اشکان شکاری، مدیر شرکت توسعه گردشگری اردبیل در یادداشتی نوشت: در دنیای امروز، رقابت میان مقاصد گردشگری دیگر تنها بر پایه طبیعت زیبا یا زیرساختهای اقامتی شکل نمیگیرد؛ بلکه «روایت تاریخی» به یکی از مهمترین سرمایههای گردشگری کشورها تبدیل شده است. شهرهایی که توانستهاند تاریخ خود را به یک برند جهانی تبدیل کنند، امروز علاوه بر جذب گردشگر، در دیپلماسی فرهنگی، اقتصاد خلاق و توسعه پایدار نیز جایگاهی ممتاز یافتهاند.
اردبیل یکی از معدود شهرهای ایران است که از چنین ظرفیتی برخوردار است؛ ظرفیتی که هنوز آنگونه که شایسته است، شناخته و معرفی نشده است.
برای شناخت جایگاه اردبیل، باید به بیش از پنج قرن پیش بازگردیم؛ به روزگاری که ایران پس از قرنها پراکندگی سیاسی، نیازمند وحدت، ثبات و بازسازی اقتدار ملی بود. بسیاری از مورخان برجسته، از جمله راجر سیوری، دولت صفوی را نقطه آغاز شکلگیری دولت متمرکز ایران در دوران جدید میدانند. اما پیش از آنکه اصفهان به پایتخت شکوه صفوی تبدیل شود، اردبیل خاستگاه معنوی، اجتماعی و سیاسی این نهضت بود.
خانقاه شیخ صفیالدین اردبیلی، که امروز در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است، تنها یک بنای مذهبی نبود. این مجموعه در طول سدههای هشتم تا یازدهم هجری به یک مرکز بزرگ فرهنگی، آموزشی، خدماتی و زیارتی تبدیل شد؛ مجموعهای که در کنار آرامگاه، مدرسه، کتابخانه، دارالحدیث، آشپزخانه، مهمانسرا، حمام، بازار و فضاهای خدماتی، پذیرای زائران، اندیشمندان، مریدان و مسافران از نقاط مختلف ایران و سرزمینهای همجوار بود.
اگر امروز از گردشگری سخن میگوییم، باید توجه داشت که در دوره صفوی، مفهوم امروزی گردشگری وجود نداشت؛ اما سفرهای زیارتی، علمی، تجاری و سیاسی، همان کارکردی را داشت که امروز از آن با عنوان گردشگری فرهنگی و مذهبی یاد میکنیم. از این منظر، اردبیل را میتوان یکی از مهمترین مقاصد سفر در ایران صفوی دانست؛ شهری که مقصد زائران، بازرگانان، سفرا و دانشپژوهان بود.
ظهور شاه اسماعیل صفوی نیز بر اهمیت این شهر افزود. او حرکت تاریخی خود را از اردبیل آغاز کرد و با تکیه بر پشتوانه معنوی خاندان صفوی، توانست ایران را پس از قرنها پراکندگی، تحت حاکمیت واحد گرد آورد. از این رو، اردبیل را باید خاستگاه مشروعیت دولت صفوی دانست؛ جایگاهی که در تاریخ سیاسی ایران کمنظیر است.
اما اهمیت اردبیل تنها به تاریخ سیاسی محدود نمیشود. رونق سفر به این شهر، موجب شکوفایی اقتصاد محلی نیز شد. بازارها، کاروانسراها، صنایع دستی، فرش اردبیل، هنرهای وابسته به معماری, همگی از رونق فرهنگی و اقتصادی ناشی از حضور مستمر مسافران و زائران بهرهمند شدند. به بیان دیگر، صفویه تنها دولتساز نبود؛ بلکه به شکلگیری اقتصاد سفر در اردبیل نیز کمک کرد.
از منظر جغرافیای تاریخی نیز اردبیل جایگاهی ممتاز داشت. این شهر در مسیر ارتباطی ایران با قفقاز و آناتولی قرار گرفته بود و همین موقعیت، آن را به حلقهای مهم در تبادلات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تبدیل کرده بود. امروز نیز همین موقعیت ژئوپلیتیکی میتواند در قالب گردشگری فرامرزی، دیپلماسی فرهنگی و توسعه همکاریهای منطقهای دوباره احیا شود.
همجواری با جمهوری آذربایجان، نزدیکی به کشورهای قفقاز، قرار گرفتن در مسیر کریدور بینالمللی و برخورداری از میراث جهانی، طبیعت کمنظیر سبلان، چشمههای آبگرم، عشایر، موسیقی، آیینهای بومی و صنایع دستی، مجموعهای از ظرفیتهایی را شکل داده است که در کمتر استانی به صورت همزمان وجود دارد.
با این حال، مهمترین ظرفیت اردبیل هنوز تاریخ آن است. بسیاری از شهرهای جهان، هویت گردشگری خود را بر پایه یک روایت تاریخی بنا کردهاند. پرسش اینجاست که چرا اردبیل با وجود آنکه خاستگاه صفویه و یکی از مهمترین نقاط آغاز دولت ملی ایران است، هنوز نتوانسته این هویت را به یک برند گردشگری جهانی تبدیل کند؟
پاسخ را باید در ضعف روایتسازی و برندسازی جستوجو کرد. ما آثار تاریخی ارزشمند داریم، اما هنوز نتوانستهایم داستان این آثار را برای مخاطب ایرانی و جهانی بازگو کنیم. گردشگر امروز، تنها برای دیدن یک بنا سفر نمیکند؛ او به دنبال تجربه یک روایت است. اردبیل، این روایت را در اختیار دارد؛ روایتی از عرفان، دولتسازی، هویت ایرانی و شیعی، هنر، معماری و تعامل فرهنگی.
به همین دلیل، آینده گردشگری اردبیل نباید تنها بر ساخت هتل یا توسعه زیرساختها استوار باشد؛ { صد البته که توسعه زیرساخت های گردشگری مهم است} بلکه باید بر احیای «برند صفویه» به عنوان مهمترین مزیت رقابتی استان بنا شود.
طراحی «مسیر گردشگری صفوی»، ایجاد موزه تخصصی صفویه، برگزاری جشنوارهها و همایشهای بینالمللی، تولید آثار چندرسانهای، توسعه همکاریهای علمی با مراکز پژوهشی جهان و معرفی اردبیل به عنوان خاستگاه دولت صفوی، میتواند فصل تازهای در توسعه گردشگری استان بگشاید.
در جهانی که هویت تاریخی به سرمایه اقتصادی تبدیل شده است، اردبیل بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی گذشته خود است. این بازخوانی، نه برای ماندن در تاریخ، بلکه برای ساختن آینده است.
اردبیل، تنها شهری با آثار تاریخی نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی ایران است. اگر این حافظه به درستی شناخته، روایت و معرفی شود، میتواند به یکی از مهمترین موتورهای توسعه گردشگری، دیپلماسی فرهنگی و اقتصاد خلاق شمالغرب ایران تبدیل شود.
شاید اکنون زمان آن فرارسیده باشد که اردبیل را نه صرفاً به عنوان استانی با طبیعت زیبا و چشمههای آبگرم، بلکه به عنوان «خاستگاه دولت صفوی و پایتخت معنوی تاریخ ایران صفوی» به ایران و جهان معرفی کنیم؛ روایتی که هم به تاریخ وفادار است و هم میتواند افقهای تازهای برای آینده این سرزمین بگشاید.
انتهای پیام/

نظر شما