهتر درک کرده، نسبت به تخریب غیرمسئولانه طبیعت حساس می‌شود.

با این حال، مدیریت جامعه‌شناختی این فرآیند الزامی است، چرا که در صورت عدم برنامه‌ریزی، هجوم ناگهانی گردشگر می‌تواند به کالایی‌شدن فرهنگ، تضعیف حریم‌های اجتماعی و بروز ناهنجاری‌های رفتاری منجر شود، به همین دلیل، الگوی «گردشگری جامعه‌بنیاد» که در آن جوامع محلی خود متولی و ذی‌نفع اصلی هستند، از بسیاری از آسیب‌ها پیشگیری می‌کند و تضمین می‌دهد که منابع حاصل از گردشگری عادلانه توزیع شود.

 در پایان باید گفت استان کرمان با برخورداری از هم‌آوایی نادر زیست‌بوم بیابانی، شگفتی‌های زمین‌شناختی و عظمت معادن فعال و کهن، در آستانه تحولی چشمگیر در عرصه ژئوتوریسم و گردشگری معدنی قرار دارد، توسعه این گونه گردشگری، راهی میان‌بر برای نیل به توسعه پایدار است که می‌تواند چرخ‌های اقتصاد محلی را روان، محیط‌زیست را از تخریب بیشتر مصون و سرمایه اجتماعی را غنی کند.

 تحقق این چشم‌انداز، مستلزم عزمی استانی برای تدوین سند جامع ژئوتوریسم، تربیت راهنماهای متخصص، ترویج مفاهیم ژئوکانزرویشن یا حفاظت زمین‌شناسی در میان معدنکاران و جوامع محلی و برندسازی کرمان به مثابه «بهشت زمین‌شناختی ایران» در بازارهای بین‌المللی گردشگری است، آن‌گاه کرمان دیگر تنها قطب معدنی کشور نخواهد بود، بلکه معدن را نه در دل زمین، که در قامت موزه‌ای زنده به جهانیان نشان خواهد داد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405021601070
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha