حسن ربیعی از فعالان عرصه رسانه و حوزه گردشگری، در یادداشتی نوشت: در سپهر نبردهای نوین، جایی که انگارههای سنتی جنگ جای خود را به تقابلهای هوشمند و زیرساختمحور دادهاند، صنعت گردشگری از قامت یک حوزه صرفاً خدماتی فراتر رفته و به لایهای حیاتی در دکترین دفاع غیرعامل بدل شده است. تبیین اخیر معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی پیرامون «تمرکززدایی از هدف»، نشاندهنده تغییر پارادایمی است که در آن، هر اقامتگاه بومگردی و هر مقصد گردشگری روستایی، به مثابه یک گره راهبردی در شبکه امنیت ملی و ضامن بقای اقتصادی و اجتماعی در شرایط بحران ایفای نقش میکند.
جهان امروز شاهد گذار از جنگهای کلاسیک به نبردهای نسل چهارم و پنجم است؛ عرصهای که در آن هدف دشمن، نه لزوماً تصرف خاک، بلکه فروپاشی روانی جامعه و از کار انداختن گرههای حیاتی اقتصاد است. در چنین بستری، هوشمندی در مدیریت فضا و پهنهبندی جغرافیایی، کلید واژهی «دفاع نوین» محسوب میشود.
اشاره هوشمندانه معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی به مقوله پدافند غیرعامل، پرده از حقیقتی راهبردی برمیدارد: صنعت گردشگری به دلیل گستردگی مویرگی در پهنه سرزمین، پتانسیل شگرفی برای تحقق استراتژی «توزیع مخاطره» دارد. برخلاف صنایع متمرکز که در برابر حملات فیزیکی یا سایبری به شدت آسیبپذیرند، شبکهسازی گردشگری بر پایه مقاصد پراکنده و بومگردیهای خودکفا، هزینهی تخریب را برای بدخواهان به شدت افزایش داده و ضریب تابآوری ملی را ارتقا میبخشد.
مؤلفههای قدرتساز در پدافند گردشگری
تحقق این نگاه راهبردی، مستلزم تکیه بر چهار رکن اساسی است که پایداری ملی را تضمین میکند:
۱. کاهش آسیبپذیری زیرساختی: با توزیع جمعیت و فعالیت در نقاط مختلف، تمرکز استراتژیک از بین رفته و توان مانور کشور افزایش مییابد.
۲. امنیت غذایی و زنجیره تأمین: بهرهگیری از ظرفیتهای محلی گردشگری در زمان بحران، میتواند تداوم حیات زنجیرههای حیاتی را تضمین کند.
۳. پدافند روانی و قدرت نرم: گردشگری به عنوان نماد پویایی و حیات جامعه، سدی مستحکم در برابر جنگ روانی دشمن و ابزاری برای تثبیت هویت ملی است.
انتهای پیام/
نظر شما