لیلا صدقی، کارشناس ارشد پژوهش هنر در یادداشتی نوشت: در تاریخ اندیشه ایران، نامهایی وجود دارند که نهتنها در حوزه فلسفه، بلکه در شکلگیری هویت فرهنگی و تمدنی این سرزمین نقشی ماندگار ایفا کردهاند. شهابالدین یحیی بن حبش سهروردی، مشهور به شیخ اشراق، یکی از برجستهترین این چهرههاست؛ فیلسوف، حکیم و عارفی که با بنیانگذاری «حکمت اشراق» افق تازهای در فلسفه اسلامی گشود و اندیشه ایرانی را با مفاهیمی چون نور، شهود و معرفت پیوندی دوباره بخشید. او اگرچه تنها حدود ۳۷ سال زندگی کرد، اما میراث فکریاش پس از بیش از هشت قرن همچنان در محافل فلسفی و دانشگاهی جهان مورد مطالعه و توجه قرار دارد.
شهابالدین یحیی بن حبش سهروردی در سال ۵۴۹ هجری قمری (حدود ۱۱۵۴ میلادی) در شهر سهرورد، واقع در نزدیکی زنجان، دیده به جهان گشود. او تحصیلات مقدماتی خود را در مراغه آغاز کرد و نزد مجدالدین جیلی، از استادان برجسته فلسفه، به فراگیری حکمت و منطق پرداخت. سپس راهی اصفهان شد که در آن روزگار یکی از مهمترین مراکز علمی جهان اسلام به شمار میرفت و در آنجا دانش خود را در فلسفه، کلام و علوم عقلی تکمیل کرد.
سهروردی پس از پایان تحصیلات، سفرهای متعددی به عراق، آناتولی و شام انجام داد. این سفرها علاوه بر آشنایی او با اندیشههای گوناگون، زمینه شکلگیری نظام فلسفی مستقلش را فراهم کرد. وی در این دوران با دانشمندان، عارفان و متفکران بسیاری دیدار کرد و به تدریج اندیشهای را پرورش داد که بعدها با عنوان «حکمت اشراق» شناخته شد.
شهرت جهانی سهروردی بیش از هر چیز به دلیل بنیانگذاری مکتب حکمت اشراق است. این مکتب کوششی برای آشتی دادن استدلال عقلی با شهود و معرفت باطنی بود. سهروردی بر این باور بود که حقیقت تنها از راه استدلال منطقی به دست نمیآید، بلکه انسان با تهذیب نفس و سلوک معنوی نیز میتواند به شناختی عمیقتر از هستی دست یابد.
در فلسفه او، «نور» بنیادیترین حقیقت عالم است. از نگاه شیخ اشراق، همه موجودات مراتب گوناگونی از نور هستند و سرچشمه همه هستی، «نورالانوار» یا نور مطلق الهی است. این نگرش، نظامی فلسفی پدید آورد که در آن هستی، معرفت و معنویت در قالب مفهومی واحد تفسیر میشوند. سهروردی همچنین نظریهای بدیع درباره «علم حضوری» و «عالم مثال» ارائه کرد که بعدها تأثیر عمیقی بر فلسفه اسلامی، بهویژه اندیشههای ملاصدرا، بر جای گذاشت.
با وجود عمر کوتاه، سهروردی بیش از پنجاه اثر به زبانهای عربی و فارسی از خود بر جای گذاشت. آثار او را میتوان در چهار گروه اصلی دستهبندی کرد: کتابهای فلسفی، رسالههای عرفانی و تمثیلی، آثار آموزشی و دعاها و مناجاتهای رمزی.
این آثار، افزون بر ارزش فلسفی، از منظر نثر فارسی نیز جایگاهی ممتاز دارند و از نمونههای برجسته ادبیات تمثیلی ایران به شمار میآیند.
اندیشههای نوآورانه سهروردی با مخالفت برخی فقیهان و متعصبان زمانه روبهرو شد. او در شهر حلب مورد توجه ملک ظاهر، فرزند صلاحالدین ایوبی، قرار گرفت؛ اما مخالفت گروهی از عالمان دینی سرانجام به صدور حکم قتل او انجامید. سهروردی در سال ۵۸۷ هجری قمری (۱۱۹۱ میلادی) در حدود ۳۷ سالگی در حلب جان باخت و از آن پس با لقب «شیخ مقتول» نیز شناخته شد.
اگرچه زندگی شیخ اشراق کوتاه بود، اما نفوذ اندیشه او در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار گسترده است. آثار وی الهامبخش فیلسوفانی چون قطبالدین شیرازی، شمسالدین شهرزوری و ملاصدرا شد و امروزه نیز در دانشگاه ها و مراکز پژوهشی جهان به عنوان یکی از مهم ترین فیلسوفان جهان اسلام شناخته می شود.
سهروردی را میتوان حلقه پیوند حکمت ایران باستان، فلسفه یونان و اندیشه اسلامی دانست؛ اندیشمندی که با قرار دادن «نور» در مرکز تبیین هستی، میراثی ماندگار برای فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی بر جای گذاشت. نام او نهتنها در تاریخ فلسفه، بلکه در حافظه فرهنگی ایران به عنوان نماد خرد، شهود و جست و جوی حقیقت، همواره زنده خواهد ماند.
انتهای پیام/
نظر شما