بهگزارش خبرنگار میراثآریا، علیرضا قلی نژاد پیربازاری سرپرست معاونت فناوری و کاربردیسازی پژوهشگاه 29 اردیبهشت 1405، در مراسم نکوداشت روز جهانی موزه ها و هفته میراث فرهنگی گفت: امروز که به بهانه روز جهانی موزه ها و هفته میراث فرهنگی گردهم آمدیم میخواهم نظر خودم را از زاویهای دیگر درباره موزه مطرح کنم؛ زاویهای که برای من خیلی ارزشمند است. از موزه در دو سطح سخن می گوییم؛ یک سطح، بخشِ موزه است؛ همان جایی که در مجموعه معاونت میراث فرهنگی، بعنوان اداره کل موزه ها قرار دارد.در عینیت هم، ساختمانهایی داریم که روی آنها تابلوی موزه نصب شده است. اینها موزهاند؛ اما به نظر من، یک مقیاس دیگر از موزه هم وجود دارد که باید بیش از پیش مورد توجه قرار بگیرد.
این عضو هیئت علمی پژوهشگاه افزود: در منظومه فعالیتهایی که در میراث فرهنگی انجام میشود، بنا براین است که همه کارها شامل شناسایی، پژوهش، حفاظت، مرمت... را انجام بدهیم اما این همه را برای چه انجام میدهیم؟ برای اینکه از گذشته یاد بگیریم و اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم و در نهایت زیستِ شرافتمندانه داشته باشیم. این زیستِ شرافتمندانه در گرو خیلی چیزهاست؛ مهمترین آنها صلح، آرامش و همبستگی است. این بخشِ آخر را چه کسی انجام میدهد؟ کدام مفهوم است؟ حفاظت، شناسایی و پژوهش نیست. فقط «مفهوم موزهای» و «کار موزهای» است که این بخش آخر را انجام میدهد. تعریفش هم همین است: یعنی ایکوم ــ که نهاد مرجع است ــ وقتی درباره موزه صحبت میکند میگوید موزه نهادی است که ارزشها را گرد هم میآورد، از آنها حفاظت میکند، تلاش میکند ارزشهای بیشتری را جمعآوری کند و آنها را آموزش بدهد از طریق معرفی. وقتی هم میخواهد معرفی کند، روادار است؛ یکسویهنگر و یکجانبهنگر نیست. این همان همبستگی است؛ چون اگر همبستگی وجود نداشته باشد، رواداری در انتقال ارزشها میسر نیست.
او اظهارکرد: بنابراین، به نظر من، آن سطح از موزه آینه تمامنمای میراث فرهنگی است. و وقتی درباره میراث فرهنگی صحبت میکنیم، در سطح بالاتر نماینده همه ارزشهای انسانی است. از یک سو محصولِ حافظه و دانایی و خاطره و از سوی دیگر محصولِ نظم و عدالت و رواداریاند. تقاطع اینها موزه را می سازد. به نظر من اگر هر کسی در حوزه میراث فرهنگی یکی از این کارها را انجام دهد، کار موزهای میکند حتی اگر در بخشهایی مثل حفاظت و مرمت باشد.
قلی نژاد پیربازاری افزود: پس موضوعِ میراث فرهنگی اصلاً تمامِ نیازِ خودش را به ایفای نقشِ در موزهها میبیند. اینکه ما چقدر توانستهایم در فعالیتهای خودمان، موزه را در همان نقش به کار بگیریم، البته باید خیلی دربارهاش صحبت شود. وقتی درباره همبستگی اجتماعی صحبت میکنیم، چگونه ممکن است در کشوری متکثر مثل ایران، بدون اینکه همدیگر را خوب بشناسیم، به همبستگی فکر کنیم؟ بله، با تعارف ممکن است خیلی از کارها را انجام بدهیم. اما آنجا که در خودِمان غرق میشویم تفاوتها ممکن است بر ما چیره شود، این موزه است که این کار را میکند.
او تصریح کرد: ما جنگهایی را از سر گذراندهایم. اگر فعالیت موزهها را به «اموال» تقلیل بدهیم، روشن است که وقتی اموال موزهها را جمع میکنیم، باید موزه ها را تعطیل کنیم.اما اگر موزهها بخواهند در کیفیتی که عرض کردم ایفای نقش کنند، تازه کار موزه شروع میشود.یعنی موزهها برای ایجاد همبستگی در زمان بحران، بزرگترین مسئولیت را دارند، حداقل در حوزه میراث فرهنگی، که به نظر من در کل جامعه هم این نقش وجود دارد. حتی اگر بخشهای دیگری هم همین کار را انجام دهند،نقش موزه ای ایفا می کنند اما بدون اینکه خودشان آگاهانه بدانند، به شکلِ ناگزیر برای انجام وظیفهشان این پرچم را در دست میگیرند؛ به گذشته، به عبرتهای گذشته، به ظرفیتهای تاریخی اشاره میکنند. آنوقت است که باور میآوریم: «ما میتوانیم»و این بدون توجه به گذشته امکان ندارد..
سرپرست معاونت فناوری و کاربردی سازی پژوهشگاه گفت: ما در دورانی زندگی میکنیم که فناوری کمک زیادی به ارتباط کرده است. آیا ما خیلی بیشتر از گذشته با هم در ارتباطیم؛ آیا بیشتر از گذشته به هم نزدیک شدهایم؟ نه. حتی در روابط خانوادگی هم، وقتی دقیق نگاه میکنیم، میبینیم خیلی دورتر از گذشتهایم؛ با اینکه این فناوریها نزدیکاند.جهان امروز با یک بحران بزرگ روبهرو است. هرچه فناوری پیشرفت میکند و به ظاهر ارتباطاتِ فنی تقویت میشود، پیوستگی و همبستگی کمتر میشود. و شعار موزهها؛ پیوند دهنده جهانی گسسته شعاری است که امسال ایکوم مطرح کرده دوستانی که با شعارهای ایکوم آشنا هستند میدانند از دهه نود، ایکوم در حقیقت تلاش میکند «تمِ سال» را مطرح کند.
سرپرست معاونت فناوری و کاربردیسازی پژوهشگاه گفت: تقریباً در این دهه اخیر، ایکوم سعی میکند نقش موزه را در روابط اجتماعی برجسته کند: اینکه موزه چگونه میتواند با جوانان سر و کار داشته باشد، اینکه موزه چگونه سعی میکند بیطرف باشد و از سوی دیگر اینکه چگونه با دانایی و دانش در ارتباط است. یعنی پیوندها را سعی میکند مطرح کند و بعد شعار این است که موزهها دیگر در حصارهای خود حبس نیستند؛ موزهها از حصارهایشان بیرون میآیند و مسئولیت پاسخگویی به سؤالهای جامعه را دارند. این با تصویری که ما از ویترین و شی داریم، خیلی متفاوت است.پس اگر از این زاویه نگاه کنیم، شعاری که امسال مطرح شده فصل مشترک همه شعارهاست: موزه چه میکند؟ موزه میانجی میشود تا در جامعه پیوند ایجاد کند. که به کجا برسد؟ به صلح برسد؟ موافقم. و به نظر من این موضوع بسیار مهم است.
او افزود:اگر رفتار ما «موزهای» باشد، یعنی اگر فعالیتی میکنیم، آن فعالیت برای دانایی است؛ برای کسب دانایی و انتقال دانایی. اینجاست که پژوهش نقش بازی میکند. اصلاً مهم نیست این پژوهش را پژوهشگاه انجام میدهد یا هرجای دیگر. هر کسی در کسوت پژوهشگر اگر یک فعالیت پژوهشی انجام دهد و ماحصل آن دانایی باشد و تلاش کند این دانایی را منتقل کند، دارد یک رفتار موزهای انجام می دهد. این به نظر من همان کاری است که عزیزان پژوهشگر که تلاش زیادی میکنید، اگر این فعالیت را انجام بدهید به هدف میرسید.مجموعه میراث فرهنگی در کل چه آنهایی که در مجموعه وزارتخانه هستند و چه فعالان حوزه میراث فرهنگی بیرون از حوزه دولت همه به این دانایی نیاز دارند. این دانایی در حوزههای تخصصی جز با پژوهش به دست نمیآید.پژوهشگاه و معاونت میراث فرهنگی قطعا اگر بصورت جداگانه فعالیت کنند به هدفشان نمیرسند و کار حقیقی انجام نمی گیرد.
انتهای پیام/

نظر شما