محمد کاظم شمس پویا، کارشناس برنامهریزی گردشگری در یادداشتی نوشت : دیپلماسی در تعریف کلاسیک، هنر مدیریت روابط بینالملل از رهگذر مذاکره و تعامل میان نمایندگان دولتهاست. امروزه، دیپلماسی از مفهوم سنتی خود فاصله گرفته و ذینفعان و بخشهای بسیاری را دربر میگیرد. بخش گردشگری نیز از کیفیت دیپلماسی تأثیر میپذیرد. کشورهایی که از گردشگری به عنوان ابزار قدرت نرم بهره میبرند، میتوانند تصویر خود را در ذهن جهانیان بازسازی کنند.
در این چارچوب، دیپلماسی گردشگری در سه ساحت بنیادین تعریف میشود:
نخست، دیپلماسی مسیر اول (Track I Diplomacy) — دیپلماسی دولتی — بر رایزنیها، چارچوبهای حاکمیتی و توافقهای رسمی تکیه دارد. هدف آن، ایجاد پشتوانه سیاستی و اجرایی برای همکاریهاست؛ از جمله تنظیم روابط میان نهادهای مرتبط و طراحی سازوکارهای تسهیل سفر.
دوم، دیپلماسی مسیر دوم (Track II Diplomacy) بیشتر به کنشهای نیمهرسمی و غیررسمی میان بازیگران غیردولتی میپردازد. دانشگاهها، انجمنهای تخصصی، اندیشکدهها و بخش خصوصی میتوانند با تولید دانش و مشارکت در استانداردسازی، ظرفیتهای نرم و فنی لازم را برای تداوم همکاری تقویت کنند.
سوم، دیپلماسی مسیر سوم (Track III Diplomacy) در سطح روابط مردم با مردم و عرصه رسانه و فرهنگ عمومی متجلی میشود. در این گونه از دیپلماسی، گردشگر خارجی به مثابه سفیری خودجوش، روایتی زیسته و معتبر از سرزمین مقصد را با خود به خانه میبرد که میتواند کلیشههای رسانهای را بشکند.
در عصر حاضر، دیپلماسی چندمسیره گردشگری (Multi-Track Tourism Diplomacy) رویکردی است که در آن هماهنگی و همافزایی میان این سه سطح، یک ضرورت است. مسیر رسمی، چارچوبها را بنا میکند؛ مسیر تخصصی، کیفیت را ارتقا میبخشد و مسیر مردمی، اعتبار مقصد را در دل مخاطب حک میکند.
سرزمین ایران، گنجینهای از میراث کهن و کمنظیر است که ظرفیتهای چشمگیری برای دیپلماسی گردشگری دارد. اما چالشهایی چون محدودیت در برندینگ، القای ادراکات منفی و موانع زیرساختی، راه را بر تحقق کامل پتانسیلها بسته است. موفقیت در این عرصه بر سهگانه ناگسستنی استوار است: سیاستگذاری ، افق راهبردی و چارچوب حاکمیتی را پی می ریزد.برنامه ریزی ،رشته پیوندی است که اندیشه را به عمل و سیاست را به اقدام بدل می کند،دستاوردهای دیپلماتیک را به گام های عملیاتی روشن ، زمانبندی های دقیق ، تخصیص هوشمندانه و منصفانه منابع و تعیین مسئولیت های شفاف ترجمه می کند وهزینه های آشکار و پنهان بی برنامگی را به حداقل می رساند وآنگاه اجرا است که این برنامه ها را در بستر زنده مقاصد گردشگری به تجربه ای زیسته و ماندگار بدل می سازد؛تجربه ای که خود ، سفیر خاموش دیپلماسی میان ملت هاست.
در فرجام سخن باید گفت؛ دیپلماسی و گردشگری در یک چرخه تقویتکننده قرار دارند: دیپلماسی، زمینه را برای رشد گردشگری فراهم میسازد و گردشگری به نوبه خود، قدرت نرم کشور را تقویت میکند.
انتهای پیام/
نظر شما