مصطفی هادیپور، مدیر مجموعه جهانی کاخموزه چهلستون در یادداشتی نوشت: ایوانی با سقف چوبی که سالها بر ستونهای بلند تکیه داشت و روایتگر روزگار صفوی بود، ستونهایی که امروز پس از تکانه حادثه دیگر آن استواری پیشین را ندارند و در سکوت ایوان میتوان لرزش پنهانشان را حس کرد. تالاری که صدای تاریخ در آن پیچیده و دیوارهایی که نقاشیهای ارزشمندشان صحنههایی از شکوه گذشته را در سکوت بازگو میکنند.
ورودی کاخ نیز با آینهکاریها و مقرنسهای درخشانش هزار تکه نور را در خود میگیرد؛ همان جایی که همیشه آغاز مسیر زیبایی بوده است. اما روزی که انفجار آرامش این باغ را شکست، همهچیز برای لحظهای درنگ کرد؛ انگار چهلستون نفَسش را حبس کرده باشد.
در روزهای پس از حادثه، مرمتگران بیهیچ مکثی بر داربستها رفتند؛ آرام و دقیق، چون کسانی که زخم یک عزیز را تیمار میکنند. هر نقش، هر گره، هر تکه آینه و هر نقطه از رنگ دیوارها با دقت بررسی شد. آنچه انجام گرفت، نه مرمت بود بلکه تنها اقدام اضطراری برای حفاظت و ارزیابی. قطعات آینهکاریهای اصیل صفوی که از سطح جدا شده و بر زمین افتاده بودند، با دقت جمعآوری شدند تا از خردشدگی بیشتر جلوگیری شود.
هیچ بخشی از ایوان یا ستونهای آسیبدیده ترمیم نشد، زیرا وضعیت ناپایدار ستونها هرگونه مداخله را غیرممکن کرده بود. بررسیها تنها به ثبت آسیبهای واردشده در نقاشیها، گرهچینیهای چوبی و تزئینات داخلی محدود شد تا تصویری دقیق از شرایط بنا فراهم شود. پس از پاکسازی اولیه و ایمنسازی محدود مسیرها، مجموعه با رعایت تدابیر حفاظتی برای ایام نوروز بازگشایی شد تا گردشگران بتوانند از این میراث تاریخی دیدن کنند.
این بازگشایی بهمعنای پایان بحران نبود، بلکه گامی محتاطانه برای حفظ ارتباط مردم با میراثی بود که در دل حادثه همچنان زنده مانده است. ستونها همچنان در وضعیت ناپایدار قرار دارند و سقف چوبی تنها با اتکایی شکننده بر آنها ایستاده است. آینهکاریهای ورودی و نقاشیهای دیواری در حالی دیده میشوند که غبار حادثه بر آنها نشسته و باغ با سکوتی آهسته نشانههای بازگشت به زندگی را در خود دارد.
اما آنچه بیش از همه تأثیرگذار بود، حضور مردم بود. روزی که مجموعه دوباره گشوده شد و نخستین بازدیدکننده از میان درختان باغ گذشت، روشن شد که اینجا تنها یک بنا نیست؛ یک خاطره مشترک است. چهلستون، با همه زخمهایش، همچنان ایستاده است؛ ایستاده اما محتاط، و نیازمند رویکردی که بداند گاهی مهمترین کار، دست نزدنِ بهموقع است. تا زمانی که این مراقبت و عشق تداوم یابد، چهلستون هرچند آسیبدیده و ترکخورده همچنان خواهد ایستاد؛ نشانهای از تداوم زیبایی در دل تاریخ. به امید روزی که زخمهای این بنا درمان شود، ستونها دوباره جان بگیرند و باز صدای خنده و شادی دانشآموزانی که برای نخستینبار چشمشان به زیباییهای تاریخ میافتد، در ایوان و باغ بپیچد؛ چهلستون دوباره همان باشد که همیشه بوده: زنده، روشن و پذیرای زندگی.
انتهای پیام/

نظر شما